بازدید از نمایشگاه و درس زنجیره تامین

(ناهیدنامه 0140 – ۱ شهریور ۱۴۰۳) امروز به طور اتفاقی از طریق پست عزیزی در لینکدین متوجه شدم که آخرین روز نمایشگاه چای، قهوه و نوشیدنی است. چون پسرم عاشق آشپزی، باریستا و بارتندری است، سریع به آنجا رفتیم. قبل…

(ناهیدنامه 0140 – ۱ شهریور ۱۴۰۳) امروز به طور اتفاقی از طریق پست عزیزی در لینکدین متوجه شدم که آخرین روز نمایشگاه چای، قهوه و نوشیدنی است. چون پسرم عاشق آشپزی، باریستا و بارتندری است، سریع به آنجا رفتیم. قبل…

(ناهیدنامه 0139 – ۲۸ مرداد ۱۴۰۳) اگر میخواهید فرزندانتان را به مرحله شک و تفکر راجع به هستی و خلقت برسانید، از سریال ماده تاریک استفاده کنید. چند شبی است که سریال ماده تاریک را به همراه پسرم میبینیم. حسابی…

(ناهیدنامه 0138 – ۲۵ مرداد ۱۴۰۳) دانشجو که شدم و آمدم تهران، طعم آزادی را به یک باره چشیدم. از چارچوبهای خانواده و آنچه که فضای بسته یک شهر کوچک مذهبی برایم ایجاد کرده بود، رها شدم و بعد از…

(ناهیدنامه 1137 – ۲۰ مرداد ۱۴۰۳) میپرسد: شغلت چیست؟ میگویم در حال حاضر مدتی است عنوان شغلی ندارم و دلم هم نمیخواهد که با یک عنوان شناخته شوم. میپرسد: پس چطوری کار پیدا میکنی؟ میگویم وقتی عنوان شغلی و شرح…

(ناهیدنامه 0136 – ۱۸ مرداد ۱۴۰۳) مشق شوق پنجم این است که تجربههایم از معنا در زندگی را بنویسم و به این فکر کنم که این معناها متاثر از کدام حقایق در زندگی من هستند؟ از کودکی تا به امروز…

(ناهیدنامه 0135 – ۱۶ مرداد ۱۴۰۳) در مشق شوق چهارم از من میخواهد به این فکر کنم که زندگیام بر کدام حقایق استوار است؟ و من مینویسم: حقیقت این است که زندگی در این دنیا یک فرصت رشد فردی و…

(ناهیدنامه 0134 – ۱۳ مرداد ۱۴۰۳) بچه که بودم، در انتهای حیاط بسیار وسیع مادربزرگم، مرغدانی و طویله و باغ قرار داشتند. بخش زیادی از غذای مرغها از اضافات مربوط به تهیه غذای خانگی بود مثل پوست خیار و ……

(ناهیدنامه 0133 – ۷ مرداد ۱۴۰۳) میگوید: نام و نام خانوادگی؛ برگزیده تو نیست. نسبتهای خانوادگی (همسر، پدر، مادر، برادر، خواهر) مشترک است. مدرک تحصیلی و عناوین علمی تصدیق دیگری است. شغل و پیشه؛ مصادیق فراوانی به جز تو دارد.…

(ناهیدنامه 0132 – ۱ مرداد ۱۴۰۳) کتاب «ژرفای زن بودن» نوشته خانم مورین مورداک را میخوانم. آنچه که از مراحل سفر قهرمانی زن امروز شرح میدهد، کاملا با مسیری که من آمدم و حالات روحی که در هر مرحله داشتم،…

(ناهیدنامه 0131 – ۲۷ تیر ۱۴۰۳) تجربه دوران نوجوانی پسرم را دوست دارم. این روزها پسر یازده سالهام مکالماتی را شروع میکند که من را به فکر وا میدارد؛ به مسائلی توجه نشان میدهد که زمانی آرزو داشتم چنین مکالماتی…