(ناهیدنامه 0022 – ۲۹ مهر ۱۴۰۰)
بعد از دو هفته چالشهای کاری مداوم و خستگی بینهایت ذهن و آثار سو بر سلامت جسم، کمکم توانستم چالشها را دستهبندی کرده و ساختار بدهم؛ چالشهای منابع انسانی، چالشهای فرایندی و چالشهای فنی.
سعی کردم مسائل هر دسته را بنویسم و راهکارها را برای هر مورد لیست کنم. تعدادی را عملی کردم و مسئله را بستم که باعث شد بار ذهنی کاهش پیدا کند.
مهمترین نکته که یک راهنما به من اشاره کرد، محکوم نکردن خود بابت این اتفاقات بود. به من کمک کرد تا به مسئله از زاویه دید دیگری نگاه کنم. به این ترتیب به جای محکوم کردن خود و پرسیدن چرا، به چطور پرداختم. به جای این که بگویم چرا اینطور شد، به این تمرکز کردم که چطور مسئله را حل کنم.
و خلاصه امروز صبح جرقه ذهنی زده شد. الان برخلاف روزهای قبل، درمانده و مستاصل نیستم. احساس ناتوانی و شکست ندارم. برای حل چالشها، به نقطه قوت و توانایی حل مسئله خود تکیه کردم و مطمئنم که من و بقیه اعضای تیم، در این ماجراها، کلی یاد میگیریم و به یک پلکان بالاتر صعود میکنیم.
یادمان باشد ما انسانیم. قرار نیست کامل باشیم. خود را بابت کامل نبودن و اشتباهات سرزنش نکنیم. در عوض انرژی را بگذاریم روی رشد آهسته و پیوسته و در این مسیر چالشها حتی نعمت هستند و منبع یادگیری. یادمان باشد اگر از زمان حال لذت نبریم، در آینده هم هیچ لذتی در کار نخواهد بود.
شما در برخورد با چالشهای کاری چه رویکردی دارید؟

