
نوع بودن مدیر محصول
(ناهیدنامه 0050 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۱) در جلسه این هفته مدرسه بوژان، آقای رضا باقری در مورد نوع بودن مدیر محصول صحبت میکردند. و از جمله این که تغییر دادن خود، خطی اتفاق نمیافتد، بلکه حالت نمایی دارد و اوایل…

(ناهیدنامه 0050 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۱) در جلسه این هفته مدرسه بوژان، آقای رضا باقری در مورد نوع بودن مدیر محصول صحبت میکردند. و از جمله این که تغییر دادن خود، خطی اتفاق نمیافتد، بلکه حالت نمایی دارد و اوایل…

(ناهیدنامه 0048 – ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱) تمرین کتاب “همه چیز بودن” خواسته بود که هر علاقه، اشتیاق، مهارت یا کنجکاوی حال حاضر و گذشته خود را بنویسم و خود را سانسور نکنم. تا قبل این کتاب، احساس کسی را داشتم…

(ناهیدنامه 0047 – ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱) در حال خواندن کتاب همه چیز بودن هستم. نمیتوانم کتاب را زمین بگذارم. تمام جملهها و توصیفات کتاب من هستم. خاطرات سالها جلوی چشمم رژه میروند؛ و من جواب خیلی از سوالهای درونیام را…

(ناهیدنامه 0046 – ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱) در قسمت اول نوشته، گفتم که در طی کردن مسیر مدیریت که نوعی مسیر متخصص عمومی است، مردد بودم و بطور ذهنی نمیتوانستم برای طولانی مدت خود را در این مسیر تصور کنم. در…

(ناهیدنامه 0045 – ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱) امروز ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ اولین جلسه دوره مدیریت محصول مدرسه بوژان بود. با یکی از همدورهایها صحبت میکردم. راجع به این میگفتند که در مسیر شغلی خود، هر چه بار خورده بود، برداشتهاند و…

(ناهیدنامه 0044 – ۳۱ فروردین ۱۴۰۱) امروز آقای جعفری مدیر مدرسه مدیریت محصول بوژان با من مصاحبه انجام دادند. از من پرسیدند که آیا این توصیفات در من صدق میکند؟ این که آیا کار فنی را دوست دارم، اما فکر…

(ناهیدنامه 0043 – ۴ فروردین ۱۴۰۱) سال گذشته یک تصمیم گرفتم: به جای این که بیشتر روی مسیر شغلی فنی تمرکز کنم، تمرکز و انرژیام را بگذارم روی مسیر اجرایی. آن زمان در این تصمیم خیلی مردد بودم و نمیدانستم…

(ناهیدنامه 0042 – ۲۹ اسفند ۱۴۰۰) برای برنامهریزی و هدفگذاری شخصی در سال ۱۴۰۰، از مدل 10F استفاده کرده بودم. اگر بخوام چند سال محوری و اثرگذار زندگیام را نام ببرم، سال ۱۴۰۰ قطعا یکی از اونهاست. در این سال…

(ناهیدنامه 0041 – ۱۵ اسفند ۱۴۰۰) نوشتن من غالبا ارادی نیست. زمانهایی هست که حرف جدیدی به ذهنم میآید و برای مرتب شدن و سامان گرفتن فشار میآورد و تا به نوشته تبدیل نشود، راحتم نمیگذارد. مدتی بود که همه…

(ناهیدنامه 0039 – ۱ اسفند ۱۴۰۰) مهمترین درسی که از مصاحبه بیش از ۵ ساعته با محمدرضا شعبانعلی و همینطور مطالعه کتاب خوب به عالی یاد گرفتم، این بود که موفقیت فرد یا سازمان، حاصل و دستاورد طبیعی تمرکز بر…

(ناهیدنامه 0036 – ۶ بهمن ۱۴۰۰) یک هفتهای بود که دوباره درگیر این سوال اساسی بودم که از زندگی و بطور خاص شغلم چه میخواهم. خیلی فکر کرده بودم و به یک سری نتایج هم رسیده بودم. میدانستم که از…

(ناهیدنامه 0035 – ۴ بهمن ۱۴۰۰) خب طبق معمول این چند سال، دوباره بهمن شد و تجربه بحران دوباره و نیاز به بازتعریف خود و اهداف و ماموریت. بحران این بار یک فرق اساسی با دفعههای قبل داشت: این بار…

(ناهیدنامه 0034 -۳۰ دی ۱۴۰۰) گاهی ما آدمها نسبت به شرایط و اطرافیانمون اینرسی پیدا میکنیم. گاهی اینقدر غرق در خوشی میشیم که یادمون میره تمام این خوشی به یک ریسمان نازک بنده. همه تصورات و برنامهریزیها و اهداف و…

(ناهیدنامه 0032 – ۱۸ دی ۱۴۰۰) شده که فکر کنید کاری باید انجام بشه اما از طرف همکاران و مدیران حمایت نشید و حتی با مخالفت روبرو بشید بطوریکه به مرور انرژیتون کم بشه و خودتون هم انگیزتون را از…

(ناهیدنامه 0031 – ۱۵ دی ۱۴۰۰) “نترس. برو. کفش تو از کفش من بهتره. ترس برادر مرگه. محکم قدم بردار. هیچی نمیشه. من را ببین. پاهات را اینطوری زمین بذار.” ۴۰ دقیقه مانده بود به پلنگچال که بخاطر آن تکه…

(ناهیدنامه 0028 – ۲۵ آذر ۱۴۰۰) قبلا هیچوقت به جنسیت توجه نکرده بودم. همیشه هر کاری خواستم انجام دادم و جنسیت برایم محدود کننده نبود. اما به تازگی متوجه تفاوتهایی شدم. وقتی در رویدادها و جلسات، نسبت تعداد مردان به…

(ناهیدنامه 0027 – ۳ آذر ۱۴۰۰) امروز معصومه دوست اینترنتیام را برای اولین بار از نزدیک دیدم. اولین بار معصومه یک سال و نیم قبل توی لینکداین به من پیام داد. ماجراهای تغییر مسیر شغلی من از آکادمی به صنعت…

(ناهیدنامه 0026 – ۱۹ آبان ۱۴۰۰) 📝دویدن های تنهایی در کل این مدت مربیام تلاش داشت که این نکته را به من بفهماند که آن کسی که دنبالش هستم که دوست و حامی من باشد، خودم هستم. هیچ موجود خیالی…

(ناهیدنامه 0025 – ۱۲ آبان ۱۴۰۰) 📝پرده اول: فکر میکردم که در مهارتهای ارتباطی ضعف دارم. هرچند شواهدی از دورههایی از زندگیام خلاف این را نشان میداد. بعد از کلی کند و کاو و فشار ذهنی، خلاصه یک شب جرقه…

(ناهیدنامه 0023 – ۲ آبان ۱۴۰۰) مصاحبه با آقای حمید محمودزاده در پادکست رادیو کار نکن را دوست داشتم و نکات آموزنده زیادی داشت. برایم جالب بود که یک نفر دیگر هم به این دوران به دیده مثبت نگاه می…

(ناهیدنامه 0022 – ۲۹ مهر ۱۴۰۰) بعد از دو هفته چالشهای کاری مداوم و خستگی بینهایت ذهن و آثار سو بر سلامت جسم، کمکم توانستم چالشها را دستهبندی کرده و ساختار بدهم؛ چالشهای منابع انسانی، چالشهای فرایندی و چالشهای فنی.…

(ناهیدنامه 0021 – ۲۳ مهر ۱۴۰۰) میخواستم بیانیه ماموریت فردیام را برای ۵ سال آینده بنویسم. داشتم نمونههای بیانیهها را میخواندم. همه به دنبال اثرگذاری بودند. این که ردی از خود در جایی، در جسم دیگری، ذهن دیگری، روح دیگری،…

(ناهیدنامه 0020 – ۱۰مهر ۱۴۰۰) برای اولین بار تونستم لیست تواناییهایم را از دید خودم بنویسم. قبلا حتی یک کلمه هم از زبان خودم نمیتونستم بنویسم. مدام میرم لیست را مرور میکنم و مزه مزه میکنم ببینم خودم را با…

(ناهیدنامه 0019 – ۲۲ مرداد ۱۴۰۰) در فروردین ماه 1400 در پی دنبالهای از اتفاقات و تصمیمات ناگهانی و برنامهریزی نشده، در موقعیت شغلی جدیدی قرار گرفتم. مدیر نبودم و نیستم اما تیمسازی و وظایف مدیریتی یک تیم کوچک به…

(ناهیدنامه 0018 – ۲۴ تیر ۱۴۰۰) چند روز پیش یکی از کارآموزان تیم داده در فرم بازخورد نوشت که انتظار هدایت و راهنمایی بیشتری را در دوره کارآموزی داشته و این که در آن حالت کارایی خیلی بیشتری خواهد داشت.…

(ناهیدنامه 0016 – ۱۴ خرداد ۱۴۰۰) در زمستان ۹۹ روزهای سختی را پشت سر گذاشتم. یک بحران ذهنی را تجربه کردم. حالا که با یک سطح بالاتر از خودشناسی به مسئله نگاه می کنم، به خوبی می توانم واقعه را…

(ناهیدنامه 0014 – ۳۰ اسفند ۱۳۹۹) برای برنامهریزی و هدفگذاری شخصی در سال جدید، تصمیم گرفتم از مدل 10F که آقای دکتر نظری در اپیزود نهم فصل سوم پادکست ده صبح معرفی کرده بودند، استفاده کنم و در ضمن آن،…