امن

امنیت، حضور، شدن

(ناهیدنامه 0242 – ۱۲ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول می‌پرسد برای این خلوت‌نشینی چه قصدی داری؟ می‌گویم چند هفته است که احساساتی در من بالا آمده و سوالات زیادی در مغزم رژه می‌روند. منتظر این روز بودم تا به قصد پاسخ…

وقتی به تماشای ناهید نشستم

(ناهیدنامه 0240 – ۳ تیر ۱۴۰۵) ✨می‌پرسد ناهید! چه چیز در آن تجربه تو را اینطور درگیر کرده؟ چه چیزی باعث شده که بخواهی بارها و بارها مرورش کنی و در خیالش بمانی؟ می‌گویم نیاز شدید به شاهد داشتن، شاهدی…

جام جم درون؛ سفر به سوی عشق و بودن

(ناهیدنامه 0213 – ۲۴ مرداد ۱۴۰۴) ✨پرده اول زمان در «اینجا» و «اکنون» متوقف شده است. بعد از سال‌ها دوباره طعم لذت را میچشم بی آن‌که برای این تجربه تقلا کنم. حس امن بودن را در اینجا تجربه می‌کنم. فضا…

مواجهه با ترس‌ها

(ناهیدنامه 0120 – ۱۶ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: گفتم شما جلوتر بروید. من آخر می‌آیم. فوبیای فضای بسته دارم، نمی‌توانم در آن مسیر تنگ، وسط جمعیت قرار بگیرم. نشسته بودیم. بی‌مقدمه پرسید چرا برای ترس‌هایت کاری نمی‌کنی؟ سخت نیست، راهکار…

دوست صمیمی

(ناهیدنامه 0027 – ۳ آذر ۱۴۰۰) امروز معصومه دوست اینترنتی‌ام را برای اولین بار از نزدیک دیدم. اولین بار معصومه یک سال و نیم قبل توی لینکداین به من پیام داد. ماجراهای تغییر مسیر شغلی من از آکادمی به صنعت…