عکس آواتار

ناهید

من به فاصله دو ساعت بهشت و جهنم را دیدم!

(ناهیدنامه 0130 – ۲۲ تیر ۱۴۰۳) پرده اول داریم برای یک شب سکوت در طبیعت، پیچ و تاب‌های جاده شمال را طی می‌کنیم. راننده تپسی از مشکلاتش می‌گوید. می‌گوید خدا را شکر کنید که مرد نیستید. دو همسر و یک…

زمین بازی من

(ناهیدنامه 0129 – ۱۸ تیر ۱۴۰۳) اولین جلسات بوتکمپ کارآفرینی اجتماعی بود. پروژه این بود که از بین ۱۷ هدف توسعه پایدار، آن‌هایی را که دغدغه اصلی ما بودند، انتخاب کنیم. یکی سلامت را انتخاب کرد، دیگری اشتغال، یکی دیگر…

نقش من در پازلِ جهان

(ناهیدنامه 0128 – ۱۵ تیر ۱۴۰۳) می‌گوید این که ایران را با تمام چالش‌هایش برای ماندن انتخاب کردی، این که بین گزینه‌ها، گزینه‌های با چالش بزرگ‌تر تو را به خود می‌خوانند، یعنی ماموریت تو در دل حل همین چالش‌ها قرار…

در جستجوی کار دل

(ناهیدنامه 0127 – ۱۰ تیر ۱۴۰۳) می‌پرسد آیا مطمئنی؟ می‌گویم بله. از تمام مسیرهای خوش‌تعریف موجود، این مسیری است که از عهده‌اش برمی‌آیم و با تجارب من سازگار است. اختیار بالا دارم، می‌توانم تیم را با ارزش‌های خودم بسازم، خودم…

کار دل با انتخاب شغل بر مبنای تحلیل یا در پاسخ به عقده‌ها متفاوت است

(ناهیدنامه 0125 – ۳ تیر ۱۴۰۳) در مسیر جستجوی کار دل و اثرگذاری، زمانی بود که باور داشتم کارآفرینی اثرگذارترین کار ممکن است. خود را به این فضا نزدیک کردم. برای من ایجاد شغل یا پیوستن به کسی که چنین…

چهل سالگی

(ناهیدنامه 0124 – ۲۷ خرداد ۱۴۰۳) چهل سالگی را دوست دارم. با توشه‌ای از تجربه‌های زیسته و مسیر طی شده‌ای که بخشی از آن را با هویت خودت بوده‌ای و بخشی دیگر را با هویت القا شده از خانواده، فرهنگ…

تعالی

(ناهیدنامه 0123 – ۲۴ خرداد ۱۴۰۳) گفت صدایت حس آرامش را منتقل می‌کند و صدای گویندگی داری. حتما آن را دنبال کن. سومین نفری بود که در یک ماه اخیر چنین بازخوردی می‌داد. تا چهل سالگی چنین بازخوردی نگرفته بودم.…

عشق و تعالی

(ناهیدنامه 0121 – ۱۹ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: «مامان، مامانی میگه باید وکیل بشم بس که سوال می‌پرسم و هر چه می‌گوید، نمی‌پذیرم.» «پسرم، نسل قبل ما غالبا عادت به تفکر عمیق نداشتند. قرن‌ها حکومت و ترویج کنندگان مذهب خودساخته،…