Avatar photo

ناهید

رشد حاصل از تجربه‌های تلخ

(ناهیدنامه 0106 – ۲۵ فروردین ۱۴۰۳) موسس و مدیرعامل یک شرکت دانش‌بنیان است. تعریف می‌کرد که هر زمان با نماینده سرمایه‌گذار در هیات مدیره جلسه دارد، حالش بد می‌شود از سخت‌گیری او. می‌گفت اوایل بارها از نوع برخورد او گریه…

روزنوشت – پوست‌اندازی در انتهای اسفند

(ناهیدنامه 0104 – ۲۲ اسفند ۱۴۰۳) بیست روز قبل از نظر روحی روانی در وضعیت بسیار بدی بودم. ذهنم لحظه‌ای من را رها نمی‌کرد. مدام تحلیل می‌کرد، سرزنشم می‌کرد و اشتباهاتم را پررنگ می‌کرد. نه این که یک روزه به…

نعمتِ حضور

(ناهیدنامه 0103 – ۲۱ بهمن ۱۴۰۲) از بزرگترین نعمت‌های دنیا داشتن دوستی است که نقش گوش شنوا و coach را برات بازی می‌کنه. دوستی که کمک می‌کنه کلاف سردرگم ذهنت باز بشه و نکاتی را ببینی که در سایه قرار…

صدایی از آینده، پژواکی از گذشته

(ناهیدنامه 0102) پرده اول: صدایی که فرامی‌خواند (۱۳ آبان ۱۴۰۲) در سفر زندگی به نقطه جالبی رسیدم، پر از چالش، پر از تجربه، و پتانسیل بالا برای اثرگذاری … اما همزمان باعث شده دوباره به ماموریت اصلی‌ام در زندگی فکر…

این روزهای من در فضای تولیدی

(ناهیدنامه 0099 – ۱۸ مهر ۱۴۰۳) بعد از چند سال تجربه در فضای کاری برنامه‌نویس‌ها، این روزها دارم فضای کاری جدیدی را تجربه می‌کنم. از آن فضای استارتاپی و حال و هوای پارک فناوری شریف پرت شدم به یک فضای…

من اصیل

(ناهیدنامه 0098 – ۱۵ مهر ۱۴۰۳) “این که شما در کودکی می‌خواستی شبیه شوهرخاله‌ات که مدیر کارخانه بود بشی، و آن موقعیت برایت جذاب بود، دلیلش این بوده که کسی که خودش شده، خیلی جذابه. همه دوست دارند شبیهش باشند…

این روزهای من

(ناهیدنامه 0097 – ۱۱ مهر ۱۴۰۲) امروز بعد ماه‌ها، دوباره تجربه آموزش یک نیروی تازه‌کار را داشتم این بار برای واحد فروش؛ و به عادت همیشه آموزش را با یک کار واقعی شروع کردم. روز دوم کاری‌اش بود. از او…