روح زنانه در کسب و کار

(ناهیدنامه 0110 – ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳) میگوید برای تیم فروش که نیرو جذب میکنی، خانم باشند. بعدِ تجربههای تمام این سالها به این نتیجه رسیدم که خانمها متعهدتر و صادقتر هستند و زیر آبی نمیروند. حتی اگر با ناراحتی مجموعه…

(ناهیدنامه 0110 – ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳) میگوید برای تیم فروش که نیرو جذب میکنی، خانم باشند. بعدِ تجربههای تمام این سالها به این نتیجه رسیدم که خانمها متعهدتر و صادقتر هستند و زیر آبی نمیروند. حتی اگر با ناراحتی مجموعه…

(ناهیدنامه 0109 – ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳) برای ۶ ماه تقریبا هر هفته یکشنبه ۵ صبح بیدار میشدم، تا قبل ۸:۳۰ صبح در کارخانه بودم و ۹:۳۰ شب سهشنبه دوباره به خانه میرسیدم. در تمام این مدت، چه شبهایی که در…

(ناهیدنامه 0108 – ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳) گفتم احساس میکنم گم شدم. از این که میتوانم به هر سو بروم، احساس سرگشتگی دارم. تعداد زیاد گزینههای ممکن برای من نعمت نیستند و تحمل بار تصمیمگیری و انتخاب برایم آسان نیست. گفت تکلیفت…

(ناهیدنامه 0107 – ۲۸ فروردین ۱۴۰۳) داشتم نوشتههای سال گذشتهام در گوگل درایو را میخواندم: مصاحبههایی که انجام داده بودم، برداشتها و تحلیل ذهنی خودم، ریسک فاکتورها و نقاط ضعفم، و برنامهریزی مسیر که داشتم. بعد دیدم اینجا که الان…

(ناهیدنامه 0106 – ۲۵ فروردین ۱۴۰۳) موسس و مدیرعامل یک شرکت دانشبنیان است. تعریف میکرد که هر زمان با نماینده سرمایهگذار در هیات مدیره جلسه دارد، حالش بد میشود از سختگیری او. میگفت اوایل بارها از نوع برخورد او گریه…

(ناهیدنامه 0105 – ۱۰ فروردین ۱۴۰۳) این روزها در حال طراحی مرحله بعدی مسیر شغلی و زندگی خود هستم. رسیدن به یک طرح رضایتبخش که چهار فاکتور پول، معنا، تنوع و همکاران و همراهان موثر و رشد یافته را پشتیبانی…

(ناهیدنامه 0104 – ۲۲ اسفند ۱۴۰۳) بیست روز قبل از نظر روحی روانی در وضعیت بسیار بدی بودم. ذهنم لحظهای من را رها نمیکرد. مدام تحلیل میکرد، سرزنشم میکرد و اشتباهاتم را پررنگ میکرد. نه این که یک روزه به…

(ناهیدنامه 0103 – ۲۱ بهمن ۱۴۰۲) از بزرگترین نعمتهای دنیا داشتن دوستی است که نقش گوش شنوا و coach را برات بازی میکنه. دوستی که کمک میکنه کلاف سردرگم ذهنت باز بشه و نکاتی را ببینی که در سایه قرار…

(ناهیدنامه 0102) پرده اول: صدایی که فرامیخواند (۱۳ آبان ۱۴۰۲) در سفر زندگی به نقطه جالبی رسیدم، پر از چالش، پر از تجربه، و پتانسیل بالا برای اثرگذاری … اما همزمان باعث شده دوباره به ماموریت اصلیام در زندگی فکر…

(ناهیدنامه 0101 – ۶ آبان ۱۴۰۲) او فقط مدیرعامل و موسس نبود. یک رهبر و معلم ذاتی بود. اکثر کارگرها و کارکنان دوستش داشتند و تعهد عمیق نسبت به او و سازمان حس میکردند. با حوصله به آنها آموزش میداد…