ما همه با هم خدا هستیم

(ناهیدنامه 0235 – ۲۱ فروردین ۱۴۰۵)

✨پرده اول

می‌گویم دلم می‌خواهد مدتی بروم یک گوشه و از تمام این اخبار و صداهای جنگ و شعار و تحلیل و فضای نفرت و انتقام دور شوم. هرچقدر تلاش می‌کنم همرنگ جماعت نشوم و جریان من را با خود نبرد، گاهی به خودم می‌آیم و می‌بینم کنترلم بر خود را از دست داده‌ام و با افکار و احساسات یکی شده‌ام.
می‌گوید اما ناهید! در گوشه‌ی دنج و خلوت، رشدی اتفاق نمی‌افتد و درس‌هایی که به خاطرشان به این زندگی آمدیم، آموخته نمی‌شوند. باید که در دل این بحران‌ها باقی بمانیم و در همین فضای خشن، روشن نگه داشتن شعله‌ی عشق را تمرین کنیم.

✨پرده دوم

در این جلسه‌ی کتابخوانی، کتاب زمینی نو از اکهارت تله را شروع کرده‌ایم. همگی مست نوشته‌های کتاب هستیم. خیلی خوب شرایط این روزها را توصیف می‌کند و جنگی که منشا آن جنگ درون و ایگو (نفس) است. توصیف می‌کند که هزاران سال است انسان از این بیماری ذهن رنج می‌برد؛ ذهنی که یگانگی همه انسان‌ها و موجودات را فراموش کرده و فرض را بر دویی گذاشته و برای هویت‌بخشی به خود و خودبرتربینی، به هر چیزی چنگ می‌زند: قومیت، دین و مذهب، تحصیلات، موقعیت اجتماعی، هیکل و قیافه، …
به یاد فریادهای پیروزی‌طلبی طرفین می‌افتم. به یاد برچسب‌زنی‌های داخلی می‌افتم. به یاد شعارهای مرگ‌بر می‌افتم. چه بیماری جمعی وحشتناکی و چه نمود بیرونی زشتی.
مشاهده می‌کنم که هر وقت در معرض این ذهن‌های بیمار قرار می‌گیرم، بیماری ذهن من هم عود می‌کند. چقدر سخت است زیستن در این فضا و هوشیار بودن به آنچه که می‌گذرد و حفظ خود از جریان غالبی که هزاران سال است بشر را به خود دچار کرده.

✨پرده سوم

می‌گویم هرچه از عمرم می‌گذرد، بیشتر و بیشتر خود را در موقعیت حیرانی و عدم اطمینان می‌یابم. دیگر به راحتی جرات اظهار نظر ندارم و ترجیح می‌دهم بیشتر مشاهده‌گر باشم. اگر از من بپرسی، همه‌ی تحلیل‌ها می‌تواند درست باشد. ما آن کسانی هستیم که در اتاق تاریک، هریک بر اساس اطلاعات ورودی و تجربه‌ی زیسته‌ی خود به بخشی از فیل آگاهی پیدا کرده‌ایم. همه‌ی ما با هم خدا هستیم.

کاش همه‌ی ما می‌فهمیدیم که امکان درک کامل‌ حقیقت را نداریم و خود را از جایگاه حق پایین می‌کشیدیم. تنها در وادی حیرت است که می‌توانیم به تمام آدم‌ها بابت حیرت و اشتباهاتشان حق بدهیم.

من این روزها حتی به تندروهای دو طرف حق می‌دهم. ۲۰ درصد تندروی یک طرف طیف و ۲۰ درصد تندروی طرف دیگر و ۶۰ درصد میانه، با تمام اختلاف نظرهایمان، همه با هم مردم هستیم. هر یک بخشی از فیل را می‌بینیم و همه در کنار هم به کل فیل اشراف پیدا می‌کنیم.

این روزها دارم تلاش می‌کنم که با یادآوری این مطلب، خشمم به تندروهای دو طرف را با عشق جایگزین کنم. عشقی که از درک و همدلی می‌آید. تنها در فضای چنین عشقی است که گفتگو و رشد همگی ما میسر می‌شود.

📍پی‌نوشت ۱: تصویر از جنگلی حوالی رضوانشهر، اسفند ۱۴۰۱.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *