حرکت رو به جلوی نسل‌ها

(ناهیدنامه 0191 – ۱۰ اسفند ۱۴۰۳)

✨پرده اول

🔹مامان! تو جایی از قرآن دیدی که گفته باشه کتاب‌های قبلی هم باید خونده بشن؟

🔸آره. چندین جا به این اشاره شده. چطور مگه؟

🔹میشه تو قرآن نشونم بدی؟ می‌خوام فردا با معلم قرآن صحبت کنم.

🔸اولین آیات سوره بقره را نشانش می‌دهم و برایش معنی می‌کنم. آنجا که در شرح «متقیان» آورده شده:
«الذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخرة هم یوقنون.»

کلی ذوق می‌کند. به او یادآور می‌شوم که کتاب‌ها و پیامبران قبلی فقط آن‌هایی نیستند که در قرآن به آن‌ها اشاره شده و تعداد آن‌ها خیلی بیشتر است و حتی در قرآن هم به این نکته اشاره شده؛ در نتیجه خردمندان هر منبعی که از حکمت به دستشان برسد، با روی گشاده بررسی و درباره آن تفکر می‌کنند.

🔹مامان! امروز با معلم قرآن صحبت کردم و به نتیجه نرسیدیم. قبول داشت که کتاب‌های قبلی هم مهم بودند اما می‌گفت که اونها تحریف شدند و برای ما قرآن و اهل بیت و اماما کافیه. میگفت امام‌های ما خیلی بالاتر از پیامبران هستند. از معلم قرآن پرسیدم که مگه فاصله پیامبر اسلام با پیامبر قبلی حداقل ۶۰۰ سال نبوده؟ مگه در این فاصله لازم نشده که دین جدید بیاد؟ پس چطور می‌گویید که در ۱۴۰۰ سال بعد پیامبر اسلام، هدایت جدیدی لازم نیست؟ مگه عقل آدم‌ها از اون زمان کلی رشد نکرده؟

🔸خب! چه جوابی داد؟

🔹هیچی. قانع نشد و گفت اسلام کاملترین دینه.

🔸خب پسرم! دیگر با معلم قرآنت بحث نکن و در پی قانع کردنش نباش. خدا در قرآن راجع به این آدم‌ها که به روی شنیدن نظرات متفاوت باز نیستند و بر عقاید و باورهای ثابت خودشون چسبیدند و تعصب دارند، با عنوان ناشنوا یاد می‌کنه. به پیامبرش هم میگه از این که سخنانش را نمی‌شنوند، اینقدر غصه نخوره.

انرژی‌ات را روی دایره‌ی اثرگذاری‌ات متمرکز کن. تو نمی‌تونی باورهای آدم‌ها را تغییر بدی؛ و نمی‌تونی با آدم‌هایی که تغییرناپذیرند و رشد و حرکت در عقاید و افکار ندارند، وارد بحث بشی.

به قول یک استادم، اینها «مذهب» را که از «ذهب» و «رفتن» میاد را به «مسکن» و «سکون» تبدیل کردند.

مهم اینه که تو پویا و جاری باشی و گوش و قلبت به روی شنیدن هر سخنی گشوده و باز باشه و از شرق و غرب و قدیم و جدید بسیار مطالعه و تفکر کنی. یکی از مهمترین وظیفه‌های هر آدمی در زندگی، جستجوی حقیقت در بین تمام منابع و تجربه‌هاشه. هر کسی باید به نسخه شخصی خودش از حقیقت برسه.

پرده دوم

🔹مامان! میشه برای جشن شعبانیه مدرسه، ما هم بریم؟ اجرای سرود داریم و نمره داره.

🔸باشه. میریم.

🔹فقط این که سرودی که باید بخونیم، یک جاهاییش خیلی بی‌معنیه. این چیزهایی که تو سرود به امام زمان میگه، معنی نمیده.

🔸فکر نمی‌کنی برای این صحبت‌ها دیر شده؟ همون روز اول که متن را به شما دادند و به این نتیجه رسیدی، باید با معلمت صحبت می‌کردی. نه این که سرودی که به متنش باور نداری را حفظ کنی و الان تو دوراهی باشی.

🔹مامان! اینها مگه نمیگن امام زمان وقتی میاد که همه چیز در تاریکی و ظلمه. چطوری او می‌خواد آدمها را نجات بده و بعدش همه چیز خیلی خوب بشه؟

🔸تو که خودت میدونی چرا اکثر ادیان این اسطوره را دارند و اون انسان کاملی که قراره بیاد، نماد خود ما آدم‌هاست که باید در تاریخ به اون مرحله برسیم. تو که خودت می‌دونی آدم‌ها از برداشتن بار مسئولیت می‌ترسن و ترجیح میدن به جای این که خودشون دست به کار بشن و تغییر کنند، اون را به گردن یک آدم بندازن که بیاد و تغییر ایجاد کنه.

📍پی‌نوشت ۱: تصویر از هفت‌تپه شوش؛ بهمن ۱۴۰۳.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *