(ناهیدنامه 0023 – ۲ آبان ۱۴۰۰)
مصاحبه با آقای حمید محمودزاده در پادکست رادیو کار نکن را دوست داشتم و نکات آموزنده زیادی داشت. برایم جالب بود که یک نفر دیگر هم به این دوران به دیده مثبت نگاه می کند. این روزها، فضای منفی فکری در همهجا غالب شده، به طوری که من میترسم به جز به اطرافیان و دوستان نزدیک بگویم که زندگی را با همین شرایط محیطی بسیار دوست دارم.
دوست عزیزی چند هفته پیش از من خواست تا لحظه مرگم را تصور کنم و به این فکر کنم که در آن لحظه در چه صورت از خودم راضی و خشنودم؟ و من در آن روز، تجسم مبهمی داشتم اما آقای محمودزاده خیلی خوب خواسته درونی من را بیان کرد: این که در آن لحظه احساس کنم تمام آن چه در توان داشتم را انجام دادم. دستاورد چندان مهم نیست چون کاملا در اختیار ما نیست؛ اما تلاش و طی مسیر به عهده ماست.
این روزها احساس میکنم هنوز با بالفعل شدن تمام توانم خیلی فاصله دارم. هنوز ترسهایی دارم که باید در درجه اول ببینمشان و بعد از آنها بگذرم.
احساس پرندهای را دارم که سالها در قفس باورها و افکار و ترسهای خود بوده است و با این که چند سال پیش از قفس بیرون آمده اما هنوز بیش از چند متر از قفس دور نشده و در نزدیکی قفس باقی مانده.
بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش
زیبا و زشتش مال توست، تقدیر را باور نکن
تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن تصویر را باور نکن
خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو زنجیر را باور نکن
( شعر از مهدی جوینی)
📍پینوشت ۱:
تا به حال به لحظه مرگتان فکر کردهاید؟ اگر فقط ۶ ماه فرصت زندگی داشته باشید، زمانتان را چگونه میگذرانید؟ آیا همان کاری را میکنید که حالا به آن مشغولید؟ آیا همین مسیر شغلی را طی میکنید؟ در چه صورت راضی و خشنود با این دنیا خداحافظی میکنید؟ دوست دارید دیگران بعد از مرگتان شما را چگونه توصیف کنند؟
اول خودم جواب میدم: بله فکر کردم. اگر ۶ ماه فرصت داشتم همین کاری را میکردم که حالا میکنم. فقط این که هر شب برای پسرم داستان میخواندم و غر نمیزدم که بزرگ شدی خودت بخوان. در صورتی راضی خداحافظی میکنم که حس کنم آنچه در توانم بوده انجام دادم و همانطور که دیگران کشت کردند و ما خوردیم، من هم به پاس زحمات آنها و به سپاسگزاری از نعمت زنده بودن، تمام سعیم را کرده باشم. دوست دارم دیگران بگویند کسی بود که درگیر حاشیهها نبود و بر هدفش تمرکز داشت. دوست دارم آثار مثبت از من به یادگار بماند و اطرافیانم بعد از من با به یاد آوردن من، حس خوبی داشته باشند. البته که میدانم خواسته بزرگیست و هنوز تا آن نقطه فاصله زیادی دارم.

