(ناهیدنامه 0054 – ۲۵ مرداد ۱۴۰۱)
دیروز در کارگاه خلق کسب و کار، استاد عزیز، رضا باقری از این میگفتن که یک استارتاپ آیینه بنیانگذار آن است و از اونجا که نگرش و نوع بودن هر بنیانگذاری، تحت تاثیر تجربه زیستهاش است و هر تجربه زیستهای مزایا و معایبی داره، بنیانگذار باید یاد بگیره که مدام تغییر کنه و نگرشهای خود را اصلاح و به روز کنه. برای خود من، سرعت تغییرات درونی از زمان تاسیس دایوتک خیلی بالا رفته و یکی از مهمترین عاملهایی که باعث شده این مسیر کارآفرینی را دوست داشته باشم و به نوعی بهش معتاد بشم، همینه. در بسترهای قبلی که تجربه کرده بودم، اینقدر زمینه خودشناسی و رشد فراهم نبود.
اما مسئلهای که در این مدت ذهنم را درگیر کرده اینه که وقتی شما تغییر دائمی را به عنوان حالت پیشفرض زندگی انتخاب میکنی، خیلی از اطرافیان نمیتونن خودشون را با سرعت تغییرات شما هماهنگ کنند. حتی گاهی این که شما چنین انتخابی کرده باشی را نمیپذیرند و حق مسلم شما نمیدونند. به هرحال چنین انتخابی غالبا نمودهای بیرونی هم داره که خانواده و دوستان و اطرافیان نزدیک را هم تحتالشعاع قرار میده و شاید انتخاب اونها زندگی باثبات و با سرعت رشد و تغییر خیلی خیلی ملایم باشه.
شما برای حل این مسئله چه رویکردی را در پیش گرفتید؟ ممنون میشم اگر تجربیات و راهکارهاتون را به اشتراک بگذارید.

