بودن

گشودگی؛ زبان همسفران

(ناهیدنامه 0244 – ۱۶ تیر ۱۴۰۵) ✨می‌پرسد: ناهید! به چه کسی همسفر می‌گویی؟ چه معیاری باعث می‌شود که یک نفر را برای مقطعی از زندگی جزو همسفرانت بدانی و نه صرفا یک همراه؟ می‌گویم همسفر از نظر من کسی است…

آیین عشق، رقص و شدن

(ناهیدنامه 0243 – ۱۴ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول می‌گوید: «به این فکر می‌کنم که اگر از من بپرسند پیرو کدام پیامبری، نگاهم به مسیح و عشق بیکرانش خیلی نزدیکتر است. ولی باز هم نمی‌توانم با قطعیت بگویم مسیح؛ من همچنان…

امنیت، حضور، شدن

(ناهیدنامه 0242 – ۱۲ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول می‌پرسد برای این خلوت‌نشینی چه قصدی داری؟ می‌گویم چند هفته است که احساساتی در من بالا آمده و سوالات زیادی در مغزم رژه می‌روند. منتظر این روز بودم تا به قصد پاسخ…

وقتی سوال خودش را آشکار می‌کند

(ناهیدنامه 0241 – ۷ تیر ۱۴۰۵) ✨✨می‌گوید: ناهید! یادت هست چند سال پیش، سوال و دغدغه‌ی اصلی‌ات این بود که رسالتت چیست؟ و این که چه شغل یا مشاغلی برایت مناسب هستند؟ یادت هست شغل‌های مختلف را امتحان می‌کردی و…

و تو چه می‌دانی که لذت چیست؟

(ناهیدنامه 0237 – ۱۸ خرداد ۱۴۰۵) گفته بودی احساساتم از کودکی سرکوب شده و لذت بردن را فراموش کرده‌ام و این که باید لذت را تمرین کنم. گفته بودی از آب خوردن و قطره‌های باران لذت ببرم. گفته بودی خانه‌ام…

آغوشِ جهانِ بی‌برچسب

(ناهیدنامه 0236 – ۲۳ فروردین ۱۴۰۵) ✨پرده اول می‌گوید این جهان، جهان اضداد و دوقطبی‌هاست. این ویژگیِ ذهن بشر هست که از طریق اضداد، مفاهیم را درک می‌کند وگرنه در بُعد بالاتر، خبری از اضداد نیست. اگر بتوانی در همینجا…

موهبت‌های جنگ

(ناهیدنامه 0233 – ۱۱ فروردین ۱۴۰۵) ✨پرده اول روی پل ایستاده‌ایم و همگی محو تماشای آسمان آبی و نمای ۳۶۰ درجه از منظره‌ی شفاف تهران شده‌ایم. زیباترین تصویر و پاک‌ترین هوایی است که در تمام این سال‌ها تجربه کرده‌ایم‌. چهار…

زیستن در میانه‌ی امواج

(ناهیدنامه 0232 – ۱۰ فروردین ۱۴۰۵) امروز سی و یک روز از سومین جنگ نظامی ایران در دوران زندگی ۴۲ ساله‌ام می‌گذرد. این روزها به طرز عجیبی آرامم. بعد از کمی تقلای درونی و از دست رفتن روتین‌های زندگی در…

از مذاقیت روح تا خلق روایت شخصی

(ناهیدنامه 0223 – ۳۰ آبان ۱۴۰۴) ✨پرده اول: مذاقیت می‌گوید عده‌ای از مراجعان، دنیای مطلوب نحیفی دارند. باید به آن‌ها کمک کنیم دنیای مطلوب خود را وسعت ببخشند تا انتخاب‌های بیشتری در هر لحظه داشته باشند. می‌گوید هرچقدر دنیای مطلوب…

روایت یک رقصنده

(ناهیدنامه 0222 – ۲۹ آبان ۱۴۰۴) ✨پرده اول می‌پرسد که آیا دلیل حضورم روی زمین را می‌دانم؟ می‌گویم همه‌ی ما برای رشد و طی سفر اختصاصی خود اینجا هستیم. می‌گوید به این سادگی و گل و بلبلی که فکر می‌کنم…

قصه‌های بودن

(ناهیدنامه 0221 – ۲۴ آبان ۱۴۰۴) می‌پرسد: «آیا به روح اعتقاد داری؟» می‌گویم بله. می‌‌پرسد: «مسلمانی؟» در پاسخ می‌مانم. برای خودم واژه‌های خودساخته و معانی خودتعریف از واژه‌های قدیمی دارم. نمی‌دانم آیا معنای یکسانی از واژه «مسلمان» در ذهنمان داریم…

تنها رهایی (بیداری) است که اصالت دارد

(ناهیدنامه 0219 – ۶ آبان ۱۴۰۴) ✨پرده اول یک هفته‌ی سخت را پشت سر گذاشته‌ام، هفته‌ای با احساس دائم اضطراب و تنش در ناحیه‌ی شکم و کمی انقباض در فک. سعی می‌کنم با آن بمانم تا پیامش کم‌کم برایم آشکار…

