به واقعیت پیوستن تصویر دیرینه

(ناهیدنامه 0090 – ۱۷ مرداد ۱۴۰۲)

این روزها برایم روزهایی خاص و سرشار از تجربه هستند. همیشه وقتی در مسیرهای بین شهری از جلوی سوله‌های بزرگ در شهرک‌های صنعتی می‌گذشتیم، با حسرت به آن‌ها نگاه می‌کردم و دلم می‌خواست از ساز و کار آنها سر در آورم. آرزویم را بر زبان نیاورده بودم و شاید همیشه منتظر قدم‌هایی از سوی همسرم بودم تا به پشتوانه او من هم در آن مسیر قرار بگیرم.

خیلی سال گذشت و باید خیلی بزرگ‌تر می‌شدم تا یاد بگیرم که در هیچ موردی نباید منتظر یک نفر باشم و این که آن یک نفر منجی یا موعود خودم هستم. هر خواسته‌ای که در ذهنم وجود دارد، لابد دلیلی برای شکل گرفتن در ذهن من و نه کس دیگر دارد و رسالت خودم است جنگیدن و حرکت در مسیر خواسته‌هایم.

و امروز دیدم که چگونه رویاهای مبهم و کمرنگ وقتی به آنها بها دهی و هرچند نامطمئن و لرزان در مسیرشان قدم برداری، به واقعیت تبدیل می‌شوند. کافی است قدم‌ها را حتی با ترس و کم‌جراتی برداری، کافی است مدتی فضای ترس و ابهام را دوام بیاوری و دوباره به فضای امن قبلی عقب‌گرد نکنی. کافی است حرکت و توکل کنی.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *