پرورش استعداد کودک

(ناهیدنامه 0024 – ۷ آبان ۱۴۰۰)

پسر ۸ ساله‌ام عاشق آشپزیست. از کودکی عادت داشت که همه چیز را با هم ترکیب کند. چند هفته است که اجازه داده‌ام به تنهایی از گاز استفاده کند. هر پنجشنبه برنامه داریم. اعلام می‌کند که صبحانه مهمان او هستم و به آشپزخانه نروم تا سورپرایز شوم‌ و هر بار خلاصه برای ناهار دستپختش آماده می‌شود. از نیمرو شروع شد تا سیب‌زمینی سرخ کرده و پنکیک و املت و سمبوسه و چیپس و امروز هم کوکوی سیب زمینی با قارچ.

البته که چون عادت به ترکیب همه‌چیز دارد، این غذاها در عنوان مشابه غذاهای ما هستند و اما در طعم، ترکیب هر چیزی که به دستش رسیده. همین که هر بار از تعداد ادویه‌های استفاده شده کم می‌شود، امیدوار کننده است.
تصور کنید برای پروژه چیپس درست کردن، از یک هفته قبل برنامه ورق کردن گوجه و پیاز و خشک کردنشان در فر و بعد پودر کردن را داشتیم تا به عنوان ادویه چیپس استفاده شوند.

به او وعده دادم که یک تابستان می‌گذارمش یک کافی‌شاپ تا شاگردی کند و کار یاد بگیرد و بی‌صبرانه منتظر آن روز است.
نمی‌دانم آیا کارم درست است یا نه که در هیچ مرحله‌ای کمکش نمی‌کنم و می‌گویم خودت انجام بده. صرفا تعدادی مستند آشپزی برایش دانلود کردم و خودش کتاب آشپزی توی کتابخانه را بر می‌دارد و ورق می‌زند. گاهی بازخورد می‌دهم که مثلا ترکیب این همه ادویه اصلا خوب نیست و سادگی بهتر است و یا این که روغن کمتر مصرف کند. البته که نیازی به بازخورد من نبوده و خودش از طعم غذاهایش به این نتایج رسیده.

به نظر شما بهترین شیوه یادگیری چیست؟ خودآموزی و آزمون و خطا یا داشتن یک معلم و مربی؟ و اگر دومی، مربی خوب و باحوصله آشپزی در منطقه شهرک غرب سراغ دارید؟ آیا پیشنهادی برای پرورش این استعداد و علاقه دارید؟

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *