دسترسی به آن آگاهی برتر

(ناهیدنامه 0157 – ۲۸ مهر ۱۴۰۳)

می‌گوید تو اول باید راهت را پیدا کنی و بعد بر اساس آن تصمیم بگیری که آیا می‌خواهی با کسی همراه شوی یا نه. تا آن زمان نمی‌توانی و نباید به همراهی با دیگران فکر کنی.

می‌گویم گاهی خودم را یک مستندساز تصور می‌کنم، گاهی سفیر سازمان ملل، گاهی یک نویسنده، گاهی مربی و کوچ انسان‌ها و حتی گاهی یک هنرمند. تصورهای دیگری هم دارم. اما همه‌ی آن‌ها نیاز به دوره‌ی آموزشی دارند و بین تمام آن مسیرها مرددم.

می‌گوید تو در این مرحله به هیچ آموزش و ابزار بیشتری نیاز نداری. این همه ورودی که در این سال‌ها به مغزت دادی کافی است. از سنی به بعد دیگر نباید دنباله‌روی دیگران باشی. زمان آن رسیده که اثر خاص خودت را خلق کنی.

می‌گویم اما فضا برایم خیلی مبهم است. نیرویی در درون برای خلق و پروراندن فشار می‌آورد و صدایی درونی حرف تو را تایید می‌کند. آنقدر قوی است که حتی این انرژی و توان را در خودم می‌بینم که چندین کودک را به فرزندی بپذیرم و یا در یک دبیرستان تدریس کنم. اما نمی‌دانم آن چیزی که باید بپرورانم و آنچه باید خلق کنم، چیست؟

می‌گوید باید تلاش کنی به منبع بزرگ آگاهی وصل شوی. آن وقت به شیوه‌ای غیر معمول می‌فهمی آن چه را نمی‌دانی.

می‌گویم نگرانی از این که چرا بعد این مدت فضا شفاف نشده، آرامشی که برای وصل شدن به آگاهی برتر نیاز دارم، از من می‌گیرد.

می‌گوید تصمیم بگیر که برای دو سال تنها پروژه‌ات، پروژه‌ی بودن باشد. در این مدت، قناعت پیشه کن. بپذیر که در این مدت به دنبال هیچ دستاوردی جز تجربه‌ی بودن نباشی. و بعد تمرین‌ها را در برنامه‌ی روزانه‌ات بگنجان.

📍پی‌نوشت ۱: تصویر مربوط به بوستان کودک (تهران، خیابان ایران زمین) در مهر ماه ۱۴۰۳.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *