(ناهیدنامه 0032 – ۱۸ دی ۱۴۰۰)

شده که فکر کنید کاری باید انجام بشه اما از طرف همکاران و مدیران حمایت نشید و حتی با مخالفت روبرو بشید بطوریکه به مرور انرژیتون کم بشه و خودتون هم انگیزتون را از دست بدید؟ در اینطور مواقع چه کار می‌کنید؟ قبلا فکر میکردم باید جنگید و سعی کرد دیگران را متقاعد کرد. مدتیست به راه حل بهتری رسیدم. جنگیدن و متقاعدسازی را فقط تا جایی ادامه بدم که به انگیزه‌ام آسیب نمیزنه. بعد از آن، اون خواسته و ایده را در دفتر ایده‌ها وارد کنم و در طول زمان و بدور از تنش و انرژی منفی روی آن کار کنم و پخته‌اش کنم. این دفتر، آینده شغلی و مسیر حرکت بعدی من را مشخص خواهد کرد.

شما در این مواقع، چه اقدامی انجام میدید؟

مزیت این روش، آرامشی است که برای خودتون ایجاد میشه و انرژی که در مسیر ساختن هزینه میشه، به عبارتی نقشتون به عنوان عامل حفظ میشه. ایراد این روش اینه که به مرور دو دنیا ایجاد میشه. دنیای خواسته‌ها و آرزوهای شما و دنیای خواسته‌ها و آرزوهای دیگران و مشخصه که کفه ترازو در کدام سمت پایین خواهد آمد. مگر این که کفه دیگر هم زیر مجموعه‌ای از خواسته‌های دیگر شما باشه و کفه‌ها فعلا متعادل بایستند.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *