(ناهیدنامه 0098 – ۱۵ مهر ۱۴۰۳)

“این که شما در کودکی می‌خواستی شبیه شوهرخاله‌ات که مدیر کارخانه بود بشی، و آن موقعیت برایت جذاب بود، دلیلش این بوده که کسی که خودش شده، خیلی جذابه. همه دوست دارند شبیهش باشند چون تو جای خودشه و به شکل خاصی می‌درخشه. امروز آن را ببین و شما هم در جای خودت و به شکل خاص خودت می‌درخشی. تو آن درخشیدن را می‌خواستی نه شوهرخاله شدن را؛ این خواسته عمیق باطنیه.”
(اپیزود 99 پادکست جافکری – خواسته‌های گم‌شده)

سال‌ها تلاش کردم تا خواسته‌های درونی خودم را از خواسته‌ها و انتظارات دیگران تشخیص بدم. بارها اسامی کسانی که در زندگی برایم الگو بودند را روی کاغذ نوشتم و به این فکر کردم که این افراد چه وجه مشترکی دارند و چه چیزی در آن‌ها من را به سمتشان جذب می‌کرده. خیلی طول کشید تا بفهمم علاوه بر داشتن ارزش‌هایی مشابه ارزش‌های من، آنچه که آن‌ها را تا این حد برایم جذاب و تبدیل به الگو می‌کرد، این بود که آن‌ها خود واقعی‌شان را زندگی می‌کردند. بعد از این فهمیدن بود که دیگر سعی نکردم مسیر زندگی و شغلی آن‌ها را تقلید کنم بلکه تلاش کردم خودم را بشناسم و اصیل باشم.

اپیزودهای 98 و 99 و دنباله اپیزودهای مرتبط بعدی از پادکست جافکری را به همه توصیه می‌کنم.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *