
سهمِ من از خدا
(ناهیدنامه 0238 – 1 تیر 1405) ✨پرده اول در گروه کتابخوانیمان با موضوع رهایی معنوی، از معتقد به خدا و امام زمان داریم تا معتقد به وحدت وجود تا انسانخدایی و ماتریالیست. همه در کنار هم و پذیرا و گشوده…

(ناهیدنامه 0238 – 1 تیر 1405) ✨پرده اول در گروه کتابخوانیمان با موضوع رهایی معنوی، از معتقد به خدا و امام زمان داریم تا معتقد به وحدت وجود تا انسانخدایی و ماتریالیست. همه در کنار هم و پذیرا و گشوده…

(ناهیدنامه 0211 – ۵ مرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول روز سوم جنگ است. از آن سر دنیا در گروه فامیلی شروع میکند به ابراز خوشحالی با این استدلال که آنها که کشته میشوند مردم عادی نیستند. قلبم به درد میآید. با…

(ناهیدنامه 0210 – ۳ مرداد ۱۴۰۴) تصمیم گرفتم در عمل، سواد رسانهای پسر دوازده سالهام دانیال را بالا ببرم. صدایش کردم و ماجرای مسلمانان اویغور و کودکان بومی کانادا را برایش تعریف کردم. بعد شروع کردیم به سوال پرسیدن از…

(ناهیدنامه 0209 – ۳ تیر ۱۴۰۴) ✨سالها پیش دورهای بود که به جهانی شدن و جهانوطنی باور داشتم. بعدتر که تاریخ خواندم و وسیعتر نگاه کردم، فهمیدم دنیای واقعی هنوز فاصلهی زیادی با این شعارهای آرمانی دارد و انسان امروزی…

(ناهیدنامه 0208 – ۲۷ خرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول با این که از خانهی ما فاصله داره، شدت موج انفجار زیاده. برای من که در زمان جنگ در کودکی تهران نبودم، تجربهی جدیدی محسوب میشه. هرچند تجربهی شلیک و فرار به…

(ناهیدنامه 0207 – ۲۰ خرداد ۱۴۰۴) ✨در سال گذشته پر از سوال بودم. فهمیده بودم که تمام آنچه که در این سالها آموختم و باورها و فلسفهای که در درونم جا خوش کرده، از عهدهی تفسیر زندگی بر نمیآیند و…

(ناهیدنامه 0204 – ۹ خرداد ۱۴۰۴) ✨زرتشت و انسان خداگونه در این مرحله از زندگی و با دادههای فعلیام، اگر اجازه داشته باشم فقط با یک نفر به کافه بروم، قطعا زرتشت را انتخاب میکنم. زرتشت کسی بود که مفهوم…

(ناهیدنامه 0192 – ۱۳ اسفند ۱۴۰۳) ✨پرده اول 🔹مامان به نظرم مراسم افطاری مدرسه را ثبت نام نکنیم. فکر نکنم تو هم لذتی از این برنامه ببری. تو با بقیه مامانها خیلی فرق داری. بیشتر آنها مذهبی سنتی هستند. 🔸درست…

(ناهیدنامه 0191 – ۱۰ اسفند ۱۴۰۳) ✨پرده اول 🔹مامان! تو جایی از قرآن دیدی که گفته باشه کتابهای قبلی هم باید خونده بشن؟ 🔸آره. چندین جا به این اشاره شده. چطور مگه؟ 🔹میشه تو قرآن نشونم بدی؟ میخوام فردا با…

(ناهیدنامه 0187 – ۴ بهمن ۱۴۰۳) میگوید: «دو سال پیش به یک روانشناس مراجعه کردم. دغدغهام این بود که هیچ دغدغهای ندارم و نگران که در بین این هم آدم دغدغهمند، آیا این نشان از مشکلی دارد؟» جاری در لحظهی…

(ناهیدنامه 0179 – دی ۱۴۰۳) ✨پرده اول میگویم من هرچند هنوز جستجوگر هستم، اما وجه تماشاگر درونم در حال غلبه است. میخواهم نامم را به مسافر تماشاگر تغییر دهم. من نظارهگر زندگی هستم با تمام پستی و بلندیهایش. آنگاه که…

(ناهیدنامه 0168 – ۱۶ آبان ۱۴۰۳) ✨میگویم در جلسه مولانا خوانی، آن عزیز دوست داشتنی، گریه میکرد که نمیداند چرا در این بیش از ۶۰ سال زندگی، اینقدر به خطا رفته و فرصت درست زندگی کردن را از دست داده…

(ناهیدنامه 0144 – ۲۸ شهریور ۱۴۰۳) بتهایی که به نام بعل یا آستارت و هزاران اسم دیگر شناخته شده است، امروز آنها شرف، پرچم، حکومت، قدرت، خانواده، شهرت، تولید و نامهای بسیار دیگری به خود گرفته است. تلمود میگوید: «هرکس…

(ناهیدنامه 0142 – ۱۴ شهریور ۱۴۰۳) به قصد دریاچه گَهَر آمدهایم. با اعتماد به صحبتهای مردم شهر گمراه شدیم و با تصور این که تا جلو دریاچه جاده کشیده شده و دیگر نیازی به پیادهروی ۵ ساعته نیست، تنها یک…

(ناهیدنامه 0141 – ۱۰ شهریور ۱۴۰۳) میگوید جهان دائما در حال جهیدن است و کاری که ما میتوانیم کنیم این است که مثل موجسوار، امکانهای خود را روی آن سوار کنیم. میگوید امکان، فضای بین بود و نبود است یعنی…

(ناهیدنامه 0139 – ۲۸ مرداد ۱۴۰۳) اگر میخواهید فرزندانتان را به مرحله شک و تفکر راجع به هستی و خلقت برسانید، از سریال ماده تاریک استفاده کنید. چند شبی است که سریال ماده تاریک را به همراه پسرم میبینیم. حسابی…

(ناهیدنامه 0131 – ۲۷ تیر ۱۴۰۳) تجربه دوران نوجوانی پسرم را دوست دارم. این روزها پسر یازده سالهام مکالماتی را شروع میکند که من را به فکر وا میدارد؛ به مسائلی توجه نشان میدهد که زمانی آرزو داشتم چنین مکالماتی…

(ناهیدنامه 0121 – ۱۹ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: «مامان، مامانی میگه باید وکیل بشم بس که سوال میپرسم و هر چه میگوید، نمیپذیرم.» «پسرم، نسل قبل ما غالبا عادت به تفکر عمیق نداشتند. قرنها حکومت و ترویج کنندگان مذهب خودساخته،…

(ناهیدنامه 0116 – ۳ خرداد ۱۴۰۳) «مامان، مگه یک حادثه نبوده، پس چرا میگن شهید؟» ترجیح دادم با سوال باقی بمونه. نمیخواستم پاسخ آمادهای در ذهنش قرار بدم و خودم هم آمادگی پیش بردن درست مسیر گفت و گو را…

(ناهیدنامه 0115 – ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳) «مامان، این درسته که اگر ۳۳ بار سبحان الله ۳۳ بار الحمدلله … بگیم، کل گناهامون پاک میشه؟» گفتم کمی فکر کن. به نظرت منطقی میاد هر کاری دلمون خواست انجام بدیم و بعد…