ناهیدنامه

ناهید هستم یک مسافر تماشاگر جستجوگر.
در این مرحله از سفر زندگی، خویشکاری من کوچینگ و پژوهش درباره‌ی شدن و موانع آن است؛ تلاشی برای شناخت لایه‌های پنهان ذهن، باورها و تله‌هایی که مانع از آفرینش همیشگی خود می‌شود. مهم‌ترین دغدغه‌ام رقص شدن و بودن است.
«ناهیدنامه» مجموعه‌ای از دل‌نوشته‌ها، تامل‌ها و ردّ قدم‌های این سفر است؛ نوشته‌هایی که از سال ۱۳۹۷ هجری شمسی آغاز شده‌اند—از ۳۵ سالگی و از زمانی که مسیرم را بیرون از دانشگاه ادامه دادم.
اگر در میان نوشته‌ها با تغییر در لحن، نگاه یا درونمایه‌ی مطالب روبه‌رو شدید، این تغییرات بازتاب دگرگونی‌های درونی عمیقی است که بارها در من رخ داده‌اند. برای من، نوشتن بخشی از فرایند زیستن و دگرگون‌شدن است؛ و شاید بتوان گفت ناهید هر روز نسخه‌ای تازه از ناهید دیروز است.

ترویج کار خوب

(ناهیدنامه 0134 – ۱۳ مرداد ۱۴۰۳) بچه که بودم، در انتهای حیاط بسیار وسیع مادربزرگم، مرغدانی و طویله و باغ قرار داشتند. بخش زیادی از غذای مرغ‌ها از اضافات مربوط به تهیه غذای خانگی بود مثل پوست خیار و ……

در آسمان هفتم خودت کیستی؟

(ناهیدنامه 0133 – ۷ مرداد ۱۴۰۳) می‌گوید: نام و نام خانوادگی؛ برگزیده تو نیست. نسبت‌های خانوادگی (همسر، پدر، مادر، برادر، خواهر) مشترک است. مدرک تحصیلی و عناوین علمی تصدیق دیگری است. شغل و پیشه؛ مصادیق فراوانی به جز تو دارد.…

سفر قهرمانی زن

(ناهیدنامه 0132 – ۱ مرداد ۱۴۰۳) کتاب «ژرفای زن بودن» نوشته خانم مورین مورداک را می‌خوانم. آنچه که از مراحل سفر قهرمانی زن امروز شرح می‌دهد، کاملا با مسیری که من آمدم و حالات روحی که در هر مرحله داشتم،…

کودکی که پیش از پسرم، باید مادری‌اش می‌کردم

(ناهیدنامه 0131 – ۲۷ تیر ۱۴۰۳) تجربه دوران نوجوانی پسرم را دوست دارم. این روزها پسر یازده ساله‌ام مکالماتی را شروع می‌کند که من را به فکر وا می‌دارد؛ به مسائلی توجه نشان می‌دهد که زمانی آرزو داشتم چنین مکالماتی…

من به فاصله دو ساعت بهشت و جهنم را دیدم!

(ناهیدنامه 0130 – ۲۲ تیر ۱۴۰۳) پرده اول داریم برای یک شب سکوت در طبیعت، پیچ و تاب‌های جاده شمال را طی می‌کنیم. راننده تپسی از مشکلاتش می‌گوید. می‌گوید خدا را شکر کنید که مرد نیستید. دو همسر و یک…

زمین بازی من

(ناهیدنامه 0129 – ۱۸ تیر ۱۴۰۳) اولین جلسات بوتکمپ کارآفرینی اجتماعی بود. پروژه این بود که از بین ۱۷ هدف توسعه پایدار، آن‌هایی را که دغدغه اصلی ما بودند، انتخاب کنیم. یکی سلامت را انتخاب کرد، دیگری اشتغال، یکی دیگر…

نقش من در پازلِ جهان

(ناهیدنامه 0128 – ۱۵ تیر ۱۴۰۳) می‌گوید این که ایران را با تمام چالش‌هایش برای ماندن انتخاب کردی، این که بین گزینه‌ها، گزینه‌های با چالش بزرگ‌تر تو را به خود می‌خوانند، یعنی ماموریت تو در دل حل همین چالش‌ها قرار…

در جستجوی کار دل

(ناهیدنامه 0127 – ۱۰ تیر ۱۴۰۳) می‌پرسد آیا مطمئنی؟ می‌گویم بله. از تمام مسیرهای خوش‌تعریف موجود، این مسیری است که از عهده‌اش برمی‌آیم و با تجارب من سازگار است. اختیار بالا دارم، می‌توانم تیم را با ارزش‌های خودم بسازم، خودم…

خودت حامی خود باش

(ناهیدنامه 0126 – ۷ تیر ۱۴۰۳) می‌گوید هنوز در حرف‌هایت به دنبال آن حمایت بیرونی هستی؛ ببین که حمایت‌هایی که قبلا دست و پا کردی، پایدار نبودند و هر بار چقدر اذیت شدی و هزینه دادی. تو باید یاد بگیری…

کار دل با انتخاب شغل بر مبنای تحلیل یا در پاسخ به عقده‌ها متفاوت است

(ناهیدنامه 0125 – ۳ تیر ۱۴۰۳) در مسیر جستجوی کار دل و اثرگذاری، زمانی بود که باور داشتم کارآفرینی اثرگذارترین کار ممکن است. خود را به این فضا نزدیک کردم. برای من ایجاد شغل یا پیوستن به کسی که چنین…

چهل سالگی

(ناهیدنامه 0124 – ۲۷ خرداد ۱۴۰۳) چهل سالگی را دوست دارم. با توشه‌ای از تجربه‌های زیسته و مسیر طی شده‌ای که بخشی از آن را با هویت خودت بوده‌ای و بخشی دیگر را با هویت القا شده از خانواده، فرهنگ…

تعالی

(ناهیدنامه 0123 – ۲۴ خرداد ۱۴۰۳) گفت صدایت حس آرامش را منتقل می‌کند و صدای گویندگی داری. حتما آن را دنبال کن. سومین نفری بود که در یک ماه اخیر چنین بازخوردی می‌داد. تا چهل سالگی چنین بازخوردی نگرفته بودم.…

عشق و تعالی

(ناهیدنامه 0121 – ۱۹ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: «مامان، مامانی میگه باید وکیل بشم بس که سوال می‌پرسم و هر چه می‌گوید، نمی‌پذیرم.» «پسرم، نسل قبل ما غالبا عادت به تفکر عمیق نداشتند. قرن‌ها حکومت و ترویج کنندگان مذهب خودساخته،…

مواجهه با ترس‌ها

(ناهیدنامه 0120 – ۱۶ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: گفتم شما جلوتر بروید. من آخر می‌آیم. فوبیای فضای بسته دارم، نمی‌توانم در آن مسیر تنگ، وسط جمعیت قرار بگیرم. نشسته بودیم. بی‌مقدمه پرسید چرا برای ترس‌هایت کاری نمی‌کنی؟ سخت نیست، راهکار…

آدم قطار یا آدم ایستگاه

(ناهیدنامه 0119 – ۱۲ خرداد ۱۴۰۳) می‌گوید ۹۰ درصد آدم‌ها از جنس ایستگاه هستند؛ تو هیچ وقت آدم ایستگاه نبودی ولی نمی‌توانستی این را بپذیری. حالا که به این پذیرش رسیدی، یاد می‌گیری که قطار بودن هم کلی دستاورد ایجاد…

چند خموش می‌کنم سوی سکوت می‌روم

(ناهیدنامه 0118 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۳) مدت‌ها بود آرزوی یک سفر را در ذهن داشتم. دلم می‌خواست بدون ترس از ناامنی جامعه کوله‌پشتی‌ام را بردارم و تنها به ماجراجویی بروم. نیاز داشتم از فضای امن و آشنا دور شوم و…

ناخدای کشتی زندگی چه کسی است؟

(ناهیدنامه 0117 – ۷ خرداد ۱۴۰۳) بعد از این همه سال جستجو، در حالی که به هر مقصدی که رسیدم، فهمیدم آن مقصدی نیست که فکر می‌کردم و ناچار به تغییر مسیر شدم؛ به نقطه‌ای رسیدم که هیچ ایده‌ای راجع…

بازنگری باورها

(ناهیدنامه 0114 – ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) برای من بیشترین بهره‌برداری از آیات قرآن، آنجاست که با بنی‌اسرائیل سخن گفته میشه و خاطرات و داستان‌های اونها یادآوری میشه. اگر قرار بود یک کتاب هدایت در این زمان به دست ما برسه،…

تا کی میخواهی رو به سوی دیگران باشی؟

(ناهیدنامه 0113 – ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳) گفت تا کی میخواهی رو به سوی دیگران باشی؟ گفتم من در دیگران به دنبال خودم بودم. ولی حالا بعد از این همه دیگران دیدن، انگار به آنجا رسیدم که میدانم جواب در درون…

زن بودن در دوران گذار از سنت به مدرنیته

(ناهیدنامه 0111 – ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) دوستی دارم که در سال‌های دانشجویی پایه کوه و سفر و ورزش صبحگاهی در پارک و دوچرخه‌سواری و ماجراجویی‌های هم بودیم. هنوز هم آن روح آزاد درونش را دارد. از ۶ سالگی پسرهایمان، گاهی…

روح زنانه در کسب و کار

(ناهیدنامه 0110 – ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳) می‌گوید برای تیم فروش که نیرو جذب می‌کنی، خانم باشند. بعدِ تجربه‌های تمام این سال‌ها به این نتیجه رسیدم که خانم‌ها متعهدتر و صادق‌تر هستند و زیر آبی نمی‌روند. حتی اگر با ناراحتی مجموعه…

گمگشته در آزادی

(ناهیدنامه 0108 – ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳) گفتم احساس می‌کنم گم شدم. از این که می‌توانم به هر سو بروم، احساس سرگشتگی دارم. تعداد زیاد گزینه‌های ممکن برای من نعمت نیستند و تحمل بار تصمیم‌گیری و انتخاب برایم آسان نیست. گفت تکلیفت…

نیمه پر لیوان را ببین

(ناهیدنامه 0107 – ۲۸ فروردین ۱۴۰۳) داشتم نوشته‌های سال گذشته‌ام در گوگل درایو را میخواندم: مصاحبه‌هایی که انجام داده بودم، برداشت‌ها و تحلیل ذهنی خودم، ریسک فاکتورها و نقاط ضعفم، و برنامه‌ریزی مسیر که داشتم. بعد دیدم اینجا که الان…

رشد حاصل از تجربه‌های تلخ

(ناهیدنامه 0106 – ۲۵ فروردین ۱۴۰۳) موسس و مدیرعامل یک شرکت دانش‌بنیان است. تعریف می‌کرد که هر زمان با نماینده سرمایه‌گذار در هیات مدیره جلسه دارد، حالش بد می‌شود از سخت‌گیری او. می‌گفت اوایل بارها از نوع برخورد او گریه…