(ناهیدنامه 0088 – ۱۰ تیر ۱۴۰۲)
یک ارزش مهم برای من رشد است که شکل شدید آن تحول و آفرینش دوباره است. سالهاست که دارم تغییرات بنیادی را تجربه میکنم. بارها و بارها متحول شدم و من جدیدی از خاکستر سر برآورد. این اواخر این تولدهای دوباره سرعت گرفته بود و در یک سال، چند بار تجربهاش میکردم. این تحولات درد داشتند، دورهای از تنهایی را به ارمغان میآوردند، اما در نهایت لذت و رضایتی که از شناسایی و به فعلیت رسیدن ظرفیتهای وجودیام حاصل میشد، به تمام سختیها میارزید.
بعد از این تجربیات مکرر یاد گرفتم که احتمالا همیشه ظرفیت ما خیلی خیلی بیشتر از وضعیت فعلی و آن چیزی است که دیگران و حتی خودمان تصور و انتظارش را داریم.
فهمیده بودم که تکتک ما ظرفیت نهفته عظیمی داریم که کافی است کسی ما را متوجه آن کند یا لااقل خودمان آن را به رسمیت بشناسیم. میدانستم که تغییر، ترس دارد اما اگر بتوانیم بر ترس غلبه کنیم و متحول شویم، بعد از تجربه شیرینیاش، دست از آن نمیکشیم.
متوجه الگویی در خودم شدم. من نسبت به ظرفیتهای استفاده نشده حساس بودم. چه این ظرفیت در خودم باشد، چه در یک انسان دیگر، چه در یک سازمان، و چه در کشورمان ایران. هروقت این پتانسیلهای نهفته بیاستفاده و هدایت نشده را میدیدم، هزار برنامه برایشان در ذهنم تجسم میکردم. من دوست داشتم کمک کنم که این ظرفیتها شکوفا شوند. میدانستم که هرچند تحول امری انتخابی و درونی است و کسی از بیرون نمیتواند تحول ایجاد کند، اما یک عامل بیرونی میتواند مثل کاتالیزور برای آن عمل کند.
در مسیر بیشتر تحولاتی که تجربه کردم، تنها بودم؛ یک تنهایی عمیق. در نبود حمایت و همراهی و درک اطرافیان، هر بار تا جایی که توانستم به دنبال حمایت رفتم و از کوچ و مشاور و منتور و دوستان و قرار گرفتن در شبکه کمک گرفتم. گاهی موفق به دریافت کمک و حمایت شدم و گاهی هم در تولد دوباره، تنهای تنها بودم. میدانستم و میدانم که وجود یک حامی، چقدر میتواند کمککننده باشد و اولا جسارت قدم در راه گذاشتن را ایجاد کند و دوم کار را تسهیل کند.
اینجا بود که پایافرین تصمیم گرفت نقش آن حامی و راهبر را بازی کند. در کنار افراد و سازمانها بایستد و در مسیر تحقق ظرفیتها و تحول و آفرینش دوباره، به آنها کمک کند. پایافرین قرار است «همراه امن تحول و آفرینش پایدار» باشد.

