
استراتژی انسانمحور
(ناهیدنامه 0147 – ۶ مهر ۱۴۰۳) نشستهایم به صحبت تا ببینیم آیا وجه اشتراکی بین نیازهای کسب و کار او و تواناییهای من پیدا میکنیم؟ صحبتهایش را انجام داده و از من میخواهد بگویم برای چه نقشهایی مناسبم. میگویم من…

(ناهیدنامه 0147 – ۶ مهر ۱۴۰۳) نشستهایم به صحبت تا ببینیم آیا وجه اشتراکی بین نیازهای کسب و کار او و تواناییهای من پیدا میکنیم؟ صحبتهایش را انجام داده و از من میخواهد بگویم برای چه نقشهایی مناسبم. میگویم من…

(ناهیدنامه 0110 – ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳) میگوید برای تیم فروش که نیرو جذب میکنی، خانم باشند. بعدِ تجربههای تمام این سالها به این نتیجه رسیدم که خانمها متعهدتر و صادقتر هستند و زیر آبی نمیروند. حتی اگر با ناراحتی مجموعه…

(ناهیدنامه 0101 – ۶ آبان ۱۴۰۲) او فقط مدیرعامل و موسس نبود. یک رهبر و معلم ذاتی بود. اکثر کارگرها و کارکنان دوستش داشتند و تعهد عمیق نسبت به او و سازمان حس میکردند. با حوصله به آنها آموزش میداد…

(ناهیدنامه 0100 – ۲۹ مهر ۱۴۰۲) امروز بعد ماهها، حس بودن در یک تیم خوب و صمیمی را تجربه کردم. تیمی که با حذف و اضافه ساختمش، از تلاطمها عبورش دادم و حالا رسیدیم به جایی که از ته قلب…

(ناهیدنامه 0099 – ۱۸ مهر ۱۴۰۳) بعد از چند سال تجربه در فضای کاری برنامهنویسها، این روزها دارم فضای کاری جدیدی را تجربه میکنم. از آن فضای استارتاپی و حال و هوای پارک فناوری شریف پرت شدم به یک فضای…

(ناهیدنامه 0097 – ۱۱ مهر ۱۴۰۲) امروز بعد ماهها، دوباره تجربه آموزش یک نیروی تازهکار را داشتم این بار برای واحد فروش؛ و به عادت همیشه آموزش را با یک کار واقعی شروع کردم. روز دوم کاریاش بود. از او…

(ناهیدنامه 0092 – ۲۴ مرداد ۱۴۰۲) مشتری تماس گرفته که محصول ایراد دارد و مجبور شدهاند موارد به کار گرفته شده را جمعآوری کنند. فیلم هم فرستاده است. مدیر تولید و مدیر کارخانه زیر بار نمیروند و میگویند خود مشتری…

(ناهیدنامه 0088 – ۱۰ تیر ۱۴۰۲) یک ارزش مهم برای من رشد است که شکل شدید آن تحول و آفرینش دوباره است. سالهاست که دارم تغییرات بنیادی را تجربه میکنم. بارها و بارها متحول شدم و من جدیدی از خاکستر…

(ناهیدنامه 0085 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۲) گفت: قراردادی با فلان شرکت کبیر دولتی داریم؛ بخشی از کار، یک پروژه تحلیل داده و ارائه داشبورد است؛ شما و تیمتان آن پروژه را انجام دهید. گفتم: شما که میدانید مدیران دولتی فرهنگ…

(ناهیدنامه 0079 – ۱ اردیبهشت ۱۴۰۲) با شروع بوتکمپ خانه امکان و همزمان با جلسات که پیش میریم، دارم کسب و کار جدید را در ذهنم شکل میدم. کارآفرینی از ذهن و با یک دغدغه شروع میشه. بعد کارآفرین در…

(ناهیدنامه 0075 – ۸ فروردین ۱۴۰۲) مهمترین درسی که در ماههای پایانی سال ۱۴۰۱ گرفتم و تصمیم دارم آن را در کولهپشتی سال ۱۴۰۲ بگذارم، کاهش کنترلگری، همگام شدن با کائنات، و پذیرش و هماهنگی با چیزها و شرایطی است…

(ناهیدنامه 0073 – ۵ فروردین ۱۴۰۲) امروز با خانم آمال موسوی، موسس خانه امکان، ملاقات داشتم. فکر میکنم که گمگشتهام را پیدا کردم. آن چیزی که من به دنبالش هستم مفهومی است به نام نوآوری اجتماعی یا کارآفرینی اجتماعی. باید…

