ناهیدنامه

ناهید هستم یک مسافر تماشاگر جستجوگر.
در این مرحله از سفر زندگی، خویشکاری من کوچینگ و پژوهش درباره‌ی شدن و موانع آن است؛ تلاشی برای شناخت لایه‌های پنهان ذهن، باورها و تله‌هایی که مانع از آفرینش همیشگی خود می‌شود. مهم‌ترین دغدغه‌ام رقص شدن و بودن است.
«ناهیدنامه» مجموعه‌ای از دل‌نوشته‌ها، تامل‌ها و ردّ قدم‌های این سفر است؛ نوشته‌هایی که از سال ۱۳۹۷ هجری شمسی آغاز شده‌اند—از ۳۵ سالگی و از زمانی که مسیرم را بیرون از دانشگاه ادامه دادم.
اگر در میان نوشته‌ها با تغییر در لحن، نگاه یا درونمایه‌ی مطالب روبه‌رو شدید، این تغییرات بازتاب دگرگونی‌های درونی عمیقی است که بارها در من رخ داده‌اند. برای من، نوشتن بخشی از فرایند زیستن و دگرگون‌شدن است؛ و شاید بتوان گفت ناهید هر روز نسخه‌ای تازه از ناهید دیروز است.

هنر طراحی بدون الگو: روایت یک زاینده‌ی معنا

(ناهیدنامه 0226 – ۱۵ آذر ۱۴۰۴) ✨می‌گوید ناهید، تو که طبق ندای درونت زندگی می‌کنی و طراحی زندگی‌ات را کاملا مطابق با انتخاب و خواست خودت انجام داده‌ای. پس این اضطراب از کجا می‌آید؟ می‌گویم این بی‌قراری از حجم بالای…

فیلسوفان مذاق

(ناهیدنامه 0225 – ۱۳ آذر ۱۴۰۴) ✨پرده اول می‌گوید: «عشق، نقطه‌ی نهایت و اوج رویا و آرزوی خود است؛ و عاشقی تلاشی برای تحقق یافتن و رسیدن به آن نقطه‌ی خود.» می‌پرسم اگر رویا و آرزویی نداشته باشم، چه؟ اگر…

آغوشی برای بخشش

(ناهیدنامه 0224 – ۷ آذر ۱۴۰۴) می‌گویم الگوهای فکری و رفتاری و تاریکی‌های بسیاری را در خودم شناسایی کردم و دیدم که چگونه نسل به نسل به من رسیده بودند. فهمیدم که رنجی که از نزدیکانم دیده‌ام، در واقع بازتاب…

از مذاقیت روح تا خلق روایت شخصی

(ناهیدنامه 0223 – ۳۰ آبان ۱۴۰۴) ✨پرده اول: مذاقیت می‌گوید عده‌ای از مراجعان، دنیای مطلوب نحیفی دارند. باید به آن‌ها کمک کنیم دنیای مطلوب خود را وسعت ببخشند تا انتخاب‌های بیشتری در هر لحظه داشته باشند. می‌گوید هرچقدر دنیای مطلوب…

روایت یک رقصنده

(ناهیدنامه 0222 – ۲۹ آبان ۱۴۰۴) ✨پرده اول می‌پرسد که آیا دلیل حضورم روی زمین را می‌دانم؟ می‌گویم همه‌ی ما برای رشد و طی سفر اختصاصی خود اینجا هستیم. می‌گوید به این سادگی و گل و بلبلی که فکر می‌کنم…

قصه‌های بودن

(ناهیدنامه 0221 – ۲۴ آبان ۱۴۰۴) می‌پرسد: «آیا به روح اعتقاد داری؟» می‌گویم بله. می‌‌پرسد: «مسلمانی؟» در پاسخ می‌مانم. برای خودم واژه‌های خودساخته و معانی خودتعریف از واژه‌های قدیمی دارم. نمی‌دانم آیا معنای یکسانی از واژه «مسلمان» در ذهنمان داریم…

تنها رهایی (بیداری) است که اصالت دارد

(ناهیدنامه 0219 – ۶ آبان ۱۴۰۴) ✨پرده اول یک هفته‌ی سخت را پشت سر گذاشته‌ام، هفته‌ای با احساس دائم اضطراب و تنش در ناحیه‌ی شکم و کمی انقباض در فک. سعی می‌کنم با آن بمانم تا پیامش کم‌کم برایم آشکار…

بدن، آن راهنمای خردمند

(ناهیدنامه 0217 – ۲۸ مهر ۱۴۰۴) ✨پرده اول دو هفته از خلوت‌نشینی گذشته است‌. از آن زمان بدنم در یک بی‌قراری و خواهش است. می‌دانم چیزی از من می‌خواهد اما نمی‌دانم چیست. آگهی را می‌بینم. قبلا هم دیده بودم اما…

سفر من به سوی رهایی معنوی

(ناهیدنامه 0216 – ۱۸ مهر ۱۴۰۴) ✨چند سال قبل بود که متوجه شدم نداشتن حمایت عاطفی در طول دوران زندگی باعث شده بود که دریافت حمایت یکی از انگیزه‌های درونی پنهانم باشد. توانستم ببینم که خیلی تلاش‌ها و به در…

کودکی که از نو پرورش می‌یابد

(ناهیدنامه 0215 – ۱۲ مهر ۱۴۰۴) ✨پرده اول از وضعیتم می‌پرسم. می‌گوید فراتر از حد انتظار هستی. لبخندی بر لبم می‌نشیند. حالا به مسیر مطمئن‌ترم. به او نمی‌گویم اما خودم می‌دانم که به این مسیر فراخوانده شدم. نه در تمام…

انتشار پادکست شوند

(ناهیدنامه 0214 – ۶ مهر ۱۴۰۴) یک سال قبل وقتی تصمیم گرفته بودم مسیر قبل را ادامه ندهم، هنوز نمی‌دانستم در مسیر جدید چه کار می‌خواهم کنم. لیستی احتمالی داشتم مثل کوچینگ، سفر، پژوهش، ساخت پادکست، و نوشتن. اما همه‌ی…

جام جم درون؛ سفر به سوی عشق و بودن

(ناهیدنامه 0213 – ۲۴ مرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول زمان در «اینجا» و «اکنون» متوقف شده است. بعد از سال‌ها دوباره طعم لذت را میچشم بی آن‌که برای این تجربه تقلا کنم. حس امن بودن را در اینجا تجربه می‌کنم. فضا…

احساسات ناخوشایندی که بذرهای آگاهی بودند

(ناهیدنامه 0212 – ۱۱ مرداد ۱۴۰۴) ✨می‌گوید هر احساس ناخوشایندی پیامی با خود حمل می‌کند. در آغوشش بگیر و در برابر آن مقاومت نکن. مقاومت اجازه نمی‌دهد که پیام را دریافت کنی. ✨چندین سال است که در چرخه‌هایی درگیر احساسات…

تو چه روایتی را زندگی می‌کنی؟

(ناهیدنامه 0211 – ۵ مرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول روز سوم جنگ است. از آن سر دنیا در گروه فامیلی شروع می‌کند به ابراز خوشحالی با این استدلال که آن‌ها که کشته می‌شوند مردم عادی نیستند. قلبم به درد می‌آید. با…

دشواری آگاهی در عصر اطلاعات

(ناهیدنامه 0210 – ۳ مرداد ۱۴۰۴) تصمیم گرفتم در عمل، سواد رسانه‌ای پسر دوازده ساله‌ام دانیال را بالا ببرم. صدایش کردم و ماجرای مسلمانان اویغور و کودکان بومی کانادا را برایش تعریف کردم. بعد شروع کردیم به سوال پرسیدن از…

من‌های قوی، ایران قوی: در جستجوی معنا در این خاک پر آلام

(ناهیدنامه 0209 – ۳ تیر ۱۴۰۴) ✨سال‌ها پیش دوره‌ای بود که به جهانی شدن و جهان‌وطنی باور داشتم. بعدتر که تاریخ خواندم و وسیع‌تر نگاه کردم، فهمیدم دنیای واقعی هنوز فاصله‌ی زیادی با این شعارهای آرمانی دارد و انسان امروزی…

در سایه جنگ: گفتگوهایی با پسرم

(ناهیدنامه 0208 – ۲۷ خرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول با این که از خانه‌ی ما فاصله داره، شدت موج انفجار زیاده. برای من که در زمان جنگ در کودکی تهران نبودم، تجربه‌ی جدیدی محسوب میشه. هرچند تجربه‌ی شلیک و فرار به…

سرمایه‌گذاری روی خودت: هزینه‌ای که هرگز پشیمان نمی‌شوی!

(ناهیدنامه 0206 – ۱۳ خرداد ۱۴۰۴) ✨دو سوم هزینه‌های ماهیانه‌ام مربوط هست به آموزش و توسعه فردی خودم. حداقل نیمی از مابقی هم مربوطه به آموزش پسرم و سفر. تنها جایی که از هزینه کردن پشیمان نمیشم همینجاست. ✨سال‌هاست که…

اگر نقش امروزت را دیگران برایت ساخته‌اند، شاید وقت تغییر است!

(ناهیدنامه 0205 – ۱۲ خرداد ۱۴۰۴) ✨میگه حالا که ساعت‌های کارم در سازمان را کم کردم و دارم برای توسعه‌ی این محصول بطور پروژه‌ای همکاری می‌کنم، تفاوت را احساس می‌کنم. وقتی از خونه روی محصول کار میکنم، متوجه گذر زمان…

از زرتشت تا گلسر: نقش انتخاب در سفر زندگی

(ناهیدنامه 0204 – ۹ خرداد ۱۴۰۴) ✨زرتشت و انسان خداگونه در این مرحله از زندگی و با داده‌های فعلی‌ام، اگر اجازه داشته باشم فقط با یک نفر به کافه بروم، قطعا زرتشت را انتخاب می‌کنم. زرتشت کسی بود که مفهوم…

سفر بدون مقصد: وقتی فقط «بودن» کافی بود

(ناهیدنامه 0203 – ۴ خرداد ۱۴۰۴) حدود یک سال از زمانی که تغییرات اساسی در زندگیم را شروع کردم می‌گذره. زمانی که تصمیم گرفتم به صدای درونم گوش بدم و بهش اعتماد کنم. چند ماه اول احساس شدید گمگشتکی داشتم‌.…

ریشه در خاک، خلیج همیشه پارس

(ناهیدنامه 0201 – ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴) 🔹مامان! امروز یک خانمی از سمت مجتمع آمده بود مدرسه تا سطح اطلاعاتمون را بررسی کنه. خیلی خوب بود. من هم به خیلی سوالاتش جواب دادم. 🔸 خب… 🔹پرسید که ایران چه مشکلاتی داره؟ من…

بندبازی وجود: گام‌های معلق میان عقل و دل

(ناهیدنامه 0200 – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴) ✨پرده اول می‌گوید تو استعداد شهودی بالایی داری. از آن‌هایی هستی که اگر فقط کمی تلاش کنند، ارتباط برقرار می‌کنند. می‌گویم می‌دانم. در دورانی از زندگی تجربه‌اش کردم و هنوز هم آن دوران، بهترین…

رهایی، آن سوی دیوار تعارض‌های درونی

(ناهیدنامه 0198 – ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴) ✨پرده اول می‌گوید: «در درونم ارزشی دارم به اسم اثرگذاری که سال‌هاست مانع شده عشق و شوقم را زندگی کنم. مدام می‌گوید پرداختن به شوقت چه تاثیری بر آدم‌ها دارد؟ چه رنجی از رنج‌های…

لذت پرواز با عقاب‌ها

(ناهیدنامه 197 – ۸ فروردین ۱۴۰۴) ✨پرده اول مدت‌هاست از چیزهایی که دیگران از آن‌ها لذت می‌برند، لذت نمی‌برم. خرید، رستوران رفتن، بازی‌های هیجانی، فیلم دیدن، شرکت در جشن و مهمانی بزرگ، ساعت‌ها دور هم راجع به مسائل روزمره حرف…

برای سفر قربانی کن

(ناهیدنامه 0196 – ۶ فروردین ۱۴۰۴) ✨عید را با کلی تعارضات درونی شروع می‌کنم. درونم یکپارچه نیست و این به من فشار می‌آورد. تعدادی خواسته و تصویر در آلبوم تصاویر دنیای مطلوبم دارم که بارها خودم را بابت دور بودن…