خودشناسی – آزمون لنگرگاههای مسیر شغلی

(ناهیدنامه 0036 – ۶ بهمن ۱۴۰۰) یک هفتهای بود که دوباره درگیر این سوال اساسی بودم که از زندگی و بطور خاص شغلم چه میخواهم. خیلی فکر کرده بودم و به یک سری نتایج هم رسیده بودم. میدانستم که از…

(ناهیدنامه 0036 – ۶ بهمن ۱۴۰۰) یک هفتهای بود که دوباره درگیر این سوال اساسی بودم که از زندگی و بطور خاص شغلم چه میخواهم. خیلی فکر کرده بودم و به یک سری نتایج هم رسیده بودم. میدانستم که از…

(ناهیدنامه 0035 – ۴ بهمن ۱۴۰۰) خب طبق معمول این چند سال، دوباره بهمن شد و تجربه بحران دوباره و نیاز به بازتعریف خود و اهداف و ماموریت. بحران این بار یک فرق اساسی با دفعههای قبل داشت: این بار…

(ناهیدنامه 0034 -۳۰ دی ۱۴۰۰) گاهی ما آدمها نسبت به شرایط و اطرافیانمون اینرسی پیدا میکنیم. گاهی اینقدر غرق در خوشی میشیم که یادمون میره تمام این خوشی به یک ریسمان نازک بنده. همه تصورات و برنامهریزیها و اهداف و…

(ناهیدنامه 0033 – ۲۲ دی ۱۴۰۰) شده برای کاری چند ماه زحمت بکشید و بعد اینقدر اذیت بشید که فکر کنید آیا واقعا زحمتها ارزشش را داشت؟ اینجور مواقع چه کار میکنید؟ قید همه چیز را میزنید؟ برایش میجنگید؟ چطوری…

(ناهیدنامه 0032 – ۱۸ دی ۱۴۰۰) شده که فکر کنید کاری باید انجام بشه اما از طرف همکاران و مدیران حمایت نشید و حتی با مخالفت روبرو بشید بطوریکه به مرور انرژیتون کم بشه و خودتون هم انگیزتون را از…

(ناهیدنامه 0031 – ۱۵ دی ۱۴۰۰) “نترس. برو. کفش تو از کفش من بهتره. ترس برادر مرگه. محکم قدم بردار. هیچی نمیشه. من را ببین. پاهات را اینطوری زمین بذار.” ۴۰ دقیقه مانده بود به پلنگچال که بخاطر آن تکه…

(ناهیدنامه 0030 – ۱۲ در ۱۴۰۰) راز ارتباط موثر با مشتری از دید من فقط و فقط یک چیز است: این که مشتری را دوست داشته باشی و از ته دل بخواهی مشکلی از مشکلاتش را حل کنی و خدمتی…

(ناهیدنامه 0029 – ۱۰ دی ۱۴۰۰) امروز مطلب دوستی را میخواندم راجع به دوستان در سطح و دوستان در عمق. همیشه فکر میکردم چرا با وجود ارتباط با افراد مختلف از فامیل و دوست و همکار، احساس خلا و کمبود…

(ناهیدنامه 0028 – ۲۵ آذر ۱۴۰۰) قبلا هیچوقت به جنسیت توجه نکرده بودم. همیشه هر کاری خواستم انجام دادم و جنسیت برایم محدود کننده نبود. اما به تازگی متوجه تفاوتهایی شدم. وقتی در رویدادها و جلسات، نسبت تعداد مردان به…

(ناهیدنامه 0027 – ۳ آذر ۱۴۰۰) امروز معصومه دوست اینترنتیام را برای اولین بار از نزدیک دیدم. اولین بار معصومه یک سال و نیم قبل توی لینکداین به من پیام داد. ماجراهای تغییر مسیر شغلی من از آکادمی به صنعت…