(ناهیدنامه 0189 – ۲۲ بهمن ۱۴۰۳)
✨میپرسد دوست داری آخرش به کجا برسی؟
میگویم میخواهم راه دسترسیام به احساسات و قلبم باز شود و انرژی زنانه در من تقویت شود. میخواهم تعارضات درونیام حل و فصل شوند و به یکپارچگی با خود برسم. اینها مهمترین خواستههایم در این مرحله از سفر زندگی هستند.
✨میپرسد آیا میتوانی هیچ نخواهی؟
کمی فکر میکنم و میگویم نه. من هنوز تا هیچی فاصله زیادی دارم. به من حق بدهید. آیا خود شما میتوانید ادعای هیچی کنید؟ شاید هنوز باید سالها تمرین کنم که به آن نقطه برسم.
میگویم بزرگترین و مهمترین مسئلهام در این مرحله، خشم و غمی است که در درون تجربه میکنم، از تمام کسانی که باعث شدند دسترسی به قلبم را از دست بدهم و همه چیز به سر منتقل شود. دلم برای آنها هم میسوزد و انگار به پذیرش رسیدهام، اما بطور همزمان حال دلم با آنها خوب نیست.
میخواهم از تمام آنچه من را در فضای گذشته قرار میدهد، دور شوم. در حضور آنها حس امنیت ندارم هرچند که در ظاهر چیزی نشان ندهم. کاش میتوانستم بروم به یک جای خیلی دور و تمام ابزار ارتباطیام را قطع کنم و تا زمانی که به صلح درونی نرسیدهام، برنگردم. اما بابت تمام این فکرها هم خودم را سرزنش میکنم.
✨میپرسد چرا این حق را به خودت نمیدهی؟ چه کسی میگوید که نباید این کار را کنی؟ چه کسی است که میگوید باید ارتباط ظاهری را حفظ کنی؟ به این توجه کن که چه کسی است که میگوید به پذیرش رسیده؟
این صدا از سر تو میآید و والد درونت است اما قلبت و کودک درونت نپذیرفتهاند. آنها الان در کنار تو نیستند اما والد درونت به نیابت از آنها همان نقش کنترلگری را بازی میکند. اوست که همچنان به کودک درونت میگوید که احساساتش مهم نیست و حق ابراز آنها را ندارد. او همچنان کودک درونت را نادیده میگیرد و وادار به اجتناب میکند.
تو در تعارض بین سر و قلب گیر افتادهای. اما به تو میگویم که آن ظاهری را که سعی میکنی حفظ کنی، اسمش صلح نیست. صلح از درون شروع میشود نه از بیرون. اول باید قلبت باز شود و این با اجتناب اتفاق نمیافتد. تا به صلح درونی نرسی، صلح با هستی را تجربه نمیکنی.
✨میگویم نگرانم که سالها طول بکشد. اگر بمیرم و هنوز به صلح نرسیده باشم چه؟ آن زمان که گذشته را به خاطر نیاورده بودم و به آن فکر نمیکردم، ظاهرا همه چیز بهتر بود؛ اما حالا که هر روز بیشتر از دیروز احساساتم بالا میآیند و متوجه میشوم که چه آسیبهایی دیدهام، از سرانجام این روند بیم دارم.
میگوید به این دقت کن که این اما و اگرها و ترسها هم از سرت میآید. کار ذهن همین است. اجازه نده که بالاتر از قلبت قرار بگیرد. مهم این است که در مسیر باشی. معمولا قلب خیلی زودتر از آنچه فکر میکنی شفا پیدا میکند و به گشودگی و مهر و عشق میرسد اما لازمهاش این است که به جای اجتناب و نادیده گرفتن، به او توجه کنی و صدایش را بشنوی.
✨میگوید زنان بزرگترین آسیب را از این دنیای مردانه خوردهاند. دنیایی که در آن اصالت با سر است و ارزشهای سراسر مردانه بر آن حکم میرانند. دنیایی که در آن «انجام دادن» و «رسیدن» و «به دست آوردن» بر «بودن» غلبه کرده و ارزشمندتر جلوه داده میشود. حال آن که انرژی زنانه از قلب و عشق و احساسات و شهود میآید. هرچقدر که کمک کنیم که این انرژی در درون خود ما و در جهان تقویت شود، در راستای شعار «زن، زندگی، آزادی» هستیم.
📍پینوشت ۱: تصویر از نهر ۲۵۰۰ ساله داریون در مجاورت قلعه سلاسل شوشتر؛ بهمن ۱۴۰۳.