سفر من به سوی رهایی معنوی

(ناهیدنامه 0216 – ۱۸ مهر ۱۴۰۴) ✨چند سال قبل بود که متوجه شدم نداشتن حمایت عاطفی در طول دوران زندگی باعث شده بود که دریافت حمایت یکی از انگیزه‌های درونی پنهانم باشد. توانستم ببینم که خیلی تلاش‌ها و به در…

جام جم درون؛ سفر به سوی عشق و بودن

(ناهیدنامه 0213 – ۲۴ مرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول زمان در «اینجا» و «اکنون» متوقف شده است. بعد از سال‌ها دوباره طعم لذت را میچشم بی آن‌که برای این تجربه تقلا کنم. حس امن بودن را در اینجا تجربه می‌کنم. فضا…

احساسات ناخوشایندی که بذرهای آگاهی بودند

(ناهیدنامه 0212 – ۱۱ مرداد ۱۴۰۴) ✨می‌گوید هر احساس ناخوشایندی پیامی با خود حمل می‌کند. در آغوشش بگیر و در برابر آن مقاومت نکن. مقاومت اجازه نمی‌دهد که پیام را دریافت کنی. ✨چندین سال است که در چرخه‌هایی درگیر احساسات…

سفر بدون مقصد: وقتی فقط «بودن» کافی بود

(ناهیدنامه 0203 – ۴ خرداد ۱۴۰۴) حدود یک سال از زمانی که تغییرات اساسی در زندگیم را شروع کردم می‌گذره. زمانی که تصمیم گرفتم به صدای درونم گوش بدم و بهش اعتماد کنم. چند ماه اول احساس شدید گمگشتکی داشتم‌.…

لذت پرواز با عقاب‌ها

(ناهیدنامه 197 – ۸ فروردین ۱۴۰۴) ✨پرده اول مدت‌هاست از چیزهایی که دیگران از آن‌ها لذت می‌برند، لذت نمی‌برم. خرید، رستوران رفتن، بازی‌های هیجانی، فیلم دیدن، شرکت در جشن و مهمانی بزرگ، ساعت‌ها دور هم راجع به مسائل روزمره حرف…

صراط مستقیم

(ناهیدنامه 0194 – ۲۶ اسفند ۱۴۰۳) برنامه‌ی آموزشی سنگینی برای خودم تدارک دیده‌ام. دلم نمی‌آید هیچ یک را کنار بگذارم. مثل ماهی افتاده بر خاک که بعد مدت‌ها تلاش و تقلا به دریا رسیده، هول افتاده‌ام و نگران از دست…

جاری باش

(ناهیدنامه 0193 – ۲۲ اسفند ۱۴۰۳) ✨پرده اول آرام به شانه‌ام می‌زند و می‌گوید: «چرا اینقدر کتفت را سفت کرده‌ای؟ شل کن. در زندگی هم همین‌قدر تلاش می‌کنی بر امور مسلط شوی؟» می‌گوید: «سماع تمرین زندگی است. تمرین سپردن خود…

در آغوش کوهستان

(ناهیدنامه 0190 – ۳۰ بهمن ۱۴۰۳) ✨پرده اول می‌پرسد: ناهید! حالت چطور است؟ می‌گویم خوبم. می‌پرسد «خوب» یعنی چه؟ یادم می‌آید که برچسب‌های خوب و بد معنا ندارند. می‌گویم راستش خوب نیستم‌. چند روز است که احساس اضطراب را درست…

جایگاه قلب تو کجاست؟

(ناهیدنامه 0189 – ۲۲ بهمن ۱۴۰۳) ✨می‌پرسد دوست داری آخرش به کجا برسی؟ می‌گویم می‌خواهم راه دسترسی‌ام به احساسات و قلبم باز شود و انرژی زنانه در من تقویت شود. می‌خواهم تعارضات درونی‌ام حل و فصل شوند و به یکپارچگی…

کجا دانند حال سبکباران ساحل‌ها

(ناهیدنامه 0187 – ۴ بهمن ۱۴۰۳) می‌گوید: «دو سال پیش به یک روانشناس مراجعه کردم. دغدغه‌ام این بود که هیچ دغدغه‌ای ندارم و نگران که در بین این هم آدم دغدغه‌مند، آیا این نشان از مشکلی دارد؟» جاری در لحظه‌ی…

دست‌اندازها در تمرینات بهوشیاری

(ناهیدنامه 0185 – ۱ بهمن ۱۴۰۳) ✨پرده اول می‌پرسم نمی‌دانم چرا در حین تمرینات مثل بقیه تجربه‌ی احساسی ندارم. هیچ احساسی در من بالا نمی‌آید. تنها فکرها می‌آیند و می‌روند. می‌گوید تجربه‌ها با هم متفاوتند و مقایسه‌ای در کار نیست.…

باش! اینجا و اکنون

(ناهیدنامه 0180 – ۹ دی ۱۴۰۳) ✨پرده اول می‌گویم آنجا که در تمرین گفتید خواسته‌هایتان را در ذهن خود تکرار کنید، من هیچ خواسته‌ای نداشتم. برای من در این مرحله از سفر زندگی، الخیر فی ما وقع. اساسا چرا باید…