(ناهیدنامه 0053 – ۱ مرداد ۱۴۰۱)
روزی که آگهی دوره مدیریت محصولی مدرسه بوژان را یکی از دوستان تو لینکداین برام فرستاد، مثل تمام تصمیمات یکهویی دیگه تو زندگیم، خیلی سریع تصمیم گرفتم که ریسک کنم و ببینم چی پیش میاد.
از مدیریت محصولی چیز زیادی نمیدونستم، فقط میدونستم که حالا که قراره محصولی را تو دایوتک توسعه بدیم، قاعدتا باید یک مدیر محصول داشته باشیم و یکی باید بارش را برداره و مدیریت محصولی را یاد بگیره.
بعد از مصاحبه با محمد جعفری، وقتی هر سوالی از من پرسید، شرح شخصیت خودم بود، هیجانزدهتر شدم؛ امیدوار شدم که تو این دوره تکلیفم با خودم و مسیر شغلیم روشنتر بشه. منی که در تمام عمرم، افراد تخصصگرا دیده بودم و برام پیش نیامده بود که به یک شغل تا این حد چندوجهی از نزدیک مواجه بشم، ذوق داشتم که احتمالا با کلی آدم از جنس متفاوت از شبکه دوستان قبلیم مواجه خواهم شد.
الان که در میانه دوره هستیم، باید اعتراف کنم که بوژان برای من بسیار فراتر از حد تصور و انتظارم بود. اوایل شک داشتم که قابل رقابت با دورههای Coursera باشه اما الان با اطمینان میتونم بگم که دستاورد و خروجی بوژان برای من قابل مقایسه با گذراندن چند درس در Coursera نیست.
محمد جعفری! محصول “دوره مدیریت محصول مدرسه بوژان” خیلی دوست داشتنیه و باید بگم مدیر محصول فوقالعادهای هستی؛ مهمترین ارزشی که محصول شما برای من خلق کرد، تغییر مایندست بود.
مدل ذهنی من متحول شد، و یاد گرفتم آنچه اصالت دارد مهارت حل مسئله و قدرت تصمیمگیری من و تیم است؛ دیگر از دیدن یا شنیدن راجع به مدلها و فریمورکها نمیترسم؛ نگران این نیستم که تیم ما از متد اسکرام استفاده نمیکنه؛ به دنبال پیادهسازی OKR در تیم کوچک دایوتک نیستم چون میبینم که با روش ابداعی خودمان به تمام دستاوردهای مد نظر OKR رسیدیم. ترسم نسبت به مدیریت پروژه و مهارتهای فنی که نمیدانستم، ریخت.
یاد گرفتم که نباید دنبالهروی محض باشم، صرفا باید با ابزارها و روشها آشنا باشم تا با توجه به شرایط تیم و محصول تصمیم بگیرم که آیا میخواهم از آنها استفاده کنم یا این که صرفا ایده بگیرم و روش خلاقانه خودمان را پیاده کنم.
بوژان به ما تعهد داده بود که ما را در مسیر قرار میده و این مسیر، یک مسیر طولانی و ادامهدار خواهد بود؛ بوژان، تا اینجا عالی به تعهدت عمل کردی و بابت همه چیز ممنونم.

