قصه

آیین عشق، رقص و شدن

(ناهیدنامه 0243 – ۱۴ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول می‌گوید: «به این فکر می‌کنم که اگر از من بپرسند پیرو کدام پیامبری، نگاهم به مسیح و عشق بیکرانش خیلی نزدیکتر است. ولی باز هم نمی‌توانم با قطعیت بگویم مسیح؛ من همچنان…

دایره داستان آدم‌ها

(ناهیدنامه 0089 – ۵ مرداد ۱۴۰۲) تازگی‌ها به یک دسته‌بندی از آدم‌ها بر اساس دایره داستان و وسعت تخیلشون رسیدم. پیش آمده که در فضای مبهم فکری خودتون، اون دایره را خیلی بزرگتر از چیزی ببینید که الان شما و…

قصه سازمان

(ناهیدنامه 0072 – ۳ فروردین ۱۴۰۲) زمانی که بر سگمنت دولتی تمرکز کرده بودم، ایده‌ام این بود که می‌خواهم بر زیرساخت‌های کشور اثر بگذارم و بهبود ایجاد کنم. می‌گفتم می‌دانم که دولت، ساختار بسیار بدی دارد و موانع زیادی موجود…