
دریاچه گهر و درس زندگی
(ناهیدنامه 0142 – ۱۴ شهریور ۱۴۰۳) به قصد دریاچه گَهَر آمدهایم. با اعتماد به صحبتهای مردم شهر گمراه شدیم و با تصور این که تا جلو دریاچه جاده کشیده شده و دیگر نیازی به پیادهروی ۵ ساعته نیست، تنها یک…

(ناهیدنامه 0142 – ۱۴ شهریور ۱۴۰۳) به قصد دریاچه گَهَر آمدهایم. با اعتماد به صحبتهای مردم شهر گمراه شدیم و با تصور این که تا جلو دریاچه جاده کشیده شده و دیگر نیازی به پیادهروی ۵ ساعته نیست، تنها یک…

(ناهیدنامه 0091 – ۲۱ مرداد ۱۴۰۲) در اتاقش به روی همه کارکنان باز است. هر بار که به اتاقش میروم، نیم ساعتی از تجربیاتش میگوید؛ تمام سلولهای بدنم گوش میشوند برای جذب سخنانش. شوخی نیست. سالها به دنبال چنین کسی…

(ناهیدنامه 0022 – ۲۹ مهر ۱۴۰۰) بعد از دو هفته چالشهای کاری مداوم و خستگی بینهایت ذهن و آثار سو بر سلامت جسم، کمکم توانستم چالشها را دستهبندی کرده و ساختار بدهم؛ چالشهای منابع انسانی، چالشهای فرایندی و چالشهای فنی.…

(ناهیدنامه 0019 – ۲۲ مرداد ۱۴۰۰) در فروردین ماه 1400 در پی دنبالهای از اتفاقات و تصمیمات ناگهانی و برنامهریزی نشده، در موقعیت شغلی جدیدی قرار گرفتم. مدیر نبودم و نیستم اما تیمسازی و وظایف مدیریتی یک تیم کوچک به…

(ناهیدنامه 0018 – ۲۴ تیر ۱۴۰۰) چند روز پیش یکی از کارآموزان تیم داده در فرم بازخورد نوشت که انتظار هدایت و راهنمایی بیشتری را در دوره کارآموزی داشته و این که در آن حالت کارایی خیلی بیشتری خواهد داشت.…