
زندگی بدون عنوان
(ناهیدنامه 1137 – ۲۰ مرداد ۱۴۰۳) میپرسد: شغلت چیست؟ میگویم در حال حاضر مدتی است عنوان شغلی ندارم و دلم هم نمیخواهد که با یک عنوان شناخته شوم. میپرسد: پس چطوری کار پیدا میکنی؟ میگویم وقتی عنوان شغلی و شرح…

(ناهیدنامه 1137 – ۲۰ مرداد ۱۴۰۳) میپرسد: شغلت چیست؟ میگویم در حال حاضر مدتی است عنوان شغلی ندارم و دلم هم نمیخواهد که با یک عنوان شناخته شوم. میپرسد: پس چطوری کار پیدا میکنی؟ میگویم وقتی عنوان شغلی و شرح…

(ناهیدنامه 0067 – ۱ اسفند ۱۴۰۱) یک دستهبندی برای مسیر شغلی از نظر من، طی کردن مسیر تخصص و یا طی کردن مسیر تنوعطلبی و حرکت در فضای ابهام و ناشناختههاست. البته که این دو دسته، دو سر یک طیف…

(ناهیدنامه 0048 – ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱) تمرین کتاب “همه چیز بودن” خواسته بود که هر علاقه، اشتیاق، مهارت یا کنجکاوی حال حاضر و گذشته خود را بنویسم و خود را سانسور نکنم. تا قبل این کتاب، احساس کسی را داشتم…

(ناهیدنامه 0047 – ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱) در حال خواندن کتاب همه چیز بودن هستم. نمیتوانم کتاب را زمین بگذارم. تمام جملهها و توصیفات کتاب من هستم. خاطرات سالها جلوی چشمم رژه میروند؛ و من جواب خیلی از سوالهای درونیام را…

(ناهیدنامه 0046 – ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱) در قسمت اول نوشته، گفتم که در طی کردن مسیر مدیریت که نوعی مسیر متخصص عمومی است، مردد بودم و بطور ذهنی نمیتوانستم برای طولانی مدت خود را در این مسیر تصور کنم. در…

(ناهیدنامه 0045 – ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱) امروز ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ اولین جلسه دوره مدیریت محصول مدرسه بوژان بود. با یکی از همدورهایها صحبت میکردم. راجع به این میگفتند که در مسیر شغلی خود، هر چه بار خورده بود، برداشتهاند و…