سفر زندگی

وقتی سوال خودش را آشکار می‌کند

(ناهیدنامه 0241 – ۷ تیر ۱۴۰۵) ✨✨می‌گوید: ناهید! یادت هست چند سال پیش، سوال و دغدغه‌ی اصلی‌ات این بود که رسالتت چیست؟ و این که چه شغل یا مشاغلی برایت مناسب هستند؟ یادت هست شغل‌های مختلف را امتحان می‌کردی و…

زیستن در میانه‌ی امواج

(ناهیدنامه 0232 – ۱۰ فروردین ۱۴۰۵) امروز سی و یک روز از سومین جنگ نظامی ایران در دوران زندگی ۴۲ ساله‌ام می‌گذرد. این روزها به طرز عجیبی آرامم. بعد از کمی تقلای درونی و از دست رفتن روتین‌های زندگی در…

برای سفر قربانی کن

(ناهیدنامه 0196 – ۶ فروردین ۱۴۰۴) ✨عید را با کلی تعارضات درونی شروع می‌کنم. درونم یکپارچه نیست و این به من فشار می‌آورد. تعدادی خواسته و تصویر در آلبوم تصاویر دنیای مطلوبم دارم که بارها خودم را بابت دور بودن…

ملاقات با یک جستجوگر باتجربه

(ناهیدنامه 0184 – ۲۷ دی ۱۴۰۳) می‌گویم آن زمان که متوجه شدم که گم شده‌ام، هیچ کس از اطرافیان و دوستان و آنان که قبولشان داشتم، این گمگشتگی و جستجوگری را به رسمیت نمی‌شناختند. سعی داشتند با دلیل و منطق…

رنج‌ها و حسرت‌های درونی

(ناهیدنامه 0168 – ۱۶ آبان ۱۴۰۳) ✨می‌گویم در جلسه مولانا خوانی، آن عزیز دوست داشتنی، گریه می‌کرد که نمی‌داند چرا در این بیش از ۶۰ سال زندگی، اینقدر به خطا رفته و فرصت درست زندگی کردن را از دست داده…

طعم شیرین رهایی

(ناهیدنامه 0167 – ۱۵ آبان ۱۴۰۱) می‌گوید: «امروز یک اتفاقی افتاده؛ پرانرژی‌تر از دیروز هستی.» می‌‌گویم خلاصه دیشب آخرین ریسمان را هم قطع کردم. در این هفته تمام پرونده‌های باز و آنچه که من را به مسیر گذشته پیوند می‌داد،…

عرض و عمق زندگی شما چقدر است؟

(ناهیدنامه 0165 – ۱۲ آبان ۱۴۰۳) ✨در دو روز گذشته با بازخوردها و نصیحت‌هایی مواجه شدم که اگر چند ماه قبل‌تر بود، تحت تاثیر قرار می‌گرفتم، در درون برآشفته می‌شدم، به مسیر شک می‌کردم… اما برای خودم هم این حجم…

آنچه اصالت دارد، خود سفر است

(ناهیدنامه 0164 – ۹ آبان ۱۴۰۳) ✨می‌گویم در ملاقاتی که با دوستان و از فضای کار قبلی داشتم، حالم دگرگون شد. دلم برای آنجا حسابی تنگ شده بود؛ قلبم می‌تپید و شوق داشتم و همزمان به این فکر می‌کردم که…

و تمام راز سفر این بود: خود راه بگویدت که چون باید رفت

(ناهیدنامه 0163 – ۷ آبان ۱۴۰۳) «يك مسافر خوب هيچ نقشه از پیش طراحی شده‌ای ندارد. و برای رسيدن به مقصد خاصی سفر نمی‌كند.» می‌گویم من با این بخش از فلسفه‌ی تائو بسیار ارتباط می‌گیرم و انگار برای این مرحله…

زنگ‌ها برای تو به صدا در می‌آیند

(ناهیدنامه 0162 – ۵ آبان ۱۴۰۳) ✨می‌گوید ناهید! یادت می‌آید که وقتی مهسا آن نقاشی فوق‌العاده را در خانه‌شان نشانت داد و تعریف کرد که پدر همسرش بعد از ورشکستگی در میانسالی به نقاشی پناه آورده و بدون هیچ آموزشی،…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت پنجم (در جستجوی شوق)

(ناهیدنامه 0161 – ۳ آبان ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۵_۱۴۰۳۰۸۰۳] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۴_۱۴۰۳۰۷۲۱] به فضای درونی و احساساتم بعد انحلال تیم و عبور از اوج حوادث جنبش مهسا در زمستان ۱۴۰۱ پرداختم. گفتم که بعد از چهار…

و این تغییر از تمام تغییرات قبلی بزرگتر خواهد بود

(ناهیدنامه 0155 – ۲۵ مهر ۱۴۰۳) پرده اول می‌گویم می‌خواهم تغییر جهت اساسی بدهم. من متعلق به فضاهایی که قبلا تجربه کردم، نیستم. تمام شواهد این را به من می‌گویند. از صدای درونی تا خواب‌ها و نشانه‌ها. من باید خود…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت چهارم (قدرت صدای درون)

(ناهیدنامه 0153 – ۲۱ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۴_۱۴۰۳۰۷۲۱] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۳_۱۴۰۳۰۷۱۷] از شرایط کلی بعد انحلال تیم و عبور از اوج حوادث جنبش مهسا در زمستان ۱۴۰۱ گفتم. در این جا به فضای درونی و…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت سوم

(ناهیدنامه 0151 – ۱۷ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۳_۱۴۰۳۰۷۱۷] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۲_۱۴۰۳۰۷۱۴] تا آنجایی گفتم که تیمی را که بسیار دوست داشتم منحل کردم. سفر درونی من در زمستان ۱۴۰۱ وارد مرحله تازه‌ای شد. مشکلات و…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت دوم

(ناهیدنامه 0150 – ۱۴ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۲_۱۴۰۳۰۷۱۴] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۱_۱۴۰۳۰۷۱۰] فضای بیرونی حاکم بر شروع سفر و تحولات خود را ترسیم کردم. در این جا می‌خواهم به سفر درونی‌ام همزمان با آن تحولات بیرونی…

سفرنامه یک مسافر جستجوگر – قسمت اول

(ناهیدنامه 0149 – ۱۰ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۱_۱۴۰۳۰۷۱۰] همه‌چیز از تیر ماه ۱۴۰۱ و عجیب‌ترین رویای زندگی‌ام شروع شد. خواب را بعدها به اتفاقات بیرونی و جنبش مهسا ربط دادم اما حالا می‌دانم که آن رویا بیشتر پیامی برای…

چطور از یک جستجوگر به یک مسافر و بعد به یک مسافر جستجوگر تبدیل شدم؟

(ناهیدنامه 0148 – ۷ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۰_۱۴۰۳۰۷۰۷] یک سال و نیم پیش بود که در مصاحبه‌ای که مرحوم داریان با من انجام دادند، خودم را یک جستجوگر معرفی کردم. آن زمان در اواخر یک دوران طولانی تحول درونی…

دریاچه گهر و درس زندگی

(ناهیدنامه 0142 – ۱۴ شهریور ۱۴۰۳) به قصد دریاچه گَهَر آمده‌ایم. با اعتماد به صحبت‌های مردم شهر گمراه شدیم و با تصور این که تا جلو دریاچه جاده کشیده شده و دیگر نیازی به پیاده‌روی ۵ ساعته نیست، تنها یک…

استراتژی چابک برای زندگی (زندگی، رقصی هماهنگ با جهان هستی)

(ناهیدنامه 0141 – ۱۰ شهریور ۱۴۰۳) می‌گوید جهان دائما در حال جهیدن است و کاری که ما می‌توانیم کنیم این است که مثل موج‌سوار، امکان‌های خود را روی آن سوار کنیم. می‌گوید امکان، فضای بین بود و نبود است یعنی…

چهل سالگی

(ناهیدنامه 0124 – ۲۷ خرداد ۱۴۰۳) چهل سالگی را دوست دارم. با توشه‌ای از تجربه‌های زیسته و مسیر طی شده‌ای که بخشی از آن را با هویت خودت بوده‌ای و بخشی دیگر را با هویت القا شده از خانواده، فرهنگ…

آدم قطار یا آدم ایستگاه

(ناهیدنامه 0119 – ۱۲ خرداد ۱۴۰۳) می‌گوید ۹۰ درصد آدم‌ها از جنس ایستگاه هستند؛ تو هیچ وقت آدم ایستگاه نبودی ولی نمی‌توانستی این را بپذیری. حالا که به این پذیرش رسیدی، یاد می‌گیری که قطار بودن هم کلی دستاورد ایجاد…