سی صفت من پارسی

(ناهیدنامه 0192 – ۱۳ اسفند ۱۴۰۳)

✨پرده اول

🔹مامان به نظرم مراسم افطاری مدرسه را ثبت نام نکنیم. فکر نکنم تو هم لذتی از این برنامه ببری. تو با بقیه مامان‌ها خیلی فرق داری. بیشتر آن‌ها مذهبی سنتی هستند.

🔸درست می‌گویی. از معاشرت لذتی نمی‌برم اما هرطور تو بخواهی همان کار را می‌کنیم.

✨پرده دوم

یکی از والدین پیامی در گروه مدرسه فرستاده، کپی از متن یک حدیث و در آن اشاره شده که فرزندانتان را وادار به روزه کله‌گنجشکی کنید.

تمام تلاشم را می‌کنم که مثل همیشه سکوت کنم. اما نمی‌توانم و پاسخ می‌دهم. این که وادار کردن مصداق بارز رویکرد کنترل بیرونی است و نتیجه‌ای جز سست شدن پیوند کودک و والد در دراز مدت ندارد. از آسیب‌هایی که روح و روان بسیاری از نسل ما از این رویکردها خورده است، می‌گویم.

نتیجه همان است که انتظار دارم. پذیرشی در کار نیست و با تبصره و توجیه و تعریف جدید عجیب از واژه «وادار کردن»، همان مسیر به عنوان «کار درست» قلمداد می‌شود. پاسخ می‌دهم که «کار درست» مفهومی عام ندارد و یک فرد تنها می‌تواند بگوید که یک نوع خاص تربیت برای خانواده او و با توجه به باورهای او «کار درست» محسوب می‌شود.

✨پرده سوم

🔹مامان! امروز جلسه اول اسطوره‌شناسی داشتیم. معلم گفت که کامل‌ترین اسطوره‌ها، اسطوره‌های یونانی هستند؛ اما من گفتم که اشتباه است و پیچیده‌ترین اسطوره‌ها مربوط به ایران‌زمین هستند. قرار شد راجع به آن پروژه انجام بدهم. باید کمکم کنی.

🔸به این فکر می‌کنم که شاید در سال‌های آینده، تدریس بعضی محتواها به دانش‌آموزان را در برنامه‌ام بگنجانم. نمی‌شود در گوشه‌ای نشست و از بابت عمیق نبودن آدم‌ها و از دست رفتن هویت حرص خورد. امیدی به گذشته‌ها نیست. تغییر از نسل آینده رقم می‌خورد و بهترین هدف برای سرمایه‌گذاری آگاهی، این نسل هستند.

✨پرده چهارم

نشست هفتگی داریم و در باب سی صفت من پارسی و شیوه‌های عینیت بخشیدن به این ویژگی‌ها گفتگو و تبادل نظر می‌کنیم. از این سخن می‌گوییم که مسیر انسان کامل شدن، انتها ندارد و هرچقدر که روی این صفات کار می‌کنیم، بر ظرفیت درونی‌مان افزوده شده و افق‌های جدیدی از این صفات به روی ما گشوده می‌شود.

دوستی می‌گوید کسی که قدم در این مسیر می‌گذارد، سالک است و همواره گشوده به روی توسعه خود و افق‌های جدید است. به این فکر می‌کنم که برای من هم مفهوم «من آرمانی»، یک مفهوم پدیدار شونده و توسعه‌ای است. این مفهوم، نقطه انتهای قابل تصور ندارد. برای همین است که نام «در امتداد بی‌نهایت» را برای پروژه شخصی‌ام برگزیده‌ام.

از تجربه‌ام می‌گویم که هرچقدر در مسیر سفر تلاش کردم و خود را توسعه دادم، علاوه بر باز شدن افق‌های جدید برای هر صفت، آدم‌های دور و بر هم عوض شدند.
به مرور آدم‌ها و دوستانی در اطرافم قرار گرفتند که در برخی صفات که در فضای رایج جامعه به کلی گم شده‌اند، پیشرو هستند و همان‌ها هستند که الگو و انگیزاننده‌ام برای ادامه مسیر و تلاش بیشتر هستند.

✨پرده پنجم

نشسته‌ام و نعمت‌هایی را که در این سال‌ها به من عطا شده یک به یک می‌نویسم و از بابت آن‌ها خدا را شکر می‌کنم. چندین صفحه نوشته‌ام. نظری به تک‌تک موارد می‌اندازم. غالب آن‌ها مربوط است به آدم‌ها و معلمان و دوستانی که در سخت‌ترین مراحل سفر در مسیرم قرار گرفتند و امید و انگیزه و عشق را دوباره در من زنده کردند. از خدا می‌خواهم که همچون گذشته، مسیرم را پر از سالکان پیشروی «من پارسی» کند.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *