از رقص جان تا زندان ذهن

(ناهیدنامه 0220 – ۷ آبان ۱۴۰۴) رقصکنان به صحنه آمدیم اما رقص را از یاد بردیم: رقصی ظریف میان شکل و بیشکلی. ما در شکل محبوس شدیم. شکل، زندان نیست بلکه گم کردن کلید رهایی و در گذر ایستادن است…

(ناهیدنامه 0220 – ۷ آبان ۱۴۰۴) رقصکنان به صحنه آمدیم اما رقص را از یاد بردیم: رقصی ظریف میان شکل و بیشکلی. ما در شکل محبوس شدیم. شکل، زندان نیست بلکه گم کردن کلید رهایی و در گذر ایستادن است…

(ناهیدنامه 0219 – ۶ آبان ۱۴۰۴) ✨پرده اول یک هفتهی سخت را پشت سر گذاشتهام، هفتهای با احساس دائم اضطراب و تنش در ناحیهی شکم و کمی انقباض در فک. سعی میکنم با آن بمانم تا پیامش کمکم برایم آشکار…

(ناهیدنامه 0218 – ۲ آبان ۱۴۰۴) ✨پرده اول میگوید سکوت و آرامش خواستهی عمیق و واقعیاش است. «بودن» اولویتش است و میخواهد باشد و بقیه را دعوت به بودن و سکون و سکوت کند. من اما هرچند صدایی از درون…

(ناهیدنامه 0217 – ۲۸ مهر ۱۴۰۴) ✨پرده اول دو هفته از خلوتنشینی گذشته است. از آن زمان بدنم در یک بیقراری و خواهش است. میدانم چیزی از من میخواهد اما نمیدانم چیست. آگهی را میبینم. قبلا هم دیده بودم اما…

(ناهیدنامه 0216 – ۱۸ مهر ۱۴۰۴) ✨چند سال قبل بود که متوجه شدم نداشتن حمایت عاطفی در طول دوران زندگی باعث شده بود که دریافت حمایت یکی از انگیزههای درونی پنهانم باشد. توانستم ببینم که خیلی تلاشها و به در…

(ناهیدنامه 0215 – ۱۲ مهر ۱۴۰۴) ✨پرده اول از وضعیتم میپرسم. میگوید فراتر از حد انتظار هستی. لبخندی بر لبم مینشیند. حالا به مسیر مطمئنترم. به او نمیگویم اما خودم میدانم که به این مسیر فراخوانده شدم. نه در تمام…

(ناهیدنامه 0214 – ۶ مهر ۱۴۰۴) یک سال قبل وقتی تصمیم گرفته بودم مسیر قبل را ادامه ندهم، هنوز نمیدانستم در مسیر جدید چه کار میخواهم کنم. لیستی احتمالی داشتم مثل کوچینگ، سفر، پژوهش، ساخت پادکست، و نوشتن. اما همهی…

(ناهیدنامه 0213 – ۲۴ مرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول زمان در «اینجا» و «اکنون» متوقف شده است. بعد از سالها دوباره طعم لذت را میچشم بی آنکه برای این تجربه تقلا کنم. حس امن بودن را در اینجا تجربه میکنم. فضا…

(ناهیدنامه 0212 – ۱۱ مرداد ۱۴۰۴) ✨میگوید هر احساس ناخوشایندی پیامی با خود حمل میکند. در آغوشش بگیر و در برابر آن مقاومت نکن. مقاومت اجازه نمیدهد که پیام را دریافت کنی. ✨چندین سال است که در چرخههایی درگیر احساسات…

(ناهیدنامه 0211 – ۵ مرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول روز سوم جنگ است. از آن سر دنیا در گروه فامیلی شروع میکند به ابراز خوشحالی با این استدلال که آنها که کشته میشوند مردم عادی نیستند. قلبم به درد میآید. با…