(ناهیدنامه 0072 – ۳ فروردین ۱۴۰۲) زمانی که بر سگمنت دولتی تمرکز کرده بودم، ایدهام این بود که میخواهم بر زیرساختهای کشور اثر بگذارم و بهبود ایجاد کنم. میگفتم میدانم که دولت، ساختار بسیار بدی دارد و موانع زیادی موجود…

(ناهیدنامه 0063 – ۲۵ آذر ۱۴۰۱) با کسی کار، زندگی و یا دوستی کنید که وقتی راجع به نقاط قوت و ضعفتان میپرسید، بتواند پاسخ دهد و قدر و جایگاه نقاط قوت شما را بداند. این یعنی تا این حد…

(ناهیدنامه 0062 – ۲۰ آذر ۱۴۰۱) در دو سال کرونا، پسرم از خدمات یک مدرسه خانگی که در واقع یک کسب و کار کوچک است، استفاده میکرد. در ابتدای امسال بین دو مسیر ثبتنام در مدرسه خانگی و برگشت به…

(ناهیدنامه 0059 – ۱۵ آبان ۱۴۰۱) تا قبل از این، اعتقاد به اصلاح از پایین به بالا داشتم. میگفتم حکومت فاسد و مشکلدار است، و رفتارهای اشتباه در بسیاری از ما نهادینه شده؛ راه تغییر این هست که هر یک…

(ناهیدنامه 0056 – ۱۰ شهریور ۱۴۰۲) وقتی از کارمندی به کارآفرینی تغییر مسیر دادم، همه چیز روبراه بود و روز به روز راضیتر از دیروز بودم، به جز یک مورد: احساس کمکاری در نقش و مسئولیت مادری. وقتی کارمند بودم،…

(ناهیدنامه 0054 – ۲۵ مرداد ۱۴۰۱) دیروز در کارگاه خلق کسب و کار، استاد عزیز، رضا باقری از این میگفتن که یک استارتاپ آیینه بنیانگذار آن است و از اونجا که نگرش و نوع بودن هر بنیانگذاری، تحت تاثیر تجربه…

(ناهیدنامه 0052 – ۱۵ تیر ۱۴۰۱) همسرم به دعوت مدیر عامل سابق یک پتروشیمی بزرگ، برای حل یک مشکل در قالب مشاوره و اجرای یک پروژه پژوهشی ورود کرد. در طول اجرای پروژه از کارشکنیهای بعضی از نفرات تیم مهندسی…

(ناهیدنامه 0030 – ۱۲ در ۱۴۰۰) راز ارتباط موثر با مشتری از دید من فقط و فقط یک چیز است: این که مشتری را دوست داشته باشی و از ته دل بخواهی مشکلی از مشکلاتش را حل کنی و خدمتی…

(ناهیدنامه 0021 – ۲۳ مهر ۱۴۰۰) میخواستم بیانیه ماموریت فردیام را برای ۵ سال آینده بنویسم. داشتم نمونههای بیانیهها را میخواندم. همه به دنبال اثرگذاری بودند. این که ردی از خود در جایی، در جسم دیگری، ذهن دیگری، روح دیگری،…

(ناهیدنامه 0017 – تیر ۱۴۰۰) اخیرا در یک ورکشاپ پیادهسازی چابکی کسب و کار و مدیریت محصول شرکت کردم. درست است که من مدیر محصول نیستم، اما آنچه در ضمن طراحی بوم چابکی کسب و کار آموختم، کاملا در مسیر…

(ناهیدنامه 0013 – ۱۹ اسفند ۱۳۹۹) کارمندان یک شرکت یا سازمان را میتوان به ذراتی ریز و درشت در یک ظرف تشبیه کرد. این ذرات میتوانند رشد کنند. بعضا ظرف قابلیت کشسانی دارد و با رشد و جنبش ذرات، بزرگ…

(ناهیدنامه 0012 – فروردین ۱۳۹۷) هفته قبل عید نوروز، یک بسته پستی به دستم رسید. تعجب کردم چون انتظارش را نداشتم. وقتی کتاب را با یادداشت رهنما کالج دیدم خیلی خوشحال شدم. دوباره به رهنما و تیم منابع انسانیاش آفرین…