(ناهیدنامه 0165 – ۱۲ آبان ۱۴۰۳)
✨در دو روز گذشته با بازخوردها و نصیحتهایی مواجه شدم که اگر چند ماه قبلتر بود، تحت تاثیر قرار میگرفتم، در درون برآشفته میشدم، به مسیر شک میکردم…
اما برای خودم هم این حجم از رشد در آگاهی و باور به مسیر جالب و غیرمنتظره بود. به این توجه کردم که از آن فضا و آدمهای آن فضا عبور کردهام و به فضای دیگری وارد شدهام. فضای آدمهای عمیقتری که به زندگی و هستی جور دیگری و از سطحی دیگر نگاه میکنند و در حضور و مصاحبت آنها پر از شور زندگی میشوم.
پیدا کردن همقبیلهایهای جدید، مزایا و معایبی دارد. از یک طرف یک حمایت و درک و عشق بیقید و شرط دریافت میکنی از طرف دیگر تمایلت به ارتباط با فضا و آدمهایی که پشت سر گذاشتهای کم میشود. باید حواست به این عارضه باشد و این که نمیشود با دنیا قطع ارتباط کرد؛ فقط میتوان از هر جمعی به اندازه انتظار داشت.
✨به مسیر که نگاه میکنم، بیش از همه قدر او را میدانم که من را وارد عرصهی دیگری کرد و سطح دیگری از آگاهی و فضای جستجوگری را به رویم گشود. به جسارتش فکر میکنم که چطور جرات کرد من را با دنیایی مواجه کند که ممکن بود رویکرد انکار را در برابر آن در پیش بگیرم.
آن زمان که همه تشویق به شروع دوباره حرکت میکردند، او تشویق به ایستادن کرد. و من که تمام عمر با حس مسئولیتپذیری بیش از اندازه، از بسیاری کسانی که میشناختم، بیشتر تلاش کرده بودم، چقدر تقلا کردم و عجله داشتم برای بازگشت دوباره به همان مسیر یا مسیرهای مشابه.
اما او باز با سوالهایش من را با درونم مواجه کرد. تا رسید به جایی که صدای ندای قلبی هم بلندتر شد و کائنات هم همراه شد تا من را از ادامه مسیر قبل منصرف کنند.
امروز در کوه به لطف و جسارت او فکر میکردم. او یک رهبر است که تغییر را از خود شروع کرده و به دیگران تسری میدهد.
✨شنیدهام که زندگی طول و عرض و عمق دارد. زندگی برای من همیشه عرض زیادی داشته و مسیرهای مختلف، مکانها و آدمها و شغلهای متفاوتی را تجربه کردهام؛ اما مدتها بود که عمق آن و شور قلبی که از لحظههای بودن تجربه میکردم، بسیار کم شده بود. متوجهش نبودم تا این که آدمهای انگشتشمار با عمق بالا را ملاقات کردم.
این روزها آدمهای بیشتری از قبل در اطرافم میبینم که نه تنها بسیط هستند و زندگیهایشان با عرض بالا و پر از تجربههای زیسته است، بلکه عمق زندگیهایشان هم زیاد است؛ و دمی حضور آنها، شور و شوق بودن را منتقل میکند.
با خودم فکر میکنم که آنچه دنبالش بودم، در واقع همین عمق بود و نه دستاورد؛ حال خوب این روزها را با هیچ توصیه به ظاهر عقلانی از فضایی که قبلا تجربهاش کردهام، عوض نمیکنم که اثرگذاری در این روزها برایم معنای متفاوتی از قبل دارد.
📍پینوشت ۱: دوستان، انتخاب دوره سکوت و سکون و آهستگی، با انفعال و تنبلی و عدم عملگرایی و افتادن در دام تجزیه و تحلیل بیش از اندازه فرق دارد. آنچه در سمینارها و کتابهای موفقیت و بیزینسی شنیدهایم یا آن چه را خود ما زیستهایم به همه شرایط و افراد و زمانها تعمیم ندهیم. مخاطب جمله آخر به ویژه، خودم هم هستم.
📍پینوشت ۲: تصویر مربوط به لحظهای از پروژهی بودن در بازگشت از کوهپیمایی درکه به تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۳.

