
آشتی دوباره با قلب
(ناهیدنامه 0239 – ۲ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول میگوید موقع چرخ پاهایت را با اطمینان به زمین بسپار. تو در امن هستی. امن بودن! چه واژهی آشنایی برای این دوران من؛ این روزها موقع مراقبهی بادیاسکن هم زمانی که نوبت…

(ناهیدنامه 0239 – ۲ تیر ۱۴۰۵) ✨پرده اول میگوید موقع چرخ پاهایت را با اطمینان به زمین بسپار. تو در امن هستی. امن بودن! چه واژهی آشنایی برای این دوران من؛ این روزها موقع مراقبهی بادیاسکن هم زمانی که نوبت…

(ناهیدنامه 0212 – ۱۱ مرداد ۱۴۰۴) ✨میگوید هر احساس ناخوشایندی پیامی با خود حمل میکند. در آغوشش بگیر و در برابر آن مقاومت نکن. مقاومت اجازه نمیدهد که پیام را دریافت کنی. ✨چندین سال است که در چرخههایی درگیر احساسات…

(ناهیدنامه 0190 – ۳۰ بهمن ۱۴۰۳) ✨پرده اول میپرسد: ناهید! حالت چطور است؟ میگویم خوبم. میپرسد «خوب» یعنی چه؟ یادم میآید که برچسبهای خوب و بد معنا ندارند. میگویم راستش خوب نیستم. چند روز است که احساس اضطراب را درست…

(ناهیدنامه 0189 – ۲۲ بهمن ۱۴۰۳) ✨میپرسد دوست داری آخرش به کجا برسی؟ میگویم میخواهم راه دسترسیام به احساسات و قلبم باز شود و انرژی زنانه در من تقویت شود. میخواهم تعارضات درونیام حل و فصل شوند و به یکپارچگی…

(ناهیدنامه 0186 – ۲ بهمن ۱۴۰۳) ✨پرده اول تق! سیاه بود و موقع دنده عقب در آن تاریکی شب ندیدمش. مثل این که استرسهای این سه ساعت تمامی ندارد. دیگر گنجایش ندارم. نمیدانم چه باید بکنم. ماشین را پارک میکنم…