واژههای بیاعتبار

(ناهیدنامه 0116 – ۳ خرداد ۱۴۰۳) «مامان، مگه یک حادثه نبوده، پس چرا میگن شهید؟» ترجیح دادم با سوال باقی بمونه. نمیخواستم پاسخ آمادهای در ذهنش قرار بدم و خودم هم آمادگی پیش بردن درست مسیر گفت و گو را…

(ناهیدنامه 0116 – ۳ خرداد ۱۴۰۳) «مامان، مگه یک حادثه نبوده، پس چرا میگن شهید؟» ترجیح دادم با سوال باقی بمونه. نمیخواستم پاسخ آمادهای در ذهنش قرار بدم و خودم هم آمادگی پیش بردن درست مسیر گفت و گو را…

(ناهیدنامه 0115 – ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳) «مامان، این درسته که اگر ۳۳ بار سبحان الله ۳۳ بار الحمدلله … بگیم، کل گناهامون پاک میشه؟» گفتم کمی فکر کن. به نظرت منطقی میاد هر کاری دلمون خواست انجام بدیم و بعد…

(ناهیدنامه 0114 – ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) برای من بیشترین بهرهبرداری از آیات قرآن، آنجاست که با بنیاسرائیل سخن گفته میشه و خاطرات و داستانهای اونها یادآوری میشه. اگر قرار بود یک کتاب هدایت در این زمان به دست ما برسه،…

(ناهیدنامه 0113 – ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳) گفت تا کی میخواهی رو به سوی دیگران باشی؟ گفتم من در دیگران به دنبال خودم بودم. ولی حالا بعد از این همه دیگران دیدن، انگار به آنجا رسیدم که میدانم جواب در درون…

(ناهیدنامه 0112 – ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳) «همین تو یک نفر میتونی انتظار از رنگسفید را طوری تعریف کنی که مدعیان سپیدی در کنارت خاکستری دیده بشن؛ در این معناست که هر یک انسان عمیق به تنهایی یک سرزمینه، یک ملته،…

(ناهیدنامه 0111 – ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) دوستی دارم که در سالهای دانشجویی پایه کوه و سفر و ورزش صبحگاهی در پارک و دوچرخهسواری و ماجراجوییهای هم بودیم. هنوز هم آن روح آزاد درونش را دارد. از ۶ سالگی پسرهایمان، گاهی…

(ناهیدنامه 0110 – ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳) میگوید برای تیم فروش که نیرو جذب میکنی، خانم باشند. بعدِ تجربههای تمام این سالها به این نتیجه رسیدم که خانمها متعهدتر و صادقتر هستند و زیر آبی نمیروند. حتی اگر با ناراحتی مجموعه…

(ناهیدنامه 0109 – ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳) برای ۶ ماه تقریبا هر هفته یکشنبه ۵ صبح بیدار میشدم، تا قبل ۸:۳۰ صبح در کارخانه بودم و ۹:۳۰ شب سهشنبه دوباره به خانه میرسیدم. در تمام این مدت، چه شبهایی که در…

(ناهیدنامه 0108 – ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳) گفتم احساس میکنم گم شدم. از این که میتوانم به هر سو بروم، احساس سرگشتگی دارم. تعداد زیاد گزینههای ممکن برای من نعمت نیستند و تحمل بار تصمیمگیری و انتخاب برایم آسان نیست. گفت تکلیفت…

(ناهیدنامه 0107 – ۲۸ فروردین ۱۴۰۳) داشتم نوشتههای سال گذشتهام در گوگل درایو را میخواندم: مصاحبههایی که انجام داده بودم، برداشتها و تحلیل ذهنی خودم، ریسک فاکتورها و نقاط ضعفم، و برنامهریزی مسیر که داشتم. بعد دیدم اینجا که الان…