توسعه فردی

سرمایه‌گذاری روی خودت: هزینه‌ای که هرگز پشیمان نمی‌شوی!

(ناهیدنامه 0206 – ۱۳ خرداد ۱۴۰۴) ✨دو سوم هزینه‌های ماهیانه‌ام مربوط هست به آموزش و توسعه فردی خودم. حداقل نیمی از مابقی هم مربوطه به آموزش پسرم و سفر. تنها جایی که از هزینه کردن پشیمان نمیشم همینجاست. ✨سال‌هاست که…

تجربه‌ها از معنا

(ناهیدنامه 0136 – ۱۸ مرداد ۱۴۰۳) مشق شوق پنجم این است که تجربه‌هایم از معنا در زندگی را بنویسم و به این فکر کنم که این معناها متاثر از کدام حقایق در زندگی من هستند؟ از کودکی تا به امروز…

زمین بازی من

(ناهیدنامه 0129 – ۱۸ تیر ۱۴۰۳) اولین جلسات بوتکمپ کارآفرینی اجتماعی بود. پروژه این بود که از بین ۱۷ هدف توسعه پایدار، آن‌هایی را که دغدغه اصلی ما بودند، انتخاب کنیم. یکی سلامت را انتخاب کرد، دیگری اشتغال، یکی دیگر…

عشق و تعالی

(ناهیدنامه 0121 – ۱۹ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: «مامان، مامانی میگه باید وکیل بشم بس که سوال می‌پرسم و هر چه می‌گوید، نمی‌پذیرم.» «پسرم، نسل قبل ما غالبا عادت به تفکر عمیق نداشتند. قرن‌ها حکومت و ترویج کنندگان مذهب خودساخته،…

بازنگری باورها

(ناهیدنامه 0114 – ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) برای من بیشترین بهره‌برداری از آیات قرآن، آنجاست که با بنی‌اسرائیل سخن گفته میشه و خاطرات و داستان‌های اونها یادآوری میشه. اگر قرار بود یک کتاب هدایت در این زمان به دست ما برسه،…

نیمه پر لیوان را ببین

(ناهیدنامه 0107 – ۲۸ فروردین ۱۴۰۳) داشتم نوشته‌های سال گذشته‌ام در گوگل درایو را میخواندم: مصاحبه‌هایی که انجام داده بودم، برداشت‌ها و تحلیل ذهنی خودم، ریسک فاکتورها و نقاط ضعفم، و برنامه‌ریزی مسیر که داشتم. بعد دیدم اینجا که الان…

رشد حاصل از تجربه‌های تلخ

(ناهیدنامه 0106 – ۲۵ فروردین ۱۴۰۳) موسس و مدیرعامل یک شرکت دانش‌بنیان است. تعریف می‌کرد که هر زمان با نماینده سرمایه‌گذار در هیات مدیره جلسه دارد، حالش بد می‌شود از سخت‌گیری او. می‌گفت اوایل بارها از نوع برخورد او گریه…

روزنوشت – پوست‌اندازی در انتهای اسفند

(ناهیدنامه 0104 – ۲۲ اسفند ۱۴۰۳) بیست روز قبل از نظر روحی روانی در وضعیت بسیار بدی بودم. ذهنم لحظه‌ای من را رها نمی‌کرد. مدام تحلیل می‌کرد، سرزنشم می‌کرد و اشتباهاتم را پررنگ می‌کرد. نه این که یک روزه به…

نعمتِ حضور

(ناهیدنامه 0103 – ۲۱ بهمن ۱۴۰۲) از بزرگترین نعمت‌های دنیا داشتن دوستی است که نقش گوش شنوا و coach را برات بازی می‌کنه. دوستی که کمک می‌کنه کلاف سردرگم ذهنت باز بشه و نکاتی را ببینی که در سایه قرار…

من اصیل

(ناهیدنامه 0098 – ۱۵ مهر ۱۴۰۳) “این که شما در کودکی می‌خواستی شبیه شوهرخاله‌ات که مدیر کارخانه بود بشی، و آن موقعیت برایت جذاب بود، دلیلش این بوده که کسی که خودش شده، خیلی جذابه. همه دوست دارند شبیهش باشند…

جنبش مهسا و تاثیرات آن بر شجاعت و آگاهی من

(ناهیدنامه 0096 – ۲۷ مرداد ۱۴۰۲) در پست قبل راجع به این نوشتم که بعد از ماجرای مهسا امینی، بسیاری از ما تحولات و انقلاب درونی را تجربه کردیم. می‌خواهم راجع به تجربه خودم بنویسم.‌ این که الان در یک…

تجربه فضای غریب

(ناهیدنامه 0094 – ۲۱ شهریور ۱۴۰۲) دیروز که برای دیدن دو خط فروشی وارداتی از چین به یک سوله تولیدی بزرگ رفته بودیم، محو عظمت سوله و فضای حاکم بر آن شده بودم؛ حسی که تجربه می‌کردم، نسخه بسیار خفیف…

به واقعیت پیوستن تصویر دیرینه

(ناهیدنامه 0090 – ۱۷ مرداد ۱۴۰۲) این روزها برایم روزهایی خاص و سرشار از تجربه هستند. همیشه وقتی در مسیرهای بین شهری از جلوی سوله‌های بزرگ در شهرک‌های صنعتی می‌گذشتیم، با حسرت به آن‌ها نگاه می‌کردم و دلم می‌خواست از…

دایره داستان آدم‌ها

(ناهیدنامه 0089 – ۵ مرداد ۱۴۰۲) تازگی‌ها به یک دسته‌بندی از آدم‌ها بر اساس دایره داستان و وسعت تخیلشون رسیدم. پیش آمده که در فضای مبهم فکری خودتون، اون دایره را خیلی بزرگتر از چیزی ببینید که الان شما و…

چرایی و معنا

(ناهیدنامه 0080 – ۴ اردیبهشت ۱۴۰۲) می‌پرسد: نوشته ای دغدغه ات بهبود اقتصاد کشور است. این از کجا می‌آید؟ می‌گویم نمی‌دانم، یک دغدغه ذهنی است که همیشه با من است با این که در یک خانواده با سطح اقتصادی متوسط…

کوله‌پشتی سال 1402

(ناهیدنامه 0075 – ۸ فروردین ۱۴۰۲) مهمترین درسی که در ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۱ گرفتم و تصمیم دارم آن را در کوله‌پشتی سال ۱۴۰۲ بگذارم، کاهش کنترل‌گری، همگام شدن با کائنات، و پذیرش و هماهنگی با چیزها و شرایطی است…

روزنوشت – کارآفرینی اجتماعی

(ناهیدنامه 0073 – ۵ فروردین ۱۴۰۲) امروز با خانم آمال موسوی، موسس خانه امکان، ملاقات داشتم. فکر می‌کنم که گمگشته‌ام را پیدا کردم. آن چیزی که من به دنبالش هستم مفهومی است به نام نوآوری اجتماعی یا کارآفرینی اجتماعی. باید…

ارزیابی عملکرد سال 1401 بر مبنای مدل 10F

(ناهیدنامه 0071 – ۲۹ اسفند ۱۴۰۱) نیمه اول سال ۱۴۰۱ با دوره مدیریت محصول بوژان، کارگاه خلق کسب و کار رضا باقری، و جلسات و کارگاه‌های پارک شریف، به فضاهای جدیدی وارد شدم، مدل ذهنی‌ام تغییر کرد و توانستم با…

درس‌آموخته‌های سال 1401 – پویش تجربه من دایان

(ناهیدنامه 0070 – ۲۷ اسفند ۱۴۰۱) سال ۱۴۰۱ برای من سالی پر از حادثه‌های درونی و بیرونی و درس آموخته‌ها و تحولات بود. یاد گرفتم و فهمیدم که برای من با ارزش‌های صداقت، شفافیت و صراحت، سگمنت هدف دولتی/خصولتی بدترین…

رویا ساختنی است یا یافتنی؟

(ناهیدنامه 0066 – ۲۸ بهمن ۱۴۰۱) در ماه‌های اخیر خیلی زیاد به چشم‌اندازم و اثری که می‌خواهم از خودم در دنیا به جا بگذارم فکر کردم. چشم‌انداز و بیانیه ماموریت فردی قبلی‌ام نیاز به بازنویسی داشت. مسیرهای مختلفی برایم باز…

برای مادران کارآفرین یا پرمشغله

(ناهیدنامه 0056 – ۱۰ شهریور ۱۴۰۲) وقتی از کارمندی به کارآفرینی تغییر مسیر دادم، همه چیز روبراه بود و روز به روز راضی‌تر از دیروز بودم، به جز یک مورد: احساس کم‌کاری در نقش و مسئولیت مادری. وقتی کارمند بودم،…

دوره مدیریت محصول مدرسه بوژان

(ناهیدنامه 0053 – ۱ مرداد ۱۴۰۱) روزی که آگهی دوره مدیریت محصولی مدرسه بوژان را یکی از دوستان تو لینکداین برام فرستاد، مثل تمام تصمیمات یکهویی دیگه تو زندگیم، خیلی سریع تصمیم گرفتم که ریسک کنم و ببینم چی پیش…

همراه و هم‌مسیر

(ناهیدنامه 0051 – ۲۰ خرداد ۱۴۰۱) یک روزهایی که خیلی خسته و خالی از انرژی می‌شم، در دلم آرزو می‌کنم که کاش یک همپا و هم‌مسیر داشتم. تنها کارکردی که از این هم‌مسیر انتظار داشتم، انگیزه و انرژی دادن و…