
ناهید در سرزمین عجایب
(ناهیدنامه 0170 – ۲۳ آبان ۱۴۰۳) گفت: «خوبی کاری که میخواهی انجام بدهی این است که انتهایش قابل تصور نیست و تا بینهایت میتوانی به آن شاخ و برگ بدهی.» جا خوردم. اولین بار بود که یک نفر از درون…

(ناهیدنامه 0170 – ۲۳ آبان ۱۴۰۳) گفت: «خوبی کاری که میخواهی انجام بدهی این است که انتهایش قابل تصور نیست و تا بینهایت میتوانی به آن شاخ و برگ بدهی.» جا خوردم. اولین بار بود که یک نفر از درون…

(ناهیدنامه 0103 – ۲۱ بهمن ۱۴۰۲) از بزرگترین نعمتهای دنیا داشتن دوستی است که نقش گوش شنوا و coach را برات بازی میکنه. دوستی که کمک میکنه کلاف سردرگم ذهنت باز بشه و نکاتی را ببینی که در سایه قرار…

(ناهیدنامه 0064 – ۲۹ دی ۱۴۰۱) ❇️دیشب تو باشگاه ورزش، مثل همیشه از معاشرت با آدمهای مثبت شاد همکلاسی، حال خیلی خوبی داشتم. انرژی که از صورت خندون همکلاسها، شوخیهای گاه و بیگاه و حتی آه و ناله و چونه…

(ناهیدنامه 0041 – ۱۵ اسفند ۱۴۰۰) نوشتن من غالبا ارادی نیست. زمانهایی هست که حرف جدیدی به ذهنم میآید و برای مرتب شدن و سامان گرفتن فشار میآورد و تا به نوشته تبدیل نشود، راحتم نمیگذارد. مدتی بود که همه…

(ناهیدنامه 0029 – ۱۰ دی ۱۴۰۰) امروز مطلب دوستی را میخواندم راجع به دوستان در سطح و دوستان در عمق. همیشه فکر میکردم چرا با وجود ارتباط با افراد مختلف از فامیل و دوست و همکار، احساس خلا و کمبود…

(ناهیدنامه 0027 – ۳ آذر ۱۴۰۰) امروز معصومه دوست اینترنتیام را برای اولین بار از نزدیک دیدم. اولین بار معصومه یک سال و نیم قبل توی لینکداین به من پیام داد. ماجراهای تغییر مسیر شغلی من از آکادمی به صنعت…