
اثر پنهان جستجوگری
(ناهیدنامه 0246 – ۲۱ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول میگوید زمان بیشتری را به جلسات کوچینگ اختصاص بدهم. میدانم از سر دلسوزی و خیرخواهی است. میگویم من از تمام فعالیتهای دیگرم هم دارم یاد میگیرم؛ شاید حتی بیشتر. از آن آدمهایی…

(ناهیدنامه 0246 – ۲۱ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول میگوید زمان بیشتری را به جلسات کوچینگ اختصاص بدهم. میدانم از سر دلسوزی و خیرخواهی است. میگویم من از تمام فعالیتهای دیگرم هم دارم یاد میگیرم؛ شاید حتی بیشتر. از آن آدمهایی…

(ناهیدنامه 0241 – ۷ تیر ۱۴۰۵) ✨✨میگوید: ناهید! یادت هست چند سال پیش، سوال و دغدغهی اصلیات این بود که رسالتت چیست؟ و این که چه شغل یا مشاغلی برایت مناسب هستند؟ یادت هست شغلهای مختلف را امتحان میکردی و…

(ناهیدنامه 0223 – ۳۰ آبان ۱۴۰۴) ✨پرده اول: مذاقیت میگوید عدهای از مراجعان، دنیای مطلوب نحیفی دارند. باید به آنها کمک کنیم دنیای مطلوب خود را وسعت ببخشند تا انتخابهای بیشتری در هر لحظه داشته باشند. میگوید هرچقدر دنیای مطلوب…

(ناهیدنامه 0206 – ۱۳ خرداد ۱۴۰۴) ✨دو سوم هزینههای ماهیانهام مربوط هست به آموزش و توسعه فردی خودم. حداقل نیمی از مابقی هم مربوطه به آموزش پسرم و سفر. تنها جایی که از هزینه کردن پشیمان نمیشم همینجاست. ✨سالهاست که…

(ناهیدنامه 0194 – ۲۶ اسفند ۱۴۰۳) برنامهی آموزشی سنگینی برای خودم تدارک دیدهام. دلم نمیآید هیچ یک را کنار بگذارم. مثل ماهی افتاده بر خاک که بعد مدتها تلاش و تقلا به دریا رسیده، هول افتادهام و نگران از دست…

(ناهیدنامه 0184 – ۲۷ دی ۱۴۰۳) میگویم آن زمان که متوجه شدم که گم شدهام، هیچ کس از اطرافیان و دوستان و آنان که قبولشان داشتم، این گمگشتگی و جستجوگری را به رسمیت نمیشناختند. سعی داشتند با دلیل و منطق…

(ناهیدنامه 0181 – ۱۴ دی ۱۴۰۳) ✨میگویم تجربهی جلسات کوچینگی که برگزار میکنم را دوست دارم؛ هر آدمی یک دنیای درون منحصر به فرد دارد و در فرایند کوچینگ به من اجازه ورود به این دنیا را میدهد. من ترسها…

(ناهیدنامه 0179 – دی ۱۴۰۳) ✨پرده اول میگویم من هرچند هنوز جستجوگر هستم، اما وجه تماشاگر درونم در حال غلبه است. میخواهم نامم را به مسافر تماشاگر تغییر دهم. من نظارهگر زندگی هستم با تمام پستی و بلندیهایش. آنگاه که…

(ناهیدنامه 0166 – ۱۳ آبان ۱۴۰۳) میگوید: «چطور است که میگویی به دنبال شوق قلبی خودت هستی و آن را گم کردهای؟ تو قبلا هم آن را داشتی. زمانی که در کنار ما بودی، لبخند رضایت و انرژی بسیار بالایت…

(ناهیدنامه 0164 – ۹ آبان ۱۴۰۳) ✨میگویم در ملاقاتی که با دوستان و از فضای کار قبلی داشتم، حالم دگرگون شد. دلم برای آنجا حسابی تنگ شده بود؛ قلبم میتپید و شوق داشتم و همزمان به این فکر میکردم که…

(ناهیدنامه 0161 – ۳ آبان ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۵_۱۴۰۳۰۸۰۳] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۴_۱۴۰۳۰۷۲۱] به فضای درونی و احساساتم بعد انحلال تیم و عبور از اوج حوادث جنبش مهسا در زمستان ۱۴۰۱ پرداختم. گفتم که بعد از چهار…

(ناهیدنامه 0156 – ۲۷ مهر ۱۴۰۳) میگوید ناهید، تو برای من شبیه وصف این ترانه هستی؛ درونت سرکش و بیرونت آرام و ساکت است. میگویم میدانی چرا مدتی است احساس میکنم اشتیاق در من مرده است و با کمتر چیزی…

(ناهیدنامه 0153 – ۲۱ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۴_۱۴۰۳۰۷۲۱] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۳_۱۴۰۳۰۷۱۷] از شرایط کلی بعد انحلال تیم و عبور از اوج حوادث جنبش مهسا در زمستان ۱۴۰۱ گفتم. در این جا به فضای درونی و…

(ناهیدنامه 0151 – ۱۷ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۳_۱۴۰۳۰۷۱۷] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۲_۱۴۰۳۰۷۱۴] تا آنجایی گفتم که تیمی را که بسیار دوست داشتم منحل کردم. سفر درونی من در زمستان ۱۴۰۱ وارد مرحله تازهای شد. مشکلات و…

(ناهیدنامه 0150 – ۱۴ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۲_۱۴۰۳۰۷۱۴] در قسمت قبل در [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۱_۱۴۰۳۰۷۱۰] فضای بیرونی حاکم بر شروع سفر و تحولات خود را ترسیم کردم. در این جا میخواهم به سفر درونیام همزمان با آن تحولات بیرونی…

(ناهیدنامه 0149 – ۱۰ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۱_۱۴۰۳۰۷۱۰] همهچیز از تیر ماه ۱۴۰۱ و عجیبترین رویای زندگیام شروع شد. خواب را بعدها به اتفاقات بیرونی و جنبش مهسا ربط دادم اما حالا میدانم که آن رویا بیشتر پیامی برای…

(ناهیدنامه 0148 – ۷ مهر ۱۴۰۳) [سفرنامه مسافر_جستجوگر ۰۰۰_۱۴۰۳۰۷۰۷] یک سال و نیم پیش بود که در مصاحبهای که مرحوم داریان با من انجام دادند، خودم را یک جستجوگر معرفی کردم. آن زمان در اواخر یک دوران طولانی تحول درونی…

(ناهیدنامه 0127 – ۱۰ تیر ۱۴۰۳) میپرسد آیا مطمئنی؟ میگویم بله. از تمام مسیرهای خوشتعریف موجود، این مسیری است که از عهدهاش برمیآیم و با تجارب من سازگار است. اختیار بالا دارم، میتوانم تیم را با ارزشهای خودم بسازم، خودم…

(ناهیدنامه 0124 – ۲۷ خرداد ۱۴۰۳) چهل سالگی را دوست دارم. با توشهای از تجربههای زیسته و مسیر طی شدهای که بخشی از آن را با هویت خودت بودهای و بخشی دیگر را با هویت القا شده از خانواده، فرهنگ…

(ناهیدنامه 0119 – ۱۲ خرداد ۱۴۰۳) میگوید ۹۰ درصد آدمها از جنس ایستگاه هستند؛ تو هیچ وقت آدم ایستگاه نبودی ولی نمیتوانستی این را بپذیری. حالا که به این پذیرش رسیدی، یاد میگیری که قطار بودن هم کلی دستاورد ایجاد…

(ناهیدنامه 0117 – ۷ خرداد ۱۴۰۳) بعد از این همه سال جستجو، در حالی که به هر مقصدی که رسیدم، فهمیدم آن مقصدی نیست که فکر میکردم و ناچار به تغییر مسیر شدم؛ به نقطهای رسیدم که هیچ ایدهای راجع…

(ناهیدنامه 0113 – ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳) گفت تا کی میخواهی رو به سوی دیگران باشی؟ گفتم من در دیگران به دنبال خودم بودم. ولی حالا بعد از این همه دیگران دیدن، انگار به آنجا رسیدم که میدانم جواب در درون…

(ناهیدنامه 0077 – ۲۴ فروردین ۱۴۰۲) «تو خود پای به راه در نه و هیچ مپرس، خود راه بگویدت که چون باید رفت» امروز، دومین جلسه بوتکمپ کارآفرینی اجتماعی خانه امکان بود. نشانهها یکی بعد دیگری خودنمایی میکنند. امروز دو…

(ناهیدنامه 0069 – ۲۰ اسفند ۱۴۰۱) تا بحال شده وسط راه به همه چیز شک کنید؟ به مقصد و به دلیل و چرایی مسیری که توش قرار گرفتید؟ با خودتون فکر کنید که شاید از اول اشتباه کردید و بدون…

(ناهیدنامه 0067 – ۱ اسفند ۱۴۰۱) یک دستهبندی برای مسیر شغلی از نظر من، طی کردن مسیر تخصص و یا طی کردن مسیر تنوعطلبی و حرکت در فضای ابهام و ناشناختههاست. البته که این دو دسته، دو سر یک طیف…