
آیین عشق، رقص و شدن
(ناهیدنامه 0243 – ۱۴ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول میگوید: «به این فکر میکنم که اگر از من بپرسند پیرو کدام پیامبری، نگاهم به مسیح و عشق بیکرانش خیلی نزدیکتر است. ولی باز هم نمیتوانم با قطعیت بگویم مسیح؛ من همچنان…

(ناهیدنامه 0243 – ۱۴ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول میگوید: «به این فکر میکنم که اگر از من بپرسند پیرو کدام پیامبری، نگاهم به مسیح و عشق بیکرانش خیلی نزدیکتر است. ولی باز هم نمیتوانم با قطعیت بگویم مسیح؛ من همچنان…

(ناهیدنامه 0240 – ۳ تیر ۱۴۰۵) ✨میپرسد ناهید! چه چیز در آن تجربه تو را اینطور درگیر کرده؟ چه چیزی باعث شده که بخواهی بارها و بارها مرورش کنی و در خیالش بمانی؟ میگویم نیاز شدید به شاهد داشتن، شاهدی…

(ناهیدنامه 0236 – ۲۳ فروردین ۱۴۰۵) ✨پرده اول میگوید این جهان، جهان اضداد و دوقطبیهاست. این ویژگیِ ذهن بشر هست که از طریق اضداد، مفاهیم را درک میکند وگرنه در بُعد بالاتر، خبری از اضداد نیست. اگر بتوانی در همینجا…

(ناهیدنامه 0235 – ۲۱ فروردین ۱۴۰۵) ✨پرده اول میگویم دلم میخواهد مدتی بروم یک گوشه و از تمام این اخبار و صداهای جنگ و شعار و تحلیل و فضای نفرت و انتقام دور شوم. هرچقدر تلاش میکنم همرنگ جماعت نشوم…

(ناهیدنامه 0233 – ۱۱ فروردین ۱۴۰۵) ✨پرده اول روی پل ایستادهایم و همگی محو تماشای آسمان آبی و نمای ۳۶۰ درجه از منظرهی شفاف تهران شدهایم. زیباترین تصویر و پاکترین هوایی است که در تمام این سالها تجربه کردهایم. چهار…

(ناهیدنامه 0232 – ۱۰ فروردین ۱۴۰۵) امروز سی و یک روز از سومین جنگ نظامی ایران در دوران زندگی ۴۲ سالهام میگذرد. این روزها به طرز عجیبی آرامم. بعد از کمی تقلای درونی و از دست رفتن روتینهای زندگی در…

(ناهیدنامه 0225 – ۱۳ آذر ۱۴۰۴) ✨پرده اول میگوید: «عشق، نقطهی نهایت و اوج رویا و آرزوی خود است؛ و عاشقی تلاشی برای تحقق یافتن و رسیدن به آن نقطهی خود.» میپرسم اگر رویا و آرزویی نداشته باشم، چه؟ اگر…

(ناهیدنامه 0224 – ۷ آذر ۱۴۰۴) میگویم الگوهای فکری و رفتاری و تاریکیهای بسیاری را در خودم شناسایی کردم و دیدم که چگونه نسل به نسل به من رسیده بودند. فهمیدم که رنجی که از نزدیکانم دیدهام، در واقع بازتاب…

(ناهیدنامه 0213 – ۲۴ مرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول زمان در «اینجا» و «اکنون» متوقف شده است. بعد از سالها دوباره طعم لذت را میچشم بی آنکه برای این تجربه تقلا کنم. حس امن بودن را در اینجا تجربه میکنم. فضا…

(ناهیدنامه 0211 – ۵ مرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول روز سوم جنگ است. از آن سر دنیا در گروه فامیلی شروع میکند به ابراز خوشحالی با این استدلال که آنها که کشته میشوند مردم عادی نیستند. قلبم به درد میآید. با…

(ناهیدنامه 0175 – ۱۱ آذر ۱۴۰۳) ضد قانون حجاب از کجا منشا میگیرد؟ از قلبهای در جنگ با خود و به طبع آن با دیگران. از قلوبِ در صلح عشق میآید؛ دایرهای از عشق به وسعت هستی که همه را در…

(ناهیدنامه 0121 – ۱۹ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: «مامان، مامانی میگه باید وکیل بشم بس که سوال میپرسم و هر چه میگوید، نمیپذیرم.» «پسرم، نسل قبل ما غالبا عادت به تفکر عمیق نداشتند. قرنها حکومت و ترویج کنندگان مذهب خودساخته،…

اپیزود ششم: جنگ و صلح در قسمت ششم از «شوند»، به دل یکی از تلخترین تجربههای جمعیمان رفتیم: جنگ؛ با همهی ویرانیهای بیرونیاش و با زخمهای عمیقی که در روان آدمها بر جا میگذارد. از روزهایی گفتیم که ترس، خشم،…

(ناهیدنامه 0057 – ۲۰ مهر ۱۴۰۱) در این کشور، به دلیل ساختار موجود، همه کسب و کارها به نوعی با ارگانهای دولتی و خصولتی ارتباط پیدا میکنند. یکی با شرکت آب کار میکنه، یکی با تلکام، یکی معدن؛ و یکی…