سکوت

و تو چه می‌دانی که لذت چیست؟

(ناهیدنامه 0237 – ۱۸ خرداد ۱۴۰۵) گفته بودی احساساتم از کودکی سرکوب شده و لذت بردن را فراموش کرده‌ام و این که باید لذت را تمرین کنم. گفته بودی از آب خوردن و قطره‌های باران لذت ببرم. گفته بودی خانه‌ام…

آزادی از ذهن چموش

(ناهیدنامه 0177 – ۲۵ آذر ۱۴۰۳) ✨پرده اول می‌پرسد ناهید حالت چطور است؟ می‌گویم در یک واژه بخواهم خلاصه کنم، این روزها «شنگول» هستم. از وقتی خودم از جلوی خودم کنار رفتم، زندگی روی دیگرش را به من نشان داده…

تعالی

(ناهیدنامه 0123 – ۲۴ خرداد ۱۴۰۳) گفت صدایت حس آرامش را منتقل می‌کند و صدای گویندگی داری. حتما آن را دنبال کن. سومین نفری بود که در یک ماه اخیر چنین بازخوردی می‌داد. تا چهل سالگی چنین بازخوردی نگرفته بودم.…

چند خموش می‌کنم سوی سکوت می‌روم

(ناهیدنامه 0118 – ۱۰ خرداد ۱۴۰۳) مدت‌ها بود آرزوی یک سفر را در ذهن داشتم. دلم می‌خواست بدون ترس از ناامنی جامعه کوله‌پشتی‌ام را بردارم و تنها به ماجراجویی بروم. نیاز داشتم از فضای امن و آشنا دور شوم و…