(ناهیدنامه 0205 – ۱۲ خرداد ۱۴۰۴)
✨میگه حالا که ساعتهای کارم در سازمان را کم کردم و دارم برای توسعهی این محصول بطور پروژهای همکاری میکنم، تفاوت را احساس میکنم. وقتی از خونه روی محصول کار میکنم، متوجه گذر زمان نمیشم. با محصول و آدمهای این فضا چه مخاطب و چه همکاران خیلی خوب ارتباط میگیرم.
فهمیدم که انگار من آدم فضای زمخت سازمانی نیستم. در تمام این سالها چون در مدیریت پروژه و کارهای اجرایی و انسانی سازمانها خوب بودم و همه از من تعریف میکردند، به اون جنس کار ادامه میدادم. اما الان با خودم فکر میکنم این که تو یک کار خوبم، دلیل کافی برای این که انجامش بدم نیست.
✨میگم من هم پارسال در همین نقطه بودم. خداحافظی با فضای سازمانی در حالی که تو خیلی از نقشهای اون چه به صورت تماموقت چه در قالب پروژهای و مشاورهای خوب بودم، کار راحتی نبود.
اصلا دید نداشتم که اگر این کارها را نکنم، پس چه کاری قراره انجام بدم. فقط میدونستم که دیگه حالم با اون فضا خوب نیست. اول یواشیواش بعضی بندها را پاره کردم و در نهایت اتصالم را به کلی قطع کردم.
اون جسارت آخر باعث شد که ظرفیت در من ایجاد بشه برای پذیرش راه و مسیر جدید: راهی که خودم نمیدونستم چی هست.
راه اما ساخته شد و حالا حالم خیلی خوبه.
✨بهت تبریک میگم که به نقطهای رسیدی که فهمیدی این که در چیزی خوبی و دیگران بابتش تایید و تشویقت میکنن، دلیل ادامهی اون مسیر نیست. از جلسهی اول متوجهش شده بودم اما میخواستم خودت به این نقطه برسی. انرژی بالای تو و روحیهی چالشپذیرت تو کمتر سازمانی جا میشه و تو تلاش داشتی خودت را به زور در اون قالبها جا بدی.
حالا آزادی که خودت بارها و بارها ایده بدی و اجرا کنی و چالشها را یکی بعد دیگری در راه محصولی که دوستش داری و بهت معنا میده، پشت سر بذاری.
✨یادت باشه تو یک منبع برای جهان هستی. اگر خودت برای استفاده از این منبع برنامه نداشته باشی، دیگران در راستای اهدافشون از اون استفاده میکنند.
📍پینوشت ۱: تصویر از کوچههای بیابانک سمنان به یاد سفری که همراه هم بودیم؛ بهمن ۱۴۰۳.

