
روزنوشت – پوستاندازی در انتهای اسفند
(ناهیدنامه 0104 – ۲۲ اسفند ۱۴۰۳) بیست روز قبل از نظر روحی روانی در وضعیت بسیار بدی بودم. ذهنم لحظهای من را رها نمیکرد. مدام تحلیل میکرد، سرزنشم میکرد و اشتباهاتم را پررنگ میکرد. نه این که یک روزه به…

(ناهیدنامه 0104 – ۲۲ اسفند ۱۴۰۳) بیست روز قبل از نظر روحی روانی در وضعیت بسیار بدی بودم. ذهنم لحظهای من را رها نمیکرد. مدام تحلیل میکرد، سرزنشم میکرد و اشتباهاتم را پررنگ میکرد. نه این که یک روزه به…

(ناهیدنامه 0096 – ۲۷ مرداد ۱۴۰۲) در پست قبل راجع به این نوشتم که بعد از ماجرای مهسا امینی، بسیاری از ما تحولات و انقلاب درونی را تجربه کردیم. میخواهم راجع به تجربه خودم بنویسم. این که الان در یک…

(ناهیدنامه 0095 – ۲۵ مرداد ۱۴۰۲) سال گذشته بعد از پرپر شدن مهسا امینی و چند صد جوان بیگناه، همه ما روزهای خیلی خیلی سختی را گذراندیم. البته قبلتر در سالهای ۸۸، ۹۶ و ۹۸ هم تجربیات مشابهی داشتیم اما…

(ناهیدنامه 0090 – ۱۷ مرداد ۱۴۰۲) این روزها برایم روزهایی خاص و سرشار از تجربه هستند. همیشه وقتی در مسیرهای بین شهری از جلوی سولههای بزرگ در شهرکهای صنعتی میگذشتیم، با حسرت به آنها نگاه میکردم و دلم میخواست از…

(ناهیدنامه 0089 – ۵ مرداد ۱۴۰۲) تازگیها به یک دستهبندی از آدمها بر اساس دایره داستان و وسعت تخیلشون رسیدم. پیش آمده که در فضای مبهم فکری خودتون، اون دایره را خیلی بزرگتر از چیزی ببینید که الان شما و…

(ناهیدنامه 0088 – ۱۰ تیر ۱۴۰۲) یک ارزش مهم برای من رشد است که شکل شدید آن تحول و آفرینش دوباره است. سالهاست که دارم تغییرات بنیادی را تجربه میکنم. بارها و بارها متحول شدم و من جدیدی از خاکستر…

(ناهیدنامه 0075 – ۸ فروردین ۱۴۰۲) مهمترین درسی که در ماههای پایانی سال ۱۴۰۱ گرفتم و تصمیم دارم آن را در کولهپشتی سال ۱۴۰۲ بگذارم، کاهش کنترلگری، همگام شدن با کائنات، و پذیرش و هماهنگی با چیزها و شرایطی است…

(ناهیدنامه 0073 – ۵ فروردین ۱۴۰۲) امروز با خانم آمال موسوی، موسس خانه امکان، ملاقات داشتم. فکر میکنم که گمگشتهام را پیدا کردم. آن چیزی که من به دنبالش هستم مفهومی است به نام نوآوری اجتماعی یا کارآفرینی اجتماعی. باید…

(ناهیدنامه 0070 – ۲۷ اسفند ۱۴۰۱) سال ۱۴۰۱ برای من سالی پر از حادثههای درونی و بیرونی و درس آموختهها و تحولات بود. یاد گرفتم و فهمیدم که برای من با ارزشهای صداقت، شفافیت و صراحت، سگمنت هدف دولتی/خصولتی بدترین…

(ناهیدنامه 0056 – ۱۰ شهریور ۱۴۰۲) وقتی از کارمندی به کارآفرینی تغییر مسیر دادم، همه چیز روبراه بود و روز به روز راضیتر از دیروز بودم، به جز یک مورد: احساس کمکاری در نقش و مسئولیت مادری. وقتی کارمند بودم،…

(ناهیدنامه 0054 – ۲۵ مرداد ۱۴۰۱) دیروز در کارگاه خلق کسب و کار، استاد عزیز، رضا باقری از این میگفتن که یک استارتاپ آیینه بنیانگذار آن است و از اونجا که نگرش و نوع بودن هر بنیانگذاری، تحت تاثیر تجربه…

(ناهیدنامه 0050 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۱) در جلسه این هفته مدرسه بوژان، آقای رضا باقری در مورد نوع بودن مدیر محصول صحبت میکردند. و از جمله این که تغییر دادن خود، خطی اتفاق نمیافتد، بلکه حالت نمایی دارد و اوایل…

(ناهیدنامه 0035 – ۴ بهمن ۱۴۰۰) خب طبق معمول این چند سال، دوباره بهمن شد و تجربه بحران دوباره و نیاز به بازتعریف خود و اهداف و ماموریت. بحران این بار یک فرق اساسی با دفعههای قبل داشت: این بار…

(ناهیدنامه 0034 -۳۰ دی ۱۴۰۰) گاهی ما آدمها نسبت به شرایط و اطرافیانمون اینرسی پیدا میکنیم. گاهی اینقدر غرق در خوشی میشیم که یادمون میره تمام این خوشی به یک ریسمان نازک بنده. همه تصورات و برنامهریزیها و اهداف و…

(ناهیدنامه 0016 – ۱۴ خرداد ۱۴۰۰) در زمستان ۹۹ روزهای سختی را پشت سر گذاشتم. یک بحران ذهنی را تجربه کردم. حالا که با یک سطح بالاتر از خودشناسی به مسئله نگاه می کنم، به خوبی می توانم واقعه را…