(ناهیدنامه 0177 – ۲۵ آذر ۱۴۰۳)
✨پرده اول
میپرسد ناهید حالت چطور است؟
میگویم در یک واژه بخواهم خلاصه کنم، این روزها «شنگول» هستم. از وقتی خودم از جلوی خودم کنار رفتم، زندگی روی دیگرش را به من نشان داده و عاشق لحظه لحظه این روزها هستم.
بعد از مدتها، دارم تمام کارهایی را که دوست دارم بدون هیچ دغدغه و نگرانی از آینده و سرانجام آنها انجام میدهم. بدون شماتت خود، جستجوگریام را به تمامی زندگی میکنم.
نمیدانم این مسیر به کجا ختم میشود اما چه اهمیتی دارد؟ کسی چه میداند آیا اصلا فردایی وجود دارد یا نه. دارم لحظات با کیفیتی میسازم که قطعا در لحظهی مرگ، جزو دستاوردهای زندگیم به حساب میآیند.
✨پرده دوم
میگوید زمانی ایام طولانی افسردگیام را جزو زمان سوخته و هدر رفته زندگیام به حساب میآوردم. اما الان این گونه به آن نگاه نمیکنم. اگر در آن دوران به قعر چاه افسردگی و سیاهی فرو نرفته بودم، آن سفیدی بعد آن را تجربه نمیکردم. لازم بود که با تاریکترین بخش وجودم مواجه شوم و آن را ببینم.
میگویم متوجهم که چه میگویی. من هم زمانی بود که دوران گمگشتگیام را جزو دوران مفید به حساب نمیآوردم. از گذر روزها و ماهها یکی پس از دیگری نگران بودم که آیا خلاصه این سرگشتگی به پایان میرسد یا نه؟
اما درست از زمانی که آن دوره را به رسمیت شناختم و پذیرفتم، ورق برگشت. سیاهی و سفیدی در کنار هم معنا دارند و دو روی یک سکه هستند.
✨پرده سوم
میپرسم من به صدای درون دسترسی دارم. اما نمیدانم مرز بین شهود و عقل کجاست. تا کجا به شهود توجه کنم و از کجا به بعد از ابزار عقل کمک بگیرم. من بلدم که آنقدر پافشاری کنم تا صدای درون پاسخم را بدهد اما گاهی فکر میکنم شاید به جای آن باید به عقل خودم تکیه کنم. آیا در این دوره به این سوال من پاسخ داده میشود؟
میگوید من پاسخی برای تو ندارم. تمام پاسخها در درون توست. باید بودن در لحظه و ذهنآگاهی را تجربه کنی. نمیتوانم بگویم این نوع بودن برای هر کس چه هدیهای به ارمغان میآورد. تنها میتوانم بگویم که برایت پر از شگفتی خواهد بود. این بازی ذهن است که میخواهد به آینده و بر همه چیز اشراف پیدا کند. ابهام مقدس را در آغوش بگیر و به مسیر اعتماد کن.
✨پرده چهارم
میگوید اگر بتوانی فعالانه گوش دادن را به کسی هدیه بدهی، بخش زیادی از نیازش را برآورده میکنی. فعالانه گوش دادن یک فرایند سه مرحلهای است. اولین مرحله شنیدن کلمات، لحن، زبان بدن، احساسات، هیجانات، باورها، ارزشها و نیازها و حتی نگفتههای طرف مقابل است. دومین مرحله ادراک است و سومین مرحله واکنشی مانند سکوت، تایید، بازخورد و یا سوال برای اطمینان به طرف مقابل است که او را میشنوی.
در تمام این فرایند، باید ذهنت را از خود خالی کنی. بیش از ۹۹ درصد جهان فضای خالی است و ما ذرات یا ارتعاشات یا تجسماتی در این فضای خالی هستیم. هرچقدر بتوانی از خود تهی شوی و ظرفی شوی به تمامی آماده برای دیگری، بدون حضور باورها و فیلترهای خود برای قضاوت، شنوندهی بهتری خواهی بود.
📍پینوشت ۱: ویدیو مربوط به محوطهی کافیشاپ جنگلی در باشگاه محمودآباد شرکت نفت؛ آذر ۱۴۰۳.

