مواجهه با ترسها

(ناهیدنامه 0120 – ۱۶ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: گفتم شما جلوتر بروید. من آخر میآیم. فوبیای فضای بسته دارم، نمیتوانم در آن مسیر تنگ، وسط جمعیت قرار بگیرم. نشسته بودیم. بیمقدمه پرسید چرا برای ترسهایت کاری نمیکنی؟ سخت نیست، راهکار…

(ناهیدنامه 0120 – ۱۶ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: گفتم شما جلوتر بروید. من آخر میآیم. فوبیای فضای بسته دارم، نمیتوانم در آن مسیر تنگ، وسط جمعیت قرار بگیرم. نشسته بودیم. بیمقدمه پرسید چرا برای ترسهایت کاری نمیکنی؟ سخت نیست، راهکار…

(ناهیدنامه 0119 – ۱۲ خرداد ۱۴۰۳) میگوید ۹۰ درصد آدمها از جنس ایستگاه هستند؛ تو هیچ وقت آدم ایستگاه نبودی ولی نمیتوانستی این را بپذیری. حالا که به این پذیرش رسیدی، یاد میگیری که قطار بودن هم کلی دستاورد ایجاد…

(ناهیدنامه 0118 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۳) مدتها بود آرزوی یک سفر را در ذهن داشتم. دلم میخواست بدون ترس از ناامنی جامعه کولهپشتیام را بردارم و تنها به ماجراجویی بروم. نیاز داشتم از فضای امن و آشنا دور شوم و…

(ناهیدنامه 0117 – ۷ خرداد ۱۴۰۳) بعد از این همه سال جستجو، در حالی که به هر مقصدی که رسیدم، فهمیدم آن مقصدی نیست که فکر میکردم و ناچار به تغییر مسیر شدم؛ به نقطهای رسیدم که هیچ ایدهای راجع…

(ناهیدنامه 0116 – ۳ خرداد ۱۴۰۳) «مامان، مگه یک حادثه نبوده، پس چرا میگن شهید؟» ترجیح دادم با سوال باقی بمونه. نمیخواستم پاسخ آمادهای در ذهنش قرار بدم و خودم هم آمادگی پیش بردن درست مسیر گفت و گو را…

(ناهیدنامه 0115 – ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳) «مامان، این درسته که اگر ۳۳ بار سبحان الله ۳۳ بار الحمدلله … بگیم، کل گناهامون پاک میشه؟» گفتم کمی فکر کن. به نظرت منطقی میاد هر کاری دلمون خواست انجام بدیم و بعد…

(ناهیدنامه 0114 – ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) برای من بیشترین بهرهبرداری از آیات قرآن، آنجاست که با بنیاسرائیل سخن گفته میشه و خاطرات و داستانهای اونها یادآوری میشه. اگر قرار بود یک کتاب هدایت در این زمان به دست ما برسه،…

(ناهیدنامه 0113 – ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳) گفت تا کی میخواهی رو به سوی دیگران باشی؟ گفتم من در دیگران به دنبال خودم بودم. ولی حالا بعد از این همه دیگران دیدن، انگار به آنجا رسیدم که میدانم جواب در درون…

(ناهیدنامه 0112 – ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳) «همین تو یک نفر میتونی انتظار از رنگسفید را طوری تعریف کنی که مدعیان سپیدی در کنارت خاکستری دیده بشن؛ در این معناست که هر یک انسان عمیق به تنهایی یک سرزمینه، یک ملته،…

(ناهیدنامه 0111 – ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) دوستی دارم که در سالهای دانشجویی پایه کوه و سفر و ورزش صبحگاهی در پارک و دوچرخهسواری و ماجراجوییهای هم بودیم. هنوز هم آن روح آزاد درونش را دارد. از ۶ سالگی پسرهایمان، گاهی…