Avatar photo

ناهید

خیال یا واقعیت؟

(ناهیدنامه 0034 -۳۰ دی ۱۴۰۰) گاهی ما آدم‌ها نسبت به شرایط و اطرافیانمون اینرسی پیدا می‌کنیم. گاهی اینقدر غرق در خوشی میشیم که یادمون میره تمام این خوشی به یک ریسمان نازک بنده. همه تصورات و برنامه‌ریزی‌ها و اهداف و…

روزنوشته – دلشکستگی

(ناهیدنامه 0033 – ۲۲ دی ۱۴۰۰) شده برای کاری چند ماه زحمت بکشید و بعد اینقدر اذیت بشید که فکر کنید آیا واقعا زحمت‌ها ارزشش را داشت؟ اینجور مواقع چه کار می‌کنید؟ قید همه چیز را می‌زنید؟ برایش می‌جنگید؟ چطوری…

ترس برادر مرگه

(ناهیدنامه 0031 – ۱۵ دی ۱۴۰۰) “نترس. برو. کفش تو از کفش من بهتره. ترس برادر مرگه. محکم قدم بردار. هیچی نمیشه. من را ببین. پاهات را اینطوری زمین بذار.” ۴۰ دقیقه مانده بود به پلنگچال که بخاطر آن تکه…

دوست داشتن مشتری

(ناهیدنامه 0030 – ۱۲ در ۱۴۰۰) راز ارتباط موثر با مشتری از دید من فقط و فقط یک چیز است: این که مشتری را دوست داشته باشی و از ته دل بخواهی مشکلی از مشکلاتش را حل کنی و خدمتی…

دوستِ در عمق

(ناهیدنامه 0029 – ۱۰ دی ۱۴۰۰) امروز مطلب دوستی را می‌خواندم راجع به دوستان در سطح و دوستان در عمق. همیشه فکر می‌کردم چرا با وجود ارتباط با افراد مختلف از فامیل و دوست و همکار، احساس خلا و کمبود…

زنان در نقش رهبر

(ناهیدنامه 0028 – ۲۵ آذر ۱۴۰۰) قبلا هیچ‌وقت به جنسیت توجه نکرده بودم. همیشه هر کاری خواستم انجام دادم و جنسیت برایم محدود کننده نبود. اما به تازگی متوجه تفاوت‌هایی شدم. وقتی در رویدادها و جلسات، نسبت تعداد مردان به…

دوست صمیمی

(ناهیدنامه 0027 – ۳ آذر ۱۴۰۰) امروز معصومه دوست اینترنتی‌ام را برای اولین بار از نزدیک دیدم. اولین بار معصومه یک سال و نیم قبل توی لینکداین به من پیام داد. ماجراهای تغییر مسیر شغلی من از آکادمی به صنعت…