
کودکی که از نو پرورش مییابد
(ناهیدنامه 0215 – ۱۲ مهر ۱۴۰۴) ✨پرده اول از وضعیتم میپرسم. میگوید فراتر از حد انتظار هستی. لبخندی بر لبم مینشیند. حالا به مسیر مطمئنترم. به او نمیگویم اما خودم میدانم که به این مسیر فراخوانده شدم. نه در تمام…

(ناهیدنامه 0215 – ۱۲ مهر ۱۴۰۴) ✨پرده اول از وضعیتم میپرسم. میگوید فراتر از حد انتظار هستی. لبخندی بر لبم مینشیند. حالا به مسیر مطمئنترم. به او نمیگویم اما خودم میدانم که به این مسیر فراخوانده شدم. نه در تمام…

(ناهیدنامه 0155 – ۲۵ مهر ۱۴۰۳) پرده اول میگویم میخواهم تغییر جهت اساسی بدهم. من متعلق به فضاهایی که قبلا تجربه کردم، نیستم. تمام شواهد این را به من میگویند. از صدای درونی تا خوابها و نشانهها. من باید خود…

(ناهیدنامه 0143 – ۲۵ شهریور ۱۴۰۳) مهسا امینی و بقیه کشته شدگان ۱۴۰۱ روحهایی بودند که با ماموریت افزایش آگاهی همگان به زمین آمده بودند. عمرشان زیاد نبود اما ماموریت بسیار اثرگذاری بر دوش داشتند که به خوبی به انجام…

(ناهیدنامه 1137 – ۲۰ مرداد ۱۴۰۳) میپرسد: شغلت چیست؟ میگویم در حال حاضر مدتی است عنوان شغلی ندارم و دلم هم نمیخواهد که با یک عنوان شناخته شوم. میپرسد: پس چطوری کار پیدا میکنی؟ میگویم وقتی عنوان شغلی و شرح…

(ناهیدنامه 0122 – ۲۱ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: «مامان، من خیلی دوست دارم دنیا را بگردم. بخصوص دوست دارم مکزیک را ببینم چون غذاها و رسم و رسوم خاص دارند.» «چه عالی، هجده نوزده ساله که شدی، باید مثل اروپاییها…

(ناهیدنامه 0100 – ۲۹ مهر ۱۴۰۲) امروز بعد ماهها، حس بودن در یک تیم خوب و صمیمی را تجربه کردم. تیمی که با حذف و اضافه ساختمش، از تلاطمها عبورش دادم و حالا رسیدیم به جایی که از ته قلب…

(ناهیدنامه 0096 – ۲۷ مرداد ۱۴۰۲) در پست قبل راجع به این نوشتم که بعد از ماجرای مهسا امینی، بسیاری از ما تحولات و انقلاب درونی را تجربه کردیم. میخواهم راجع به تجربه خودم بنویسم. این که الان در یک…

(ناهیدنامه 0095 – ۲۵ مرداد ۱۴۰۲) سال گذشته بعد از پرپر شدن مهسا امینی و چند صد جوان بیگناه، همه ما روزهای خیلی خیلی سختی را گذراندیم. البته قبلتر در سالهای ۸۸، ۹۶ و ۹۸ هم تجربیات مشابهی داشتیم اما…

(ناهیدنامه 0089 – ۵ مرداد ۱۴۰۲) تازگیها به یک دستهبندی از آدمها بر اساس دایره داستان و وسعت تخیلشون رسیدم. پیش آمده که در فضای مبهم فکری خودتون، اون دایره را خیلی بزرگتر از چیزی ببینید که الان شما و…

(ناهیدنامه 0088 – ۱۰ تیر ۱۴۰۲) یک ارزش مهم برای من رشد است که شکل شدید آن تحول و آفرینش دوباره است. سالهاست که دارم تغییرات بنیادی را تجربه میکنم. بارها و بارها متحول شدم و من جدیدی از خاکستر…

(ناهیدنامه 0073 – ۵ فروردین ۱۴۰۲) امروز با خانم آمال موسوی، موسس خانه امکان، ملاقات داشتم. فکر میکنم که گمگشتهام را پیدا کردم. آن چیزی که من به دنبالش هستم مفهومی است به نام نوآوری اجتماعی یا کارآفرینی اجتماعی. باید…

(ناهیدنامه 0050 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۱) در جلسه این هفته مدرسه بوژان، آقای رضا باقری در مورد نوع بودن مدیر محصول صحبت میکردند. و از جمله این که تغییر دادن خود، خطی اتفاق نمیافتد، بلکه حالت نمایی دارد و اوایل…

اپیزود چهارم: آرش در اپیزود چهارم «شوند»، به سراغ آرش رفتیم. آرش سالها در مسیرهای پذیرفتهشدهی زندگی حرکت کرده بود؛ مسئولیت، خانواده، کار و نقشهایی که جامعه برایش تعریف کرده بود. اما جایی در میانهی راه، صدایی درونی او را…

اپیزود سوم: نسا در اپیزود سوم از «شوند»، به سراغ داستان دختر جوانی رفتیم که در تاریکترین محدودیتها، روشنایی خودش را ساخت. نسا، دختر افغان ساکن ایران، در ۱۷ سالگی به اجبار از ادامهی تحصیل محروم شد؛ اما نسا تصمیم…

پادکست شوند اپیزود دوم: قلعه تنهایی (🚫بالای ۱۴ سال) در اپیزود دوم از «شوند» به سراغ “رضا” رفتیم. کسی که با وجود چالشهای زیاد در زندگی، راه و رسم سفر کردن را یاد گرفته است. از او خواستیم نقشهی سفر…

پادکست شوند اپیزود اول: معرفی زندگی یک سفر است. سفری پر از تحول و شدن. اما همهی آدمها، راه و رسم سفر کردن را بلد نیستند. برخی در یک نقطه از مسیر، متوقف شدهاند و اصلا فراموش کردهاند که قرار…