آدم قطار یا آدم ایستگاه

(ناهیدنامه 0119 – ۱۲ خرداد ۱۴۰۳)

می‌گوید ۹۰ درصد آدم‌ها از جنس ایستگاه هستند؛ تو هیچ وقت آدم ایستگاه نبودی ولی نمی‌توانستی این را بپذیری. حالا که به این پذیرش رسیدی، یاد می‌گیری که قطار بودن هم کلی دستاورد ایجاد می‌کند. همان تلاطمی که تو در فلان شرکت ایجاد کردی، اثرات خودش را می‌گذارد.

می‌گویم من همیشه نشانه‌ها را دنبال کردم. اما چیزی که اذیتم می‌کرد، این بود که به هر مقصد که رسیدم، کمی که ماندم فهمیدم آن نقطه نمی‌تواند ایستگاه نهایی من باشد و اعتمادم به نشانه‌ها را از دست دادم.
می‌گوید اشتباه تو‌ همینجاست که دنبال ایستگاهی برای لنگر انداختن همیشگی بودی حال آن که نشانه‌ها برای تو صرفا ایستگاه بعدی قطار را نشان می‌دهند. اگر با این دید نگاه کنی، دیگر ناامید و سرخورده نمی‌شوی و با هیجان به ماجراجویی‌ات ادامه می‌دهی.

می‌گوید همانطور که در سفر اخیرت، بدون برنامه‌ریزی و فقط با قصد و خواست تو، همه چیز جور و همه امکانات فراهم شد، در مسیر قطارت هم همین‌گونه است. این تو هستی که از جاده مه‌آلود و ابهام و رمزآلودی مسیر لذت میبری و از به دوش کشیدن بار مصائب آزادی ابایی نداری. تو هر بار با دل سپردن به نشانه‌ها و به پیش رفتن و تجربه‌ها و مواجه شدن با آدم‌های جدید متفاوت با تمام وجود لذت می‌بری. دیگران غالبا اینطور نیستند. دیگران فضای مه‌آلود را دوست ندارند. آن‌ها فضای شفاف را دوست دارند. اقامت در ایستگاه به مدت طولانی را دوست دارند.

و من دارم با تصور قطاری که در دل فضای مه‌آلود جنگل به پیش می‌رود، در هر ایستگاهی کمی توقف می‌کند، تجربه‌هایی را با خود به آن ایستگاه می‌آورد و تجربه‌های جدیدی را برای ایستگاه‌های بعدی با خود بر می‌دارد، کیف می‌کنم و دلم غنج می‌رود.

جمله بی‌قراری‌ات از طلب قرار توست
طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *