سازمان

صدایی از آینده، پژواکی از گذشته

(ناهیدنامه 0102) پرده اول: صدایی که فرامی‌خواند (۱۳ آبان ۱۴۰۲) در سفر زندگی به نقطه جالبی رسیدم، پر از چالش، پر از تجربه، و پتانسیل بالا برای اثرگذاری … اما همزمان باعث شده دوباره به ماموریت اصلی‌ام در زندگی فکر…

قصه سازمان

(ناهیدنامه 0072 – ۳ فروردین ۱۴۰۲) زمانی که بر سگمنت دولتی تمرکز کرده بودم، ایده‌ام این بود که می‌خواهم بر زیرساخت‌های کشور اثر بگذارم و بهبود ایجاد کنم. می‌گفتم می‌دانم که دولت، ساختار بسیار بدی دارد و موانع زیادی موجود…

برای مادران کارآفرین یا پرمشغله

(ناهیدنامه 0056 – ۱۰ شهریور ۱۴۰۲) وقتی از کارمندی به کارآفرینی تغییر مسیر دادم، همه چیز روبراه بود و روز به روز راضی‌تر از دیروز بودم، به جز یک مورد: احساس کم‌کاری در نقش و مسئولیت مادری. وقتی کارمند بودم،…

زنان در نقش رهبر

(ناهیدنامه 0028 – ۲۵ آذر ۱۴۰۰) قبلا هیچ‌وقت به جنسیت توجه نکرده بودم. همیشه هر کاری خواستم انجام دادم و جنسیت برایم محدود کننده نبود. اما به تازگی متوجه تفاوت‌هایی شدم. وقتی در رویدادها و جلسات، نسبت تعداد مردان به…

به چالش‌ها به چشم نعمت و فرصت رشد نگاه کنیم

(ناهیدنامه 0022 – ۲۹ مهر ۱۴۰۰) بعد از دو هفته چالش‌های کاری مداوم و خستگی بینهایت ذهن و آثار سو بر سلامت جسم، کم‌کم توانستم‌ چالش‌ها را دسته‌بندی کرده و ساختار بدهم؛ چالش‌های منابع انسانی، چالش‌های فرایندی و چالش‌های فنی‌.…

امکان رشد در سازمان

(ناهیدنامه 0013 – ۱۹ اسفند ۱۳۹۹) کارمندان یک شرکت یا سازمان را می‌توان به ذراتی ریز و درشت در یک ظرف تشبیه کرد. این ذرات می‌توانند رشد کنند. بعضا ظرف قابلیت کشسانی دارد و با رشد و جنبش ذرات، بزرگ…