خودشناسی

زندگی بدون عنوان

(ناهیدنامه 1137 – ۲۰ مرداد ۱۴۰۳) می‌پرسد: شغلت چیست؟ می‌گویم در حال حاضر مدتی است عنوان شغلی ندارم و دلم هم نمی‌خواهد که با یک عنوان شناخته شوم. می‌پرسد: پس چطوری کار پیدا می‌کنی؟ می‌گویم وقتی عنوان شغلی و شرح…

تجربه‌ها از معنا

(ناهیدنامه 0136 – ۱۸ مرداد ۱۴۰۳) مشق شوق پنجم این است که تجربه‌هایم از معنا در زندگی را بنویسم و به این فکر کنم که این معناها متاثر از کدام حقایق در زندگی من هستند؟ از کودکی تا به امروز…

در آسمان هفتم خودت کیستی؟

(ناهیدنامه 0133 – ۷ مرداد ۱۴۰۳) می‌گوید: نام و نام خانوادگی؛ برگزیده تو نیست. نسبت‌های خانوادگی (همسر، پدر، مادر، برادر، خواهر) مشترک است. مدرک تحصیلی و عناوین علمی تصدیق دیگری است. شغل و پیشه؛ مصادیق فراوانی به جز تو دارد.…

من به فاصله دو ساعت بهشت و جهنم را دیدم!

(ناهیدنامه 0130 – ۲۲ تیر ۱۴۰۳) پرده اول داریم برای یک شب سکوت در طبیعت، پیچ و تاب‌های جاده شمال را طی می‌کنیم. راننده تپسی از مشکلاتش می‌گوید. می‌گوید خدا را شکر کنید که مرد نیستید. دو همسر و یک…

زمین بازی من

(ناهیدنامه 0129 – ۱۸ تیر ۱۴۰۳) اولین جلسات بوتکمپ کارآفرینی اجتماعی بود. پروژه این بود که از بین ۱۷ هدف توسعه پایدار، آن‌هایی را که دغدغه اصلی ما بودند، انتخاب کنیم. یکی سلامت را انتخاب کرد، دیگری اشتغال، یکی دیگر…

نقش من در پازلِ جهان

(ناهیدنامه 0128 – ۱۵ تیر ۱۴۰۳) می‌گوید این که ایران را با تمام چالش‌هایش برای ماندن انتخاب کردی، این که بین گزینه‌ها، گزینه‌های با چالش بزرگ‌تر تو را به خود می‌خوانند، یعنی ماموریت تو در دل حل همین چالش‌ها قرار…

کار دل با انتخاب شغل بر مبنای تحلیل یا در پاسخ به عقده‌ها متفاوت است

(ناهیدنامه 0125 – ۳ تیر ۱۴۰۳) در مسیر جستجوی کار دل و اثرگذاری، زمانی بود که باور داشتم کارآفرینی اثرگذارترین کار ممکن است. خود را به این فضا نزدیک کردم. برای من ایجاد شغل یا پیوستن به کسی که چنین…

چهل سالگی

(ناهیدنامه 0124 – ۲۷ خرداد ۱۴۰۳) چهل سالگی را دوست دارم. با توشه‌ای از تجربه‌های زیسته و مسیر طی شده‌ای که بخشی از آن را با هویت خودت بوده‌ای و بخشی دیگر را با هویت القا شده از خانواده، فرهنگ…

تعالی

(ناهیدنامه 0123 – ۲۴ خرداد ۱۴۰۳) گفت صدایت حس آرامش را منتقل می‌کند و صدای گویندگی داری. حتما آن را دنبال کن. سومین نفری بود که در یک ماه اخیر چنین بازخوردی می‌داد. تا چهل سالگی چنین بازخوردی نگرفته بودم.…

مواجهه با ترس‌ها

(ناهیدنامه 0120 – ۱۶ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: گفتم شما جلوتر بروید. من آخر می‌آیم. فوبیای فضای بسته دارم، نمی‌توانم در آن مسیر تنگ، وسط جمعیت قرار بگیرم. نشسته بودیم. بی‌مقدمه پرسید چرا برای ترس‌هایت کاری نمی‌کنی؟ سخت نیست، راهکار…

آدم قطار یا آدم ایستگاه

(ناهیدنامه 0119 – ۱۲ خرداد ۱۴۰۳) می‌گوید ۹۰ درصد آدم‌ها از جنس ایستگاه هستند؛ تو هیچ وقت آدم ایستگاه نبودی ولی نمی‌توانستی این را بپذیری. حالا که به این پذیرش رسیدی، یاد می‌گیری که قطار بودن هم کلی دستاورد ایجاد…

چند خموش می‌کنم سوی سکوت می‌روم

(ناهیدنامه 0118 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۳) مدت‌ها بود آرزوی یک سفر را در ذهن داشتم. دلم می‌خواست بدون ترس از ناامنی جامعه کوله‌پشتی‌ام را بردارم و تنها به ماجراجویی بروم. نیاز داشتم از فضای امن و آشنا دور شوم و…

من اصیل

(ناهیدنامه 0098 – ۱۵ مهر ۱۴۰۳) “این که شما در کودکی می‌خواستی شبیه شوهرخاله‌ات که مدیر کارخانه بود بشی، و آن موقعیت برایت جذاب بود، دلیلش این بوده که کسی که خودش شده، خیلی جذابه. همه دوست دارند شبیهش باشند…

تجربه فضای غریب

(ناهیدنامه 0094 – ۲۱ شهریور ۱۴۰۲) دیروز که برای دیدن دو خط فروشی وارداتی از چین به یک سوله تولیدی بزرگ رفته بودیم، محو عظمت سوله و فضای حاکم بر آن شده بودم؛ حسی که تجربه می‌کردم، نسخه بسیار خفیف…

جلسه دوم بوتکمپ کارآفرینی اجتماعی

(ناهیدنامه 0077 – ۲۴ فروردین ۱۴۰۲) «تو خود پای به راه در نه و هیچ مپرس، خود راه بگویدت که چون باید رفت» امروز، دومین جلسه بوتکمپ کارآفرینی اجتماعی خانه امکان بود. نشانه‌ها یکی بعد دیگری خودنمایی می‌کنند. امروز دو…

قصه سازمان

(ناهیدنامه 0072 – ۳ فروردین ۱۴۰۲) زمانی که بر سگمنت دولتی تمرکز کرده بودم، ایده‌ام این بود که می‌خواهم بر زیرساخت‌های کشور اثر بگذارم و بهبود ایجاد کنم. می‌گفتم می‌دانم که دولت، ساختار بسیار بدی دارد و موانع زیادی موجود…

انواع روش‌های کاریابی

(ناهیدنامه 0067 – ۱ اسفند ۱۴۰۱) یک دسته‌بندی برای مسیر شغلی از نظر من، طی کردن مسیر تخصص و یا طی کردن مسیر تنوع‌طلبی و حرکت در فضای ابهام و ناشناخته‌هاست. البته که این دو دسته، دو سر یک طیف…

روزنوشته – من یک چندپتانسیلی هستم

(ناهیدنامه 0047 – ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱) در حال خواندن کتاب همه چیز بودن هستم. نمی‌توانم کتاب را زمین بگذارم. تمام جمله‌ها و توصیفات کتاب من هستم. خاطرات سال‌ها جلوی چشمم رژه می‌روند؛ و من جواب خیلی از سوال‌های درونی‌ام را…

مدیریت محصول

(ناهیدنامه 0044 – ۳۱ فروردین ۱۴۰۱) امروز آقای جعفری مدیر مدرسه مدیریت محصول بوژان با من مصاحبه انجام دادند. از من پرسیدند که آیا این توصیفات در من صدق می‌کند؟ این که آیا کار فنی را دوست دارم، اما فکر…

خودشناسی – کلیفتون – تئوری انتخاب گلسر

(ناهیدنامه 0025 – ۱۲ آبان ۱۴۰۰) 📝پرده اول: فکر می‌کردم که در مهارت‌های ارتباطی ضعف دارم. هرچند شواهدی از دوره‌هایی از زندگی‌ام خلاف این را نشان می‌داد. بعد از کلی کند و کاو و فشار ذهنی، خلاصه یک شب جرقه…

دیدن خود

(ناهیدنامه 0020 – ۱۰مهر ۱۴۰۰) برای اولین بار تونستم لیست توانایی‌هایم را از دید خودم بنویسم. قبلا حتی یک کلمه هم از زبان خودم نمیتونستم بنویسم. مدام میرم لیست را مرور میکنم و مزه مزه میکنم ببینم خودم را با…