این روزهای من در فضای تولیدی

(ناهیدنامه 0099 – ۱۸ مهر ۱۴۰۳)

بعد از چند سال تجربه در فضای کاری برنامه‌نویس‌ها، این روزها دارم فضای کاری جدیدی را تجربه می‌کنم. از آن فضای استارتاپی و حال و هوای پارک فناوری شریف پرت شدم به یک فضای کار تولیدی در شهرک صنعتی یک شهرستان. بیشتر نظاره‌گر هستم. راستش را بگویم، از دیدن نیروهای وفادار پرکار جا خوردم آن هم در فضایی که نه هنوز مدیر منابع انسانی دارد و نه مطالعه و ادعایی در رابطه با رهبری و سبک‌های آن توسط مدیران مجموعه وجود دارد. تمام انرژی حاکم بر مجموعه و نیروهای وفادار، بازتاب شخصیت و نگرش موسس و مدیرعامل است. ممکن است کارکنان وفادار از مدیران میانی ناراضی باشند، اما وقتی صحبت می‌کنی، آنچه باعث ماندگاری آنها شده است، تعهدی است که نسبت به مدیرعامل مجموعه حس می‌کنند. دقیقا همان چیزی که باعث شده من دو یا سه روز هفته را از تهران به شهرستان بروم.

یک بار از یکی از اطرافیان بازخورد گرفتم که کاری که می‌کنی را در تهران هم می‌توانستی پیدا کنی و تصمیمت اشتباه است. او فقط ظاهر را می‌دید اما آنچه من می‌دیدم باطن مدیر و موسس مجموعه بود و فرصت رشد بزرگی که برآمده از آن شخصیت بود.
در قدیم افراد جویای علم ماه‌ها سفر می‌کردند تا خود را به محضر یک استاد برسانند اما امروز آنچه دیده می‌شود صرفا درآمد مالی و ظاهر امر است. آنچه من از درون حس می‌کنم، ترس از دست دادن این فرصت و پشیمانی تا پایان عمر است.

این روزها دارم تلاش می‌کنم که یاد بگیرم که چطور می‌شود با توجه به خیل جوانان جویای کار شهرستانی و هرچند که این نیروها از دانشگاه‌های مطرح نیستند و حتی بسیاری از آنها تحصیلات دانشگاهی ندارند، کسب و کار سودده و اثرگذار ایجاد کرد.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *