عکس آواتار

ناهید

چند خموش می‌کنم سوی سکوت می‌روم

(ناهیدنامه 0118 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۳) مدت‌ها بود آرزوی یک سفر را در ذهن داشتم. دلم می‌خواست بدون ترس از ناامنی جامعه کوله‌پشتی‌ام را بردارم و تنها به ماجراجویی بروم. نیاز داشتم از فضای امن و آشنا دور شوم و…

ناخدای کشتی زندگی چه کسی است؟

(ناهیدنامه 0117 – ۷ خرداد ۱۴۰۳) بعد از این همه سال جستجو، در حالی که به هر مقصدی که رسیدم، فهمیدم آن مقصدی نیست که فکر می‌کردم و ناچار به تغییر مسیر شدم؛ به نقطه‌ای رسیدم که هیچ ایده‌ای راجع…

بازنگری باورها

(ناهیدنامه 0114 – ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) برای من بیشترین بهره‌برداری از آیات قرآن، آنجاست که با بنی‌اسرائیل سخن گفته میشه و خاطرات و داستان‌های اونها یادآوری میشه. اگر قرار بود یک کتاب هدایت در این زمان به دست ما برسه،…

تا کی میخواهی رو به سوی دیگران باشی؟

(ناهیدنامه 0113 – ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳) گفت تا کی میخواهی رو به سوی دیگران باشی؟ گفتم من در دیگران به دنبال خودم بودم. ولی حالا بعد از این همه دیگران دیدن، انگار به آنجا رسیدم که میدانم جواب در درون…

زن بودن در دوران گذار از سنت به مدرنیته

(ناهیدنامه 0111 – ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳) دوستی دارم که در سال‌های دانشجویی پایه کوه و سفر و ورزش صبحگاهی در پارک و دوچرخه‌سواری و ماجراجویی‌های هم بودیم. هنوز هم آن روح آزاد درونش را دارد. از ۶ سالگی پسرهایمان، گاهی…

روح زنانه در کسب و کار

(ناهیدنامه 0110 – ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳) می‌گوید برای تیم فروش که نیرو جذب می‌کنی، خانم باشند. بعدِ تجربه‌های تمام این سال‌ها به این نتیجه رسیدم که خانم‌ها متعهدتر و صادق‌تر هستند و زیر آبی نمی‌روند. حتی اگر با ناراحتی مجموعه…