سفر من به سوی رهایی معنوی

(ناهیدنامه 0216 – ۱۸ مهر ۱۴۰۴)

✨چند سال قبل بود که متوجه شدم نداشتن حمایت عاطفی در طول دوران زندگی باعث شده بود که دریافت حمایت یکی از انگیزه‌های درونی پنهانم باشد. توانستم ببینم که خیلی تلاش‌ها و به در و دیوار زدن‌هایم چیزی بیش از تلاش برای کسب تایید نبوده‌اند. شعارهای ظاهری قشنگی داشتم که خودم هم باورشان کرده بودم، اما وقتی عمق باطن را دیدم…

✨بعد از آن شروع کردم به درمان خود. تمرین کردم و یاد گرفتم که خودم حامی ناهید باشم؛ با تنهایی به پذیرش رسیدم و انتظارم از آدم‌ها را کم کردم. کم‌کم نسخه‌ی جدیدی از من ظهور کرد که هرچند هنوز پرتلاش است اما موتور محرک و پیشرانش بسیار متفاوت از گذشته است. این ناهید جدید از سر بی‌نیازی و عشق و اختیار واقعی حرکت می‌کند نه با فشار عقده‌های درونی.

✨ممکن است ظاهر بیرونی برای یک بیننده یکسان باشد، اما تجربه‌ی درونی بسیار بسیار متفاوت است. نوع دوم بودن، با حس رهایی و سبکی و صلح درونی همراه است. کیفیت لحظه‌های زندگی از جنسی دیگر است.

هر عقده که کنار می‌رود، مثل بند و غل و زنجیری است که باز می‌شود. کسانی که تجربه‌ی باز کردن بندهایشان را نداشته‌اند، متوجه منظورم نمی‌شوند چون این توهم را دارند که زندگی همان است و بس. آن‌ها در قفس بند‌هایشان زندگی می‌کنند و هیچ تصوری از امکان رهایی و پرواز ندارند.

✨حالا به این فکر کنید که بشود که روزی از تمام عقده‌ها و کمبودها و ترس‌هایتان خلاص شوید؛ روزی که مقهور بیماری و مرگ و نیروهای طبیعت نباشید؛ روزی که بار سنگین کارما را به زمین گذاشته باشید؛ روزی که آگاهانه و با اختیار خود، بین جهان‌ها حرکت کنید و ماموریتی که دوست دارید، به انجام برسانید؛ همچنان در مسیر رشد و «شدن» هستید، اما «تجربه بودن» کاملا متفاوت می‌شود. آن زمان شما یک انسان خداگونه خواهید بود.

آیا در سفر زندگی‌تان با یکی از این انگشت‌شمار انسان‌های خداگونه روبرو شده‌اید؟

📍پی‌نوشت ۱: تصویر مربوط به سفر برزک؛ مهر ۱۴۰۴.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *