ناهیدنامه

ناهید هستم یک مسافر تماشاگر جستجوگر.
در این مرحله از سفر زندگی، خویشکاری من کوچینگ و پژوهش درباره‌ی شدن و موانع آن است؛ تلاشی برای شناخت لایه‌های پنهان ذهن، باورها و تله‌هایی که مانع از آفرینش همیشگی خود می‌شود. مهم‌ترین دغدغه‌ام رقص شدن و بودن است.
«ناهیدنامه» مجموعه‌ای از دل‌نوشته‌ها، تامل‌ها و ردّ قدم‌های این سفر است؛ نوشته‌هایی که از سال ۱۳۹۷ هجری شمسی آغاز شده‌اند—از ۳۵ سالگی و از زمانی که مسیرم را بیرون از دانشگاه ادامه دادم.
اگر در میان نوشته‌ها با تغییر در لحن، نگاه یا درونمایه‌ی مطالب روبه‌رو شدید، این تغییرات بازتاب دگرگونی‌های درونی عمیقی است که بارها در من رخ داده‌اند. برای من، نوشتن بخشی از فرایند زیستن و دگرگون‌شدن است؛ و شاید بتوان گفت ناهید هر روز نسخه‌ای تازه از ناهید دیروز است.

عرض و عمق زندگی شما چقدر است؟

(ناهیدنامه 0165 – ۱۲ آبان ۱۴۰۳) ✨در دو روز گذشته با بازخوردها و نصیحت‌هایی مواجه شدم که اگر چند ماه قبل‌تر بود، تحت تاثیر قرار می‌گرفتم، در درون برآشفته می‌شدم، به مسیر شک می‌کردم… اما برای خودم هم این حجم…

آنچه اصالت دارد، خود سفر است

(ناهیدنامه 0164 – ۹ آبان ۱۴۰۳) ✨می‌گویم در ملاقاتی که با دوستان و از فضای کار قبلی داشتم، حالم دگرگون شد. دلم برای آنجا حسابی تنگ شده بود؛ قلبم می‌تپید و شوق داشتم و همزمان به این فکر می‌کردم که…

و تمام راز سفر این بود: خود راه بگویدت که چون باید رفت

(ناهیدنامه 0163 – ۷ آبان ۱۴۰۳) «يك مسافر خوب هيچ نقشه از پیش طراحی شده‌ای ندارد. و برای رسيدن به مقصد خاصی سفر نمی‌كند.» می‌گویم من با این بخش از فلسفه‌ی تائو بسیار ارتباط می‌گیرم و انگار برای این مرحله…

زنگ‌ها برای تو به صدا در می‌آیند

(ناهیدنامه 0162 – ۵ آبان ۱۴۰۳) ✨می‌گوید ناهید! یادت می‌آید که وقتی مهسا آن نقاشی فوق‌العاده را در خانه‌شان نشانت داد و تعریف کرد که پدر همسرش بعد از ورشکستگی در میانسالی به نقاشی پناه آورده و بدون هیچ آموزشی،…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت پنجم (در جستجوی شوق)

(ناهیدنامه 0161 – ۳ آبان ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۵_۱۴۰۳۰۸۰۳] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۴_۱۴۰۳۰۷۲۱] به فضای درونی و احساساتم بعد انحلال تیم و عبور از اوج حوادث جنبش مهسا در زمستان ۱۴۰۱ پرداختم. گفتم که بعد از چهار…

چهار روز از پروژه‌ی بودن گذشت

(ناهیدنامه 0160 – ۲ آبان ۱۴۰۳) می‌پرسد حالا واقعا پروژه‌ی بودن و به کوه و طبیعت رفتن روی شهودت موثر بوده؟ می‌گویم اولش با این هدف بود که به باز شدن ذهنم کمک کند؛ اما روز سوم چنان حال خوبی…

من مستی‌ام که خوش داره رانندگی کنه

(ناهیدنامه 0156 – ۲۷ مهر ۱۴۰۳) می‌گوید ناهید، تو‌ برای من شبیه وصف این ترانه هستی؛ درونت سرکش و بیرونت آرام و ساکت است. می‌گویم می‌دانی چرا مدتی است احساس می‌کنم اشتیاق در من مرده است و با کمتر چیزی…

و این تغییر از تمام تغییرات قبلی بزرگتر خواهد بود

(ناهیدنامه 0155 – ۲۵ مهر ۱۴۰۳) پرده اول می‌گویم می‌خواهم تغییر جهت اساسی بدهم. من متعلق به فضاهایی که قبلا تجربه کردم، نیستم. تمام شواهد این را به من می‌گویند. از صدای درونی تا خواب‌ها و نشانه‌ها. من باید خود…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت چهارم (قدرت صدای درون)

(ناهیدنامه 0153 – ۲۱ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۴_۱۴۰۳۰۷۲۱] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۳_۱۴۰۳۰۷۱۷] از شرایط کلی بعد انحلال تیم و عبور از اوج حوادث جنبش مهسا در زمستان ۱۴۰۱ گفتم. در این جا به فضای درونی و…

سکون هم مثل کسره و فتحه مهم است

(ناهیدنامه 0152 – ۱۸ مهر ۱۴۰۳) در تمام این سال‌ها، برای دریافت تایید خانواده و اطرافیان و محیط و جامعه، بخش‌هایی از خودم را خاک کردم و با ترس و لرز بخش‌هایی از خود اصیلم را زیست کردم. این روزها…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت سوم

(ناهیدنامه 0151 – ۱۷ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۳_۱۴۰۳۰۷۱۷] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۲_۱۴۰۳۰۷۱۴] تا آنجایی گفتم که تیمی را که بسیار دوست داشتم منحل کردم. سفر درونی من در زمستان ۱۴۰۱ وارد مرحله تازه‌ای شد. مشکلات و…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت دوم

(ناهیدنامه 0150 – ۱۴ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۲_۱۴۰۳۰۷۱۴] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۱_۱۴۰۳۰۷۱۰] فضای بیرونی حاکم بر شروع سفر و تحولات خود را ترسیم کردم. در این جا می‌خواهم به سفر درونی‌ام همزمان با آن تحولات بیرونی…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت اول

(ناهیدنامه 0149 – ۱۰ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۱_۱۴۰۳۰۷۱۰] همه‌چیز از تیر ماه ۱۴۰۱ و عجیب‌ترین رویای زندگی‌ام شروع شد. خواب را بعدها به اتفاقات بیرونی و جنبش مهسا ربط دادم اما حالا می‌دانم که آن رویا بیشتر پیامی برای…

چطور از یک جستجوگر به یک مسافر و بعد به یک مسافر جستجوگر تبدیل شدم؟

(ناهیدنامه 0148 – ۷ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۰_۱۴۰۳۰۷۰۷] یک سال و نیم پیش بود که در مصاحبه‌ای که مرحوم داریان با من انجام دادند، خودم را یک جستجوگر معرفی کردم. آن زمان در اواخر یک دوران طولانی تحول درونی…

استراتژی انسان‌محور

(ناهیدنامه 0147 – ۶ مهر ۱۴۰۳) نشسته‌ایم به صحبت تا ببینیم آیا وجه اشتراکی بین نیازهای کسب و کار او و توانایی‌های من پیدا می‌کنیم؟ صحبت‌هایش را انجام داده و از من می‌خواهد بگویم برای چه نقش‌هایی مناسبم. می‌گویم من…

طرح‌افکنی آگاهانه

(ناهیدنامه 0145 – ۳۱ شهریور ۱۴۰۳) پرده اول: می‌گویم من از طرح‌افکنی برای خویش واهمه دارم‌. دوستان و اطرافیان زیادی دارم که طرحی را حتی با بررسی زیاد برای خود در نظر گرفته‌اند و حالا این طرح برای آن‌ها تبدیل…

بُت‌های ما – کتاب همانند خدایان خواهید شد

(ناهیدنامه 0144 – ۲۸ شهریور ۱۴۰۳) بت‌هایی که به نام بعل یا آستارت و هزاران اسم دیگر شناخته شده است، امروز آن‌ها شرف، پرچم، حکومت، قدرت، خانواده، شهرت، تولید و نام‌های بسیار دیگری به خود گرفته است. تلمود می‌گوید: «هرکس…

جنبش مهسا و آن روح‌های آگاهی‌بخش

(ناهیدنامه 0143 – ۲۵ شهریور ۱۴۰۳) مهسا امینی و بقیه کشته شدگان ۱۴۰۱ روح‌هایی بودند که با ماموریت افزایش آگاهی همگان به زمین آمده بودند. عمرشان زیاد نبود اما ماموریت بسیار اثرگذاری بر دوش داشتند که به خوبی به انجام…

دریاچه گهر و درس زندگی

(ناهیدنامه 0142 – ۱۴ شهریور ۱۴۰۳) به قصد دریاچه گَهَر آمده‌ایم. با اعتماد به صحبت‌های مردم شهر گمراه شدیم و با تصور این که تا جلو دریاچه جاده کشیده شده و دیگر نیازی به پیاده‌روی ۵ ساعته نیست، تنها یک…

استراتژی چابک برای زندگی (زندگی، رقصی هماهنگ با جهان هستی)

(ناهیدنامه 0141 – ۱۰ شهریور ۱۴۰۳) می‌گوید جهان دائما در حال جهیدن است و کاری که ما می‌توانیم کنیم این است که مثل موج‌سوار، امکان‌های خود را روی آن سوار کنیم. می‌گوید امکان، فضای بین بود و نبود است یعنی…

بازدید از نمایشگاه و درس زنجیره تامین

(ناهیدنامه 0140 – ۱ شهریور ۱۴۰۳) امروز به طور اتفاقی از طریق پست عزیزی در لینکدین متوجه شدم که آخرین روز نمایشگاه چای، قهوه و نوشیدنی است. چون پسرم عاشق آشپزی، باریستا و بارتندری است، سریع به آنجا رفتیم. قبل…

تجربه مشاهده سریال ماده تاریک با نوجوان

(ناهیدنامه 0139 – ۲۸ مرداد ۱۴۰۳) اگر می‌‌خواهید فرزندانتان را به مرحله شک و تفکر راجع به هستی و خلقت برسانید، از سریال ماده تاریک استفاده کنید. چند شبی است که سریال ماده تاریک را به همراه پسرم می‌بینیم. حسابی…

آزادی واقعی، آزادی از من درون است

(ناهیدنامه 0138 – ۲۵ مرداد ۱۴۰۳) دانشجو که شدم و آمدم تهران، طعم آزادی را به یک باره چشیدم. از چارچوب‌های خانواده و آنچه که فضای بسته یک شهر کوچک مذهبی برایم ایجاد کرده بود، رها شدم و بعد از…

زندگی بدون عنوان

(ناهیدنامه 1137 – ۲۰ مرداد ۱۴۰۳) می‌پرسد: شغلت چیست؟ می‌گویم در حال حاضر مدتی است عنوان شغلی ندارم و دلم هم نمی‌خواهد که با یک عنوان شناخته شوم. می‌پرسد: پس چطوری کار پیدا می‌کنی؟ می‌گویم وقتی عنوان شغلی و شرح…

تجربه‌ها از معنا

(ناهیدنامه 0136 – ۱۸ مرداد ۱۴۰۳) مشق شوق پنجم این است که تجربه‌هایم از معنا در زندگی را بنویسم و به این فکر کنم که این معناها متاثر از کدام حقایق در زندگی من هستند؟ از کودکی تا به امروز…