(ناهیدنامه 0195 – ۲۹ اسفند ۱۴۰۳)
✨پرده اول
میگوید ایران در شرایط بسیار حساس تاریخی به سر میبرد. اگر به خود نجنبیم، هیچ بعید نیست که این تمدن چند هزار ساله همانند تمدنهای دیگری مانند مصر که کاملا منقرض شدند، فرو بپاشد. نیاز است که جنگجو باشیم. جنگجویان ایرانی، مفهوم غلبه بر نفس خود را همواره داشتهاند. اتفاقا این جنگ درون برای آنها دشوارتر از جنگ بیرون بوده است.
میگوید لازم است که تعداد مشخصی از جامعه روی مهارت جنگاوری خود کار کرده و خود را پرورش دهند. هرگاه تعداداین «من»ها به حد کافی برسد، همانها تمدن و فرهنگ را از طوفان حوادث نجات میدهند؛ همانطور که در دوران بحرانی گذشته چنین کردند.
مرحلهی اول جنگاوری و ساخت یک چنین منای این است که فرد، خود و رسالت خود را به درستی بشناسد. برای این منظور میبایست واقعبینانه به سفر زندگی خود نگاه کند تا بفهمد قرار است چه نقشی بازی کند و چه اثری در هستی از خود به جا بگذارد. کسی که طراحی برای زندگی خود نداشته باشد، به عنوان منبع توسط دیگران استفاده میشود. مرحلهی بعدی، انضباط شخصی در راستای رسالت و کار روی ۳۰ صفت من پارسی است.
✨پرده دوم
میگوید این که چه رویکردی از روانشناسی را انتخاب و بر مبنای آن کار کنید، به شخصیت و علاقه شما مرتبط است. تئوری انتخاب و رویکرد واقعیتدرمانی بر مبنای اختیار و ارادهی آزاد بنا شده و اعتقاد دارد که انسان، مسئول زندگی خود است.
انسانی که مسئول است، نمیتواند مشکلات و مسائل را به سمت دیگران و جامعه فرافکنی کند. چنین انسانی باور دارد که هرچند بسیاری از حوادث جهان تحت کنترل او نیست، اما هنوز بر افکار، نگرشها، باورها و اعمال خود کنترل دارد و اوست که در پاسخ به حوادث بیرونی، رفتار خود را انتخاب میکند.
میگوید ایران امروز شدیدا به زنده کردن مفهوم مسئولیتپذیری نیاز دارد. راز نجات ایران در این شرایط دشوار این است که ایرانیان یاد بگیرند که از نقش قربانی بیرون بیایند و اختیار و ارادهی آزاد خود را دیگر بار همچون گذشتههای دور به رسمیت بشناسند.
✨پرده سوم
میگوید اولین کسی که مفهوم ارادهی آزاد و اختیار انسان را اینقدر پررنگ کرد، زرتشت است. او اولین کسی است که مرگ را به مفهومی اخلاقی تبدیل کرد؛ انسانها یا در سپاه اهورامزدا قرار دارند یا اهریمن؛ و آنان که در سپاه شر هستند، کسانی هستند که همچون خود اهریمن خرد ندارند و همین نادانی آنها منجر به این همه تباهی میشود.
توضیح میدهد که در تفکر زرتشت، انسان، خداگونه است و با مرگ پایان نمییابد و اوست که میتواند با انتخابهای خود اهورامزدا را قویتر کند تا روزی که اهورامزدا و خرد بر اهریمن و بیخردی پیروز شود. چنین انسانی، به شدت در قبال انتخابها و رفتارهایش مسئول است و هرگز نمیتواند با توجیههایی شبیه سرنوشت یا شانس و اقبال، کلاه قربانی بر سر بگذارد.
میپرسم چه به روز ایران زمین آمد که از چنین تفکر و اندیشه سطح بالایی به وضعیت و نقطهی فعلی رسید؟
✨پرده چهارم
میگوید در تائوئیسم، فرد مسئول هر سه لایهی جسم و ذهن و روان خود است و لازم است که هر سه را بر عهده بگیرد. کسی که ارتباط درستی با این سه لایه ندارد، وقایع را آنگونه که هستند، درک نمیکند؛ بلکه آنچه درک میکند، آلوده به توهم و خطاست.
میگوید کم هستند کسانی که بر روی هر سه کار کرده باشند؛ حال آنکه تا این یکپارچگی اتفاق نیفتد، امکان یگانگی با هستی وجود ندارد.
به یاد مفهوم جنگجو میافتم. جنگجو کسی است که برای تسلط بر هر سه این لایهها برنامه دارد.
📍پینوشت ۱: تصویر از آبشارها و آسیابهای شوشتر (به روایتی قدیمیترین سازه صنعتی دنیا)؛ بهمن ۱۴۰۳.

