(ناهیدنامه 0075 – ۸ فروردین ۱۴۰۲)

مهمترین درسی که در ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۱ گرفتم و تصمیم دارم آن را در کوله‌پشتی سال ۱۴۰۲ بگذارم، کاهش کنترل‌گری، همگام شدن با کائنات، و پذیرش و هماهنگی با چیزها و شرایطی است که دنیا پیش رویم قرار می‌دهد.

این بازخورد را چندین نفر باتجربه به من داده بودند، اما دو چیز باعث شد که خوب درکش کنم: اول، مثال خوب یک آشنا؛ و دوم، خالی کردن ذهن و تجربه‌ی بودن و آرامش ناشی از آن.

آن آشنا به من گفت که زمانی خودش هم کسب و کار را خیلی جدی می‌گرفته و سفت و سخت با آن برخورد می‌کرده؛ می‌گفت کم کم یاد گرفته خود را شل کند و نسبت به فرصت‌هایی که پیش پایش قرار می‌گیرند، باز باشد و به این ترتیب نتیجه خیلی بهتری گرفته است. گفت مثل اوایل آموزش یک ورزش رزمی است که وقتی شروع به پیشرفت می‌کنی که یاد بگیری عضلاتت را منقبض نکنی.

فهمیده‌ام که گاهی لازم نیست همه چیز را تحت کنترل بگیرم. این باعث می‌شود حوادث غیرمنتظره در کار یا جامعه را راحت‌تر بپذیرم و هر بار با توجه به شرایط به فرصت‌ها فکر کنم.‌

امسال به زندگی و کار به عنوان یک مسیر جذاب پرماجرا نگاه می‌کنم و سعی می‌کنم از مسیر لذت ببرم. کمی برنامه‌ریزی می‌کنم اما بیشتر توجه می‌کنم که مسیر چه گزینه‌ها و فرصت‌هایی پیش پایم می‌گذارد.

در این روزها که نمی توان در برابر قدم زدن در هوای فوق‌العاده بهاری و طبیعت زیبا مقاومت کرد، خود را به بهار و بودن در این امید و تازگی می‌سپارم و ذهن را پر می‌کنم از تمام حس‌های مثبت و حال خوب و خود را مجهز می‌کنم برای سال سخت و پرچالشی که پیش رو خواهیم داشت.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